پرش به محتوا

سيوستان

تحلیل ها، تبیین ها، اعتراضات و فریادهای شریف سیستانی

بایگانی

برچسب: امام خامنه ای

در روزهایی که دولت آمریکا با همراهی متحدانش آخرین زورهایش را برای اعمال فشار به ایران می زند، به ناگاه اظهارات یکی از مسئولین کل فضای سیاسی کشور را دچار التهاب می کند. آقای هاشمی رفسنجانی در اظهاراتی که احتمالا مکنونات قلبی چند ده ساله وی را بیان می کند به اظهار نظر در مورد برقراری ارتباط با آمریکا و مذاکره با آمریکا سخن می گوید.

وی در مصاحبه ای که از ایشان در فصلنامه مطالعات بین الملل و سایت شخصی شان منتشر شده است، خودشان را فردی که همواره معتدل فکر کرده و عمل کرده معرفی نموده و در نقطه مقابل به تفکرات دگم اشاره نموده بود. وی در خصوص مسئله قطعنامه (که منجر به قبول صلح و نوشیدن جام زهر توسط حضرت امام رحمت الله علیه شد)، ورود خودش با موضع معتدل و مذاکره را پیش کشیده و به آن اشاره نمود. همچنین وی نزدیکی جناحهای موسوم به راست و چپ به خویش را نیز به سبب موضع معتدل خویش اعلام کرده بود.

برخی از نظرات وی:

ادامه مطالعه …

سخنان دیروز مقام معظم رهبری امام خامنه ای در جمع زائرین بارگاه منور حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام یک پیام روشن و صریح برای جوانانی که امروز به بهانه های واهی متهم به تندروی و عدم پایبندی به قانون می شوند داشت. ایشان این جوانان مومن و انقلابی را دعوت به مراعات  قانون و اخلاق اسلامی نمودند و از سوی دیگر خیلی صریح حمایت خویش را از این جوانان غیور و مؤمن اعلام نمودند.

ایشان فرمودند:

نباید به این بهانه {بدگویی علیه برخی از مسئولان} جوانان انقلابی را به عنوان "جوانان تند" شماتت کرد. من همه جوانان غیور و مؤمن کشور را فرزندان خود می دانم و از آنها حمایت می کنم و البته همه باید با رعایت اخلاق اسلامی، قانون را مراعات کنند.

مسلما این فرموده حضرت آقا باعث خواهد شد که جوانان انقلابی که پیش از این با نصب العین قرار دادن فرمایشات مقام عظمای ولایت، احساس مسئولیت نموده و وارد عرصه شده بودند، با مراعات قانون و با پشت گرمی حمایت امام خامنه ای به عنوان پدر معنوی همه جوانان مومن و انقلابی در انجام وظایف انقلابیشان محکم و استوارتر گردند.

از سوی دیگر انتظار می رود که دیگر شاهد برخی شماتت و احتمالا برخوردهای ناروایی که توسط عده ای از مسئولین در حق جوانان دلسوز، مؤمن و انقلابی روا داشته شده نیز نباشیم.

از خدای متعال درخواست می کنیم به همه مومنین و خادمین انقلاب اسلامی توفیق بدهد با به دست آوردن جنبه حضور در عرصه سیاسی انقلاب اسلامی که بی شک در حکم جهاد بوده و ثوابی عظیم دارد، و با مراعات قانون اساسی سبب رضایت قلبی حضرت آقا را فراهم آورند.

سال ۱۳۹۱ توسط مقام معظم رهبری امام خامنه ای به سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی نامگذاری گردید. و بدین ترتیب برنامه یکساله نظام، دولت و ملت ایران برای سال ۹۱ مشخص گردید، یعنی حمایت از تولید داخلی (تولید ملی)، حمایت از کار ایرانی و حمایت از سرمایه های ایرانی. و به لطف خدا این روند حمایت از تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی که آغاز شده تأثیرات مهمی را در  تاریخ ایران اسلامی برجای خواهد گذاشت. در واقع سال ۱۳۹۱ تداوم همان جهاد اقتصادی است که حضرت آقا برای سال ۹۰ مطرح فرموده بودند. و امید است که به لطف خدا همانگونه که مردم و مسئولین در سال ۹۰ به خوبی در جهاد اقتصادی درخشیدند بتوانند این درخشش را با حمایت از تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی در سال ۹۱ تدوام بخشند.

