پرش به محتوا

سيوستان

تحلیل ها، تبیین ها، اعتراضات و فریادهای شریف سیستانی

بایگانی

برچسب: انتقاد

بعضی از ما متأسفانه فقط یاد گرفتیم از همه چیز انتقاد کنیم، و ظاهرا به غیر از این هیچ کار دیگری بلد نیستیم؛ مهم نیست از چه کسی و یا چه چیزی و به چه دلیلی انتقاد می کنیم، فقط برای ما مهم این است که غر بزنیم. این در مورد مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خیلی شایع است و گهگاهی دیده می شود، افرادی پر ادعا که فقط تنها هنرشان کوبیدن دیگران است، شروع می کنند به بد و بیراه گفتن به زمین و زمان. شاید همین ها هم هستند که همه را به کیش خودشان می پندارند. افرادی که می توان آن ها را جزو افراد تیپ همیشه ناراضی جای داد. مطلبی در وبلاگ یکی از دوستانم خواندم که مقدمه ای شد برای مطرح کردن این بحث، به امید اینکه یاد بگیریم درست و به جا انتقاد کنیم و برایمان مهم باشد که عقب افتادگی هایمان را جبران کنیم.

ادامه مطالعه …

امروز موفق شدیم که یک وقت خالی گیر بیاوریم و به همراه خانواده برای دیدن فیلم اخراجی ها ۳ برویم. فیلمی که در ادامه سری فیلمهای سینمایی موفق از نظر فروش مسعود ده نمکی ساخته شد و نکته جالب اینکه این بار ده نمکی علاوه بر نویسندگی و کارگردانی خودش هزینه تولیدکنندگی این اثر را تقبل کرده و خواسته که سود و زیان این فیلم هر چه که باشد از آن خودش باشد.

اخراجی ها 3، مسعود ده نمکی

خیلی قصد ندارم که با دید منتقدانه درباره اخراجی ها ۳ صحبت کنم، زیرا بعد از خروج از سینما به کسانی که همراهم بودند اشاره کردم که ده نمکی شانس آورد که اخراجی ها ۳ به بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر نرسید و این فرصت خوبی است تا اخراجی ها ۳ با توجه به خاطره خوبی که مردم از دو اثر قبلی این فیلم به خاطر دارند بار دیگر از کار ده نمکی یک اثر پرفروش بسازند. زیرا به خوبی این مطلب را حدس می زدم که تیغ تیز منتقدان بی رحم سینمای ایران، و همچنین کسانی که تحمل دیدن موفقیت یک سینماگر مردمی را ندارند، در جشنواره به جان اخراجی ها ۳ می خورد و به تخریب این اثر دوست داشتنی تا حد جلوه دادن آن به عنوان یک اثر سخیف پیش می رفت.

در مورد فیلم اخراجی ها بیشتر از اینکه بخواهیم در مورد موارد هنری فیلم، فیلمنامه یا خط داستان و … صحبت کنیم باید درمورد مردمی بودن آن و پیامهای مهمی که قصد دارد در قالب طنز بیان نماید، صحبت نماییم. توصیه می کنم حتما این فیلم را ببینید و به همراه خانواده هم این فیلم را ببینید. زیرا این فیلم برخلاف خیلی از فیلمهای سینمای ایران از نظر اخلاقی دچار انحطاط نمی باشد و اگر هم اشاراتی به مسائل نامتعارف صورت گرفته است به قدری جنبه طنز در آن قالب شده است که شما به وضوح درک می کنید که حتی کودکانی که در سینما حاضرند می فهمند که این خط قرمزهای نشان داده شده شکستنی نیست.

در نگاه کلی باید اخراجی ها ۳ را فیلم منتقد اجتماعی با رویکرد ویژه خانوادگی دانست. شوخی های این فیلم به هیچ وجه رنگ کلیشه با طعم جنسی ندارند، و این در سینمای مبتذل امروزی ما یک امتیاز ویژه محسوب می شود. بازی های خوب ستاره های این فیلم به این اثر ارزش ویژه ای بخشیده است ضمن اینکه در کنار آن امتیاز این فیلم عدم اتکا به بازیگر یا بازیگران خاص است که از این فیلم یک اثر متفاوت ساخته است.