متن پیام مقام معظم رهبری به مناسبت سال ۱۳۹۱ هجری شمسی:

ادامه مطالعه …

همواره مسئله به روز بودن حوزه های علمیه و آشنایی حوزه با پیشرفت های علمی و مکاتب شکل گرفته در محافل علمی دنیا جزو مسائل مهمی بوده است که باید توجه ویژه ای به آن می شده است. اما متأسفانه به دلیل سرگرمی ها و مشغولیت های زمان گیر در داخل فضای علمی حوزه همیشه حوزه های علمیه از آن غفلت نموده اند، به گونه ای که حتی برای برخی امر مشتبه شد که دوران حوزه گذشته  و فرهنگ حوزه به تاریخ پیوسته است.

حوزه علمیه تا قبل از همین دوران معاصر و قبل از شکل گیری مدارس جدید، متصدی آموزش و توسعه علوم در جامعه اسلامی بوده است، لذا با همین رویکرد همواره هر نوع تغییر، پیشرفت یا نظریه جدیدی در هر کجای جهان شکل می گرفته، حوزه علمیه با ردیابی آن به بهترین شکل ممکن آن را هضم می کرده است و پاسخ مناسب برای آن را ارائه می داده است. اما متأسفانه با شکل گیری شیوه های جدید اطلاع رسانی حوزه های علمیه نتوانستند خودشان را با سرعت توسعه علوم مطابقت داده و انبوهی از مسائل روز بدون پاسخ ماند.

ادامه مطالعه …

از دیدگاه مقام معظم رهبری، امام خامنه ای یکی از جنبه های ناصحیح برخورد با جایگاه علوم حوزوی این است که در حوزه فقط فقها علمای حوزه شناخته بشوند و سایر علماء که عمرشان را صرف سایر رشته های علوم حوزوی نموده اند، قدرشان به درستی شناخته نشود. این که در حوزه محور علوم حوزوی فقط فقاهت باشد و فقط به فقاهت اهمیت داده بشود سبب خواهد شد که سایر علوم حوزوی مغفول واقع بشوند. حوزه باید نسبت به این مسئله هوشیار باشد. باید شأن و منزلت جایگاه همه علماء به خوبی دانسته شود و به همان اندازه که به فقها اجر نهاده می شود، برای علمای سایرعلوم حوزوی یعنی تفسیر، فلسفه، کلام، تاریخ و علوم قرآن نیز اهمیت قائل بود.

بی شک علمای فلسفه، تفسیر، تاریخ، کلام و علوم قرآن نیز در پیشبرد و پیاده سازی فرهنگ اسلامی همانند فقها تأثیرگذار بوده و نقشی بسیار مهم را به عهده دارند. از سوی دیگر پیشرفت این علوم به پیشرفت فقاهت و انجام بهتر وظایف فقها منجر خواهد گشت.

ادامه مطالعه …

فرمایشات گهربار مقام معظم رهبری در جمع مردم ولایتمدار قم بسیار مهم و تاریخی بود. ایشان بار دیگر در جمع مردم قم در مورد بصیرت و ویژگی مردمان ولایتمدار سخن گفتند. امام خامنه ای اوضاع تشبیه امروز مملکت ما را به اوضاع شعب ابی طالب نادرست دانستند و اوضاع فعلی را همچون اوضاع بدر و خیبر دانستند. ایشان انتخابات آتی را دشمن شکن و مایه دمیده شدن خون تازه در رگهای انقلاب ارزیابی نمودند.

مشروح سخنان ایشان به نقل از سایت دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه ای:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
خداى متعال را سپاسگزاریم که نفسهاى گرم و دلهاى بانشاط جوانان قم، به مناسبت نوزدهم دى، یک بار دیگر فضاى این حسینیه را معطر کرد. یقیناً آگاهى و بیدارى و بصیرت مردم عزیز قم و پاسخى که آنها با همه‌ى وجود خودشان به حوزه‌ى علمیه و به مرجع تقلیدشان دادند، یک حادثه‌ى ماندگار در طول تاریخ است و خواهد ماند.