اما سوژه اصلی این فیلم بحث انتخابات است. و بیننده با توجه به سابقه ذهنی که از انتخابات ریاست جمهوری گذشته دارد از ابتدای فیلم سعی می کند که آنچه نمایش داده می شود را با دانسته های ذهنی خویش از وقایع انتخابات گذشته تطبیق دهد، ولی ده نمکی به گونه ای زیرکانه سعی کرده وقایع را تا حد زیادی کمرنگ و مخلوط نماید تا فرد یا افراد خاصی تطبیق داده نشود. اما بعد از گذشت کمتر از نصف این فیلم بینندگان احساس می کنند که شباهتهای زیادی بین اکبر دباغ (کاندیدا با نماد آبی) با میرحسین موسوی و حاج صالح گرینوف (محبی) با نماد قرمز و مهدی کروبی برقرار می باشد، و صد البته که مرتضی هاشمی نیز که استاد دانشگاه بسیجی و کاندیدای ریاست جمهوری است بی شباهت با رئیس جمهور محبوب احمدی نژاد نیست. ظن بینندگان در مورد این تطبیق زمانی پررنگ تر می شود که حاج صالح گرینوف (محمدرضا شریفی نیا) خطاب به اکبر دباغ (رضا رویگری) می گوید ما قرار بود که کاری بکنیم که سید مرتضی هاشمی رأی نیاورد نه اینکه اینگونه به جان هم بیفتیم.

در این فیلم عوامل و فاکتورهای قابل توجه سیاسی و اجتماعی زیادی وجود داشت که به علت این که قضاوت در مورد آنها به خود شما سپرده شود و خود شما بیننده آن باشید، به شرح آن نمی پردازم و صرفا به صورت اختصار به آنها اشاره می کنم. حضور لباس شخصی ها، رابطه خوب ستاد دباغ با خارجی ها، متوسل شدن حاج صالح گرینوف به هنرمندان ( کنسرت ساسی مانکن)، حضور پرشور در خیابانها و درگیری طرفداران، استفاده خیلی زیاد از سیاهی لشکر، حضور بیش از اندازه سیاهی لشکران با چهره های زیبا، مصادره شجاعت مجید سوزوکی از سوی حاج صالح گرینوف، نقش پر رنگ همسر اکبر دباغ (بهنوش بختیاری)، آسایشگاه جانبازان، مناظرات سیاسی و دیالوگها، استفاده از قسمتهای حذف شده در اخراجی ها ۱، نقش حاج آقا تقبل الله، بیژن مرتضوی (بزغاله) و بایرام لودر و …

اخراجی ها 3 با حضور محمدرضا شریفی نیا و رضا رویگری

در مجموع فارغ از اینکه فیلم در جاهایی بسیار مشوش می شود و خط داستانی گم می شود، اما فیلم اخراجی ها ۳ فیلم خوبی است و ارزش دیده شدن و یادآوری شعارها و پیامهایی که قصد دارد تکرار نماید را دارد. توصیه بنده دیدن این فیلم به همراه خانواده است، به خصوص برای خانواده های مذهبی و اهل فرهنگ.

 

اضافات:

"اخراجی ها" از "جدایی نادر از سیمین" پیشی گرفت

دعوت جنبش سبز برای تحریم اخراجی های۳

اخراجی ها ۳ رکورد فروش را شکست

فروش «اخراجی‌ها ۳» از مرز یک میلیارد تومان گذشت

فروش فیلم سینمایی «اخراجی‌های ۳» در ده روز نخست اکران از مرز یک میلیارد تومان گذشت.
فیلم سینمایی «اخراجی‌ها۳» تا به حال توانسته است بیش از ۵۰۰ میلیون تومان در تهران و ۵۰۰ میلیون در شهرستان‌ها فروش داشته باشد.

دور جدید فحاشی‌های گستاخانه فتنه‌گران به مردم و هنرمندان کشورمان آغاز شد

پس از شکست‌های مکرر فتنه‌گران از مردم و هنرمندان کشورمان، این فتنه‌گران اخیراً تمامی هم و غم خود را بر روی فحاشی‌های گستاخانه و بی‌شرمانه به ملت ایران و هنرمندان کشورمان اختصاص داده‌اند.