ادامه مطالعه …

و من یتول الله و رسوله و الذین آمنوا فان حزب الله هم الغالبون
و کسانى که ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند، پیروزند; (زیرا) حزب و جمعیت خدا پیروز است. ۵۶مائده

روز ۱۹ دی نمادی است از یک روز، روزی که به همه مردم جهان اثبات می کند که مردم قم از ابتدا پای این انقلاب ایستاده اند و تا آخر بر عهد خویش استوار خواهند ماند. روزی که همه امت حزب الله در هر جای جهان که باشند، چشمانشان را به حسینیه امام خمینی رضوان الله تعالی علیه می دوزند تا عمیق تری صحنه های عشقبازی مردم ولایتمدار قم با ولی امر مسلمین حضرت امام خامنه ای مد ظله العالی را شاهد باشند.

آری مردم قم همیشه ثابت کرده اند که کوفی نیستند و قم کوفه نیست. مردم قم در زمان امام سید علی بر عهدی که با امام روح الله بسته اند محکم و استوارند.

ادامه مطالعه …

این روزها سردبیر سابق روزنامه آفتاب یزد به خودش اجازه داده تا وقاحت را به حدّ اعلای خودش برساند و در مطلبی با عنوان «آیت الله خامنه ای لطفا ادامه بدهید!» با جسارت به ساحت مقدس مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای شاید عقده های چند ساله اخیرش از بسته شدن نان دانی هایش  را بگشاید و شاید بتواند بر مقدار سنت هایی که این روزها با توجه به سرد شدن بازار فتنه سبز دیگر به سختی در آن سوی مرزها گیر می آید، بیفزاید.

سخنگو و مشاور ارشد مهدی کروبی در خارج از کشور اقدام به نوشتن اراجیفی کرده که تنها به درد شیخ اصلاحات و بادمجان دورقابچی ها (اعتماد ملی) می خورد، حرفهایی که شاید خریدارانش فقط افراد سفیه و ساده لوح باشند و بس.

تکلیف مجتبی واحدی و امثال وی که مصداق «صم بکم عمی فهم لا یعقلون» کاملا مشخص است، اما جهت روشن شدن آنهایی که شاید ندانسته در دام اظهارات سرتاسر پوچ وی بیفتند بر خودم لازم می دانم که چند نکته را روشن کنم:

اول اینکه مرحوم حاج سید احمد آقای خمینی رضوان الله تعالی علیه، در تأیید اجتهاد و شایستگی حضرت آیت الله سید علی حسینی خامنه ای مد ظله العالی در بخشی از پیام خود به ایشان پس از انتخاب وی به رهبری نظام مقدس جمهوری اسلامی چنین آوردند :

« حضرت امام (ره) بارها از جنابعالی به عنوان مجتهدی مسلّم و نیز بهترین فرد برای رهبری نظام اسلامیمان نام می بردند.»

و البته برای ما عجیب نیست که فردی همچون مجتبی واحدی علی رغم اینکه متولد شهر قم است و با خانواده های روحانی و القاب مرسوم در حوزه آشناست، اما باز از در عداوت در آمده و در انتساب لقب آیت الله به مقام معظم رهبری بخل بورزد. خدا را به جهت رهبری فقیه، دانشمند و فرزانه همچون امام سید علی خامنه ای روحی فداه شکر می گویم.

دوم اینکه جناب آقای حسینعلی منتظری هرگز از درجه آیت اللهی خلع نشدند، اصولا آیت الله بودن درجه ای نیست که بتوان کسی را از آن خلع کرد یا این درجه را به وی اعطا نمود. نکته جالبی که همواره در مورد مرحوم منتظری شنیده شده است این است که همگان می گفتند که آقای منتظری از کسانی بود که علی رغم اینکه انسان با سوادی بود، فقیه بود، اما علمش به کمکش نیامد و در دام اطرافیان افتاد. در طول تاریخ هم کم نداشتیم از بزرگانی که به خاطر نداشتن بصیرت گرفتار شده اند. ما که در سرزمین فقاهت (قم) زندگی می کنیم بیشتر از کسان دیگر به حال آقای منتظری نگران بودیم.

اما علی رغم هشدار حضرت امام رحمت الله علیه بعد از خلع ایشان از قائم مقام رهبری مبنی بر اینکه مواظب اطرافیانشان باشند، متأسفانه ما شاهد بودیم روز به روز افرادی در اطراف دفتر ایشان رفت و آمد می کردند که هیچ نسبتی بین آنها و نظام  اسلامی نبود. گاهی چنین برداشت می شد که دفتر ایشان شده پاتوق ضد انقلاب و البته برداشت صحیحی هم بود.

در مورد مراسم تشییع ایشان مردم ولایتمدار قم خیلی خودداری کردند و اجازه دادند که مراسم وی در حد یک تشییع برگزار شود، هر چند برخی از میهمانان حرمت نگه نداشتند و شیطنت کردند. اما ما دیدیم آنها که مرجعشان آقای منتظری بود دنبال با شکوه برگزار شدن مراسم بودند و آنهایی که مراسم مرحوم منتظری صرفا برایشان بهانه ای بود که اهداف رذیلانه شان را دنبال کنند، کردند.

نکته سوم اینکه من این جمله را در نوشته آقای واحدی خیلی دوست داشتم و بارها با خواندن آن خندیدم. «مگر کروبی شجاع ،به خاطر ملقب بودن به لقب آیت الهی، اینگونه به قلب میلیونها ایرانی راه یافته است؟». یاد روزهایی افتادم که آقای کروبی ذوق زده با پولی که از شهرام جزایری گرفته بود، دفتر شهریه ای در قم جور کرد و اقدام به توزیع شهریه در بین طلاب استان لرستان نمود؛ آن هم با این تابلو «شهریه حضرت آیت الله کروبی، استان لرستان» البته جهت اطلاع عرض می کنم که این اتفاق در دوران اصلاحات رخ داد، همان زمانهایی که آقای کروبی رئیس مجلس بودند و اتفاقا هیچ کس هم به ذهنش خطور نکرد که آقای کروبی که بعدها نشان داد حتی ادبیات عرب را درست نخوانده است دنبال جعل عنوان آیت اللهی برای خویش است. خدا حفظش کند آقای کروبی و حامیانش را اصولا به خنداندن مردم و خلق آثار با مزه و ماندگار در ذهن علاقه دارند.

نکته چهارم اینکه از آقای واحدی توقعی نیست که بتواند عشق به ولایت را بفهمد، چون احتمالا ایشان قبل از آن عشق و ارادت به معصومین علیهم السلام را نتوانسته درک نماید. و گرنه با اندک تأملی می توانست بفهمد که برای حضور این همه مردمی که در استقبال از رهبر فرزانه انقلاب از ساعت ها قبل از حضور ایشان در شهرشان به پیشواز می روند، هیچ دلیلی به غیر از عشق به ولایت که آن را در راستای عشق به امام می دانند متصور نیست. تنها آنهایی که می توانند خورشید را انکار کنند، می توانند این معنا را نیز انکار کنند.

نکته پنجم اینکه صفت رفتار فرعونانه تنها شایسته دوستان و هم مسلکان شماست. همانهایی که مردم در معادلاتشان هیچ جایی نداشت و هرگز مردم را حساب نمی کردند. خرده مدیران ریز آن دوران چنان مغرور با مردم صحبت می کردند که گویا مردم رعیتشان هستند، و به مردم ثابت کردند که تحمل شنیدن حرف مخالف را نداشته و ندارند. همانهایی که در طول دوران حکومتشان از هر چه توانستند ضایع کردند، و خوردند و بردند و روا دانستند هر ظلمی را بر این مردم. اگر به شما نرسید، بگذارید روی حساب کم عرضگی خودتان که  تنها به کاسه لیسی اکتفا کردید. هنوز مردم یادشان هست که روزهای قبل از انتخابات ۷۶ جانبازی در مراسم تبلیغات انتخابات از آقای خاتمی پرسید، آقای خاتمی شما مدرک دکترایتان را از کجا گرفتید؟ و مجری جلسه در جواب وی سیلی محکمی در گوش وی به یادگار گذاشت. آری، این بود گفتمان دوران اصلاحات؛ و البته آزادی و سوت و کف به سان پوست شکلات در دستان جوانهایی که روی رأیشان خیلی می شد حساب باز کرد.