اهانت فتنه گران به مردم به خاطر فیلم اخراجی ها 3

پشت پرده حملات به اخراجی‌ها ۳ چیست؟

شاید در تصور اولیه اینگونه تلقی شود که حمله به اخراجی‌ها به دلیل مسائل سیاسی و موضوع این فیلم است اما اصطلاحات پیدا و پنهان نشانگر آن است که یک کانون توطئه در بدنه سینما شکل گرفته تا به هر قیمتی اجازه ندهد یک فیلم دفاع مقدس و از آثار نیروهای ارزشی، رکورددار تاریخ سینمای ایران شود.

فروش «اخراجی‌ها۳» از مرز یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان گذشت
«جدایی نادر از سیمین» با ۵۵۰میلیون در رده دوم فروش قرار دارد

وقتی روشنفکر ها قاچاقچی می شوند

روش غیراخلاقی برای مقابله با اخراجی ها

 علی‌رغم انتشار نسخه قاچاق؛ فروش «اخراجی‌ها ۳» از مرز ۲٫۵میلیارد تومان گذشت

فیلم سینمایی «اخراجی‌ها ۳» با فروش یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون در تهران و یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون در شهرستان ها از اول فروردین تا ۱۳ فروردین در مجموع بیش از ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون فروش داشته است.

اخراجی ها و نقطه عطف تاریخ حقیر روشنفکری

 اگر شما مجموعه‌ای از ادعاهایی که جریان روشنفکری در ۲۰ سال گذشته راجع به هنر، نسبت سیاست با هنر و نسبت تعهد با هنر و… داشته را مرور کنید، می‌بینید که در ماجرای اخیر تقریبا تمام آنها را زیرپا گذاشتند. یعنی نقاب از روی چهره‌ی اینها کنار رفته و نشان داده‌شد که اینها چه عناصر فاشیستی هستند.

در پایان چهلمین روز نمایش «اخراجی‌ها۳»، این فیلم با گیشه دو میلیاردی در تهران و سه میلیاردی در شهرستان‌ها به مجموع فروش پنج میلیارد تومان رسید.

فرمایشات دیروز امام خامنه ای در جمع خبرگان امت برای وبلاگ نویسان مذهبی و حزب اللهی حامل پیام مهمی بود که حکم نقشه راه آینده فعالیت بچه های حزب الله را خواهد داشت. نکاتی در فرمایشات ایشان بود که به یقین با توجه به خطاب مستقیم حضرت آقا به وبلاگنویسان و نویسندگان هر فعال سایبری حزب اللهی باید از آن مطلع باشد.

ایشان دیروز در ادامه بحث تلاش دشمن در جهت تخریب و مخدوش نشان دادن وجهه جمهوری اسلامی دو عامل بیرونی و درونی را ذکر نمودند و در بیان مصادیق عوامل درونی به خلاف اخلاق حرکت کردن اشاره ویژه ای نمودن و خطاب به نویسندگان و وبلاگ نویسان فرمودند:

 فضاى اهانت و هتک حرمت در جامعه، یکى از آن چیزهائى است که اسلام مانع از آن است؛ نباید این اتفاق بیفتد. فضاى هتک حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سیاسى است. انتقاد، مخالفت، بیان عقاید، با جرأت، هیچ اشکالى ندارد؛ اما دور از هتک حرمتها و اهانتها و فحاشى و دشنام و این چیزها. همه هم در این زمینه مسئولند. این کار علاوه بر اینکه فضا را آشفته میکند و اعصاب آرام جامعه را به هم میریزد – که امروز احتیاج به این آرامش هست – خداى متعال را هم از ما خشمگین میکند. من میخواهم این پیامى باشد به همه‌ى آن کسانى که یا حرف میزنند، یا مینویسند؛ چه در مطبوعات، چه در وبلاگها. همه‌ى اینها بدانند، کارى که میکنند، کار درستى نیست. مخالفت کردن، استدلال کردن، یک فکر سیاسى غلط یا یک فکر دینى غلط را محکوم کردن، یک حرف است، مبتلا شدن به این امرِ خلاف اخلاق و خلاف شرع و خلاف عقل سیاسى، یک حرف دیگر است؛ ما این دومى را به طور کامل و قاطع نفى میکنیم؛ نباید این کار انجام بگیرد. متأسفانه بعضى این کار را میکنند. من بخصوص به جوانها توصیه میکنم. بعضى از این جوانها بلاشک مردمان بااخلاص و مؤمن و خوبى هم هستند، اما خیال میکنند این وظیفه است؛ نه، من عرض میکنم این خلاف وظیفه است، عکس این وظیفه است.