نکته ششم اینکه در جایی از نوشته سخنگوی خارج از کشور کروبی آمده بود:

… جز با کوچ شما به دنیای دیگر یا به پایان رسیدن ریاست متزلزل شما بر کشور ، میسر نخواهد بود

باید خاطر نشان کرد که اولا جمهوری اسلامی یک حکومت الهی است و این عقیده ما نیست، عقیده بنیان گذار آن حضرت امام رحمت الله علیه بود، هر چند احتمالا این عقیده امام در فهرست برداشتها و تفسیرهای ارائه شده شما از حضرت امام جا نداشته و ندارد و مردم می دانند که قوام حکومت اسلامی به افراد نیست، و خود خدا ضامن حفظ و بقای آن است، بنابراین برای من مثل روز روشن است که چه امام روح الله و چه امام سید علی زمام حکومت اسلامی را به عهده داشته باشند، هیچ خللی به این مسیر وارد نخواهد شد و کشتی انقلاب اسلامی در مسیر خویش پیش خواهد رفت و اگر عاقل باشیم می فهمیم که کفهایی که از کنار کشتی گاهی از آب سر بر می آورد خیلی زود تبدیل به نیست خواهند شد. ثانیا مشکل نویسنده آن متن این است که با محاسبات خودش ریاست را معنا می کند. همه در ایران می دانند که حضرت آیت الله خامنه ای تنها مخالف رهبری خودشان در جلسه انتخاب رهبر بعد از رحلت حضرت امام بودند. ریاست طلبی تنها شایسته کسانی است که جوش آن را می زنند.

نکته هفتم اینکه آقای واحدی شاهد مثالهایی از تحمیل بر رهبر عزیز انقلاب آورده اند که در هر سه قضیه (کوی دانشگاه، انتخابات ۸۸ و مسئله هسته ای در دوران خاتمی) برای همه واضح و شفاف است که تلاشهایی که در آن زمان صورت گرفت، همه طرحهایی بودند که کارگردانان آن در خارج از کشور حضور داشتند. این نشان می دهد که ایشان از همان زمانها با این به اصطلاح تحمیل ها موافق و هم جهت بوده اند و این یا نفاق ایشان را نشان می دهد. اولین شاهد مثالشان احتمالا بر می گردد به سال ۷۸ زمانی که ایشان مشاوره رسانه ای آقای کروبی رئیس مجلس ششم بوده اند. و یا اینکه ثابت می کند که ایشان موج سوار ماهری هستند.

نکته هشتم اینکه ایشان در بخش دیگری از نوشته شان گفته اند که : «شما هیچ نشانه ای از تمایل به اصلاح از خود بروز نداده اید لذا نمی دانم دوستانم به کدام امید، شمارا به اصلاح فرامی خوانند؟» باید چند نکته را متذکر شد: اول اینکه کسانی نیازمند اصلاح هستند که خطایی کرده باشند و در جریان هایی که ذکر شد واضح است که شما و دوستانتان خطاکار بودید. به شما فرصت هم داده شد که توبه کنید و از هم دستی با دشمنان نظام اسلامی دست بردارید؛ حتی علی رغم میل مردم به محاکمه فتنه گران،  بنابر مصالحی محاکمه سران فتنه عقب انداخته شد. رهبر معظم انقلاب بحث جذب حداکثری را مطرح کردند، شاید آنهایی که خطا کرده اند بازگردند؛ اما چه می شود کرد که برق سنت های آمریکایی چشم ها را کور کرده است. دوم اینکه ناخواسته به این اشاره شده است که هنوز دوستان دشمنان نظام در داخل هستند، همانهایی که در کمال وقاحت می خواهند رهبری را امر به اصلاح نمایند. و سوم اینکه همه می دانند که نوشته آقای واحدی با هدف تأثیرگذاری بر انتخابات آتی مجلس نوشته شده است، و این لزوم هوشیاری مردم در جهت خنثی سازی فتنه ای احتمالی را که در حال برنامه ریزی است گوشزد می نماید.

نکته نهم اینکه اشاراتی در این نوشته هست که سندی روشن بر هدف اصلی فتنه ۸۸ و جهت گیری اصلی ضد انقلاب است و آن اینکه در آن فتنه هدف کنار زدن شخص ولی فقیه بوده است، نه مشارکت در تعیین سرنوشت.

پس من بر خلاف دوستانم از شما می خواهم به کارهای خودتان ادامه دهید ، زیرا تنها با ادامه موقت حکومت شما، آخرین حلقه ها از زنجیره آگاهی مردم ایران تکمیل خواهد شد. حکومتی که به نام شما ثبت شده باید چندی دیگر ادامه یابد تا خوش بین ترین ایرانیان نیز بدانند که نام ایران واسلام، ملعبه ای در دست مزدوران شماست

نکته دهم اینکه در جایی از نوشته اظهار تردید شده بود که حضرت آقا بر حکومت تسلط داشته باشند. من می خواهم بگویم که اصلا ایشان نیازی به تسلط بر حکومت ندارند، زیرا نظام اسلامی مبتنی بر خواسته مردم است و تسلط بر حکومت اسلامی یعنی تسلط بر قلوب مردم و خدا را شاکریم از این جهت که با اتمام دوران اصلاحات و نشستن غبارهای فتنه عشق و ارادت مردم به ایشان چند برابر شد. گواهش همین نهم دی ۸۸، همان روزهایی که شما نتوانستید پیام مردمی را تحمل کنید و بار سفر بستید.

نکته یازدهم اینکه نویسنده به خود جرأت داده برای موجه و اسلامی نشان دادن نوشته خود، با این حربه وارد شود که هیچ اعتراضی به قرآن سوزی صورت نگرفت. درست است که ایشان در خارج از کشور زندگی می کنند و از اوضاع داخل ایران خبر ندارند، ولی حق ندارند که برای درست نشان دادن ادعاهایشان دروغ پراکنی کنند؛ حداقل می توانستند به گوگل مراجعه کنند و در مورد اعتراضات مردمی در این واقعه جستجو کنند.

نکته دوازدهم اینکه ظاهرا ایشان دعواهای سیاسی داخلی را به مثابه وجود مشکلات عدیده سیاسی و اقتصادی و وجود فسادهای عمیق می پندارند، و این از روزنامه نگار کهنه کاری چون ایشان بعید است. هر چند کشمکش های سیاسی هیچ گاه مورد تأیید مقام معظم رهبری نبوده و نیست، ولی همین وجود احزاب سیاسی سالم و در مسیر انقلاب است که ضامن حفظ نظام است.

نکته سیزدهم اینکه در نوشته مزبور سعی شده که از اختلافات عمیق بین رهبری و آقای احمدی نژاد تعبیر به ایستادن احمدی نژاد در برابر رهبر شود. واقعیت این است که مشروعیت آقای احمدی نژاد و هر رئیس جمهور دیگری از برکت وجود مقام معظم رهبری است. مردم آقای احمدی نژاد را به عنوان خادم ملت می شناسند و تا وقتی حمایت رهبری وجود داشته باشد از وی حمایت می کنند. آقای احمدی نژاد هم نهایت تلاشش را در جهت خدمت به مردم می کند. همین که جناح اصلاحات در انتخابات ۸۸ با تمام قدرت وارد شد تا احمدی نژاد را زمین بزند و نتوانست نشان می دهد که اصلاحات از احمدی نژاد و از مسیری که وی پیش گرفته می ترسد. رهبری عزیز معتقدند که قطار انقلاب با سرعت در حال حرکت است و خوشحالیم از اینکه فرزندی از جنس ملت هم اکنون مسئولیت امور اجرایی این قطار و سازندگی کشور را به عهده گرفته است. این نکته را نیز باید یادآور شد که آقای احمدی نژاد با افتخار خود را سرباز و مطیع ولایت می داند.

نکته چهاردهم اینکه آقای واحدی در نوشته شان سعی کرده بودند که حمایت جمهوری اسلامی از جریان مقاومت اسلامی و بیداری اسلامی را امری در جهت حفظ حکومت شخصی جلوه دهند. واقعیت این است که به لطف اندیشه های بلند حضرت امام رضوان الله تعالی علیه و تلاشهای رهبری فرزانه امروز جریان بیداری اسلامی و مقاومت اسلامی حرف اول را در سیاست منطقه می زند. امروز خاورمیانه به پایان دادن سلطه اجانب در منطقه، برپایی حکومت اسلامی و احیای تمدن اسلامی می اندیشد و این درست در زمانی است که دلبستگان به آمریکادر همه کشورهای اسلامی مثل شما به زودی مجبور خواهند شد که به شما در آن سوی مرزها بپیوندند.

متأُسفانه یکی از مشکلات اساسی که حوزه علمیه ما دچار آن است، این است که شناخت درستی از ماهیت و واقعیت وجودی خویش ندارد. افراد صرفا از برکات حوزه علمیه بهره مند می شوند بدون اینکه در نقش و جایگاه آن تدبر درست و کافی داشته باشند. بی شک شناخت ماهیت و واقعیت حوزه علمیه برای ادامه حیات و بالنده و پر اثر تر شدن این شجره طیبه مؤثر خواهد بود.

مقام معظم رهبری در بیست سال پیش از این یعنی ۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۷۰ ضرورت این مسأله را گوشزد نموده بودند، ولی متأسفانه مثل سایر ارشادات دیگری که ایشان در مورد حوزه داشتند، این نکته ظریف و مهم هم مغفول ماند. (گرچه در سالهای اخیر اقداماتی در حوزه های علمیه و علی الخصوص شورای عالی حوزه های علمیه با راه اندازی دفاتری نظیری مطالعات راهبردی و شبیه به این صورت گرفته، اما این فرمان رهبری همچنان بر روی زمین مانده است.)

مطلب اول درباره‏ ى نقش حوزه‏ هاى علمیه است. در جامعه‏ ى ماچه در گذشته، چه حال و چه در آینده – درباره‏ ى این نقش باید خیلى مطالعه و تدبر بشود. از مجموعه‏ ى روحانیت، بخصوص حوزه‏ ى علمیه را انتخاب کردیم؛ چون این‏جا مزرع علماى دین و پرورشگاه نهال هاى بالنده‏ ى فقاهت در آینده است. این حوزه‏ ها در طول زمان توانسته‏ اند اولاً دین را حفظ و تبیین کنند – که اگر زحمات حوزه‏ هاى علمیه از آغاز تا امروز نمى‏ بود، یقیناً از دین و حقایق دینى چیزى باقى نمى ‏ماند؛ بقاى دین مدیون تلاش علمى حوزه‏ هاست – ثانیاً توانسته‏ اند روحیه‏ ى دینى مردم را تقویت کنند. از این حوزه‏ ها بوده است که علما و مبلّغانى برخاستند و در میان مردم تبلیغ دین کردند و روحیه‏ ى دینى را در مردم تقویت نمودند و همچنین توانستند فکر جامعه را هدایت کنند. از هزار سال پیش تا امروز – یعنى بعد از دوران حدیث و متن‏ گرایى، و از اول دوران استدلال – این حوزه‏ هاى علمیه بودند که توانستند فکر دینى مردم را هدایت کنند و به آنها روحیه‏ ى دینى بدهند و دین را حفظ نمایند.

در طول زمان، در مسائل سیاسى هم این حوزه ‏ها تأثیر گذاشتند، و ما این را در تاریخ گذشته‏ ى خودمان هم دیده‏ ایم؛ مثل دوران علامه‏ ى حلى(رضوان‏ اللَّه‏ علیه) که مدرسه‏ ى سیار داشت و طلاب را حتّى با خود در شهرها و بلاد گوناگون حرکت مى ‏داد؛ و قبل از آن، در زمان شیخ طوسى و شاگردان آن بزرگوار، که در آفاق دنیاى اسلام پخش مى ‏شدند – چه در طرف شرق، چه در طرف غرب؛ مثل شهرهاى شام و طرابلس و مصر و دیگر مناطق – و یا در زمان سیّد مرتضى؛ و چه در زمان هاى نزدیک به زمان ما، مثل دوران قبل از شیخ انصارى، زمان مرحوم کاشف‏ الغطاء، که حوزه‏ هاى علمیه آن وقت در وضع تحولات جارى زندگى مؤثر بودند؛ و بعد شاگردان شیخ انصارىمثل مرحوم میرزاى شیرازى – و بعد آخوند خراسانى و دیگرانى که نقش آن ها را در قضایاى قبل از مشروطیت و در خود قضیه‏ ى مشروطیت و بعد از آن تا زمان ما، همه مى‏ دانند (یعنى باید گفت همه هم نمى‏ دانند. متأسفانه این جزو مباحث کم ‏تحقیق‏ شده و کم‏ کار ماست؛ باید همه بدانند. این ها چیزهاى دانسته‏ شده و شناخته‏ شده و ثبت‏ وضبط شده‏ یى است)؛ و چه در زمان ما، که تحرک ملت و تحقق انقلاب اسلامى و حدوث جامعه‏ یى با پایه‏ هاى اسلامى، به وسیله‏ ى حوزه‏ هاى علمیه انجام گرفت. استاد حوزه‏ ى علمیه بود که پیشاهنگ بود. طلاب و فضلاى حوزه‏ ى علمیه بودند که در سرتاسر کشور، سربازان آن فرمانده و آن رهبر بودند. کارى انجام گرفت که در طول تاریخ اسلام، از بعد از صدر اول تا امروز انجام نگرفته بود، و آن تحقق این نظام اسلامى بود. در دوران بعد از انقلاب تا امروز هم که حضور طلاب و حوزه‏ هاى علمیه در مراحل مختلف انقلاب واضح است.

پس، حوزه‏ ى علمیه از جهات مختلف براى جامعه یک نقش حیاتى دارد و – همان‏طور که عرض کردیم – این باید مورد تدبر قرار بگیرد؛ یعنى کسانى روى این فکر کنند، تحقیق کنند، مواد لازم را جمع ‏آورى کنند و در این زمینه فکر نو ارائه نمایند.

سال ۸۸ دشمن کمر بسته بود به شکستن کمر انقلاب، چیزی از جنس انقلاب مخملی و با هماهنگی لشکر پیاده نظام فتنه و در همنوایی و هم صدایی منافقین و اپوزیسیون و سلطنت طلبان و بهائیان در کنار عناصر فاسد العقیده وابسته به جناح اصلاحات می رفت تا خوابی را تعبیر نماید که در آن ریشه اسلام ناب محمدی زده شود؛ هدف اصلی جریان این فتنه اصل ولایت فقیه بود. اما خدا خواست تا به برکت عاشورای حسینی امت همیشه بیدار و همیشه در صحنه حزب الله در روز ۹ دی درسی تاریخی به دشمنان و معاندان بدهند و بساط ۸ ماه فته افکنی فتنه جویان سبز را با قیام مردمی شان جمع نمایند.

آری این خواست خدا بود، و روز نه دی هر چه بود حضور پرشور و انقلابی برای دفاع از اسلام ناب محمدی و سپر کردن سینه ها در دفاع از ولایت بود. امت حزب الله در قیام خود با رگ های برخاسته از غیرت و دینداری آمده بودند تا سیلی محکمی را به گوش آمریکا و جیره خوارانش بزنند و خدا خواست که موج های پرشور حضور مردمی آبی باشد بر آتش فتنه سبز. فتنه ای که در متون تاریخی از صحنه غبارآلودش وصف ها گفته بودند.

و چگونه ملت با بصیرت ایران اسلامی با پرچمداری امام خامنه ای -روحی فداه- توانست راه حق را در این فضای غبارآلود بازشناسد و کاروان انقلاب را در مسیر صحیح خویش هدایت نماید، نکته ای است که گویندگان و نویسندگان سال ها و سال ها باید درباره آن بگویند و بنویسند تا ذرّه ای از عظمت آن واقعه عظیم مشخص شود.

روز نهم دی یوم الله بود، روز قیام برای خدا. روز به پاداشتن شعائر الله. روزی که می توانستی سوره نصر را با غرور زیر لبانت زمزمه کنی؛ آری، بار دیگر ام القرای جهان اسلام زیر پای مردان و زنان با غیرت مسلمان فتح گردید و خوب بود اگر می خواندی: " اذا جاء نصر الله و الفتح  و رأیت الناس یدخلون فی دین الله أفواجا  فسبّح بحمد ربّک و استغفره إنّه کان توّابا" و یادت باشد که تا هر وقت و هر جای دیگر که یاد حماسه نه دی زنده است تو باید به حمد خدا تسبیح گویان باشی.

نهم دی برای همیشه تاریخ زنده است….