از این خطاب حضرت آقا موارد زیر باید بیشتر مورد دقت و توجه قرار بگیرند:

- انتقاد، مخالفت، بیان عقاید با جرأت هیچ اشکالی ندارد

- انتقادها و مخالفت و بیان عقاید باید به دور از هتک حرمتها و اهانتها و فحاشی و دشنام و مانند اینها باشد

- همه در این زمینه مسئولند (ایشان مسئولیت در این زمینه را متوجه همه دانستند)

- امروز فضای جامعه ما نیاز به آرامش دارد و فضای هتک حرمت اعصاب آرام جامعه را به هم میریزد

- هتک حرمت {ولو به افرادی که انتقاد به آنها وارد است} قطعا حرام است ( چون ایشان فرمودند هم خلاف شرع است و در ادامه فرمودند خدای متعال را خشمگین می کند)

- ایشان صریحا مخاطبان ویژه خطابشان را مشخص نمودند و به همه کسانی که حرف می زنند و می نویسند، چه در مطبوعات و چه در وبلاگها اشاره فرمودند.

- مخالفت کردن، استدلال کردن، یک فکر سیاسی یا دینی غلط را محکوم کردن  از نظر معظم له روش درست بیان انتقادات و مخالفت هاست

- جوانهای با اخلاصی که فکر می کنند این (فضای هتک حرمت) وظیفه است، این از دیدگاه امام خامنه ای خلاف وظیفه، بلکه عکس وظیفه است (یعنی می تواند ضربه زدن به نظام و حرکت در جهت امیال دشمنان باشد)

 

حضرت آقا در ادامه با گوشزد نمودن چند خطر که به اینگونه از حرکات مترتب می شود فرمودند:

 البته از نفوذها، از اغواهاى شیطانى دشمنان، از دخالتهاى دشمنان هم نباید غفلت کرد. همان طور که امام بارها میفرمودند، گاهى اینجور افراد وارد اجتماعات پرشور و مؤمن و مخلص میشوند و آنها را به یک سمتى و یک حرکتى میکشانند؛ از این هم نباید غفلت کرد؛ هم غفلتهاى ناشى از احساساتى شدن، هم ناشى از ندیدن دستهاى دشمن. بنابراین من بخصوص از جوانها میخواهم که نگذارند این فضاى غیبت و تهمت و فحاشى و هتاکى و شکستن حرمتها ادامه پیدا کند. وقتى که ادامه پیدا کرد، طبعاً همان طور سرایت هم میکند – مثل بیمارى مسرى – .

بنابراین جوانان مومن و انقلابی حزب الله باید مراقب نفوذ و اغوای دشمنان در برپا کردن فضاهایی چون هتک حرمت، و نفوذ آنان در اجتماعات مومنین باشند. همچنین باید مراقب باشند که این فضای هتک حرمت مانند بیماری مسری به سایر جاها سرایت ننماید.

حضرت آقا در ادامه با مثال زدن به دو نمونه از رفتارهای غلطی که متاسفانه در گذشته توسط عده ای انجام شده به جوانان در زمینه هشداری در این موارد و عواقب آن هشدار می دهند.

ناگهان مى‌بینید مثلاً در نمازهاى جمعه که محل خشوع و ذکر و توجه است، یک چنین چیزهائى گاهى احیاناً دیده میشود، که غلط اندر غلط است. انسان اگر چنانچه آن خطیب نماز جمعه را قبول ندارد، خب، اصلاً پاى خطبه‌اش نمى‌نشیند، به او اقتداء هم نمیکند، مى‌آید بیرون. یا حتّى گاهى اوقات در درسها، در محیطهاى علمى و درسى از این چیزها دیده میشود؛ که اینها غلط است، مضر است و مخالف مصلحت انقلاب است؛ اینها همان ضربه زدن و شکاف ایجاد کردن و تَرک‌دار کردن هیئت عظیم و شفاف و باشکوه نظام اسلامى است که دارد با قدرت حرکت میکند و پیش میرود.

 

حضرت آقا چندی پیش نیز در درس خارجشان به مناسبت بحث موارد استثنا از غیبت بحثی را پیرامون غیبت در وبلاگ مطرح فرمودند که بخشهایی از آن جهت انتباه وبلاگ نویسان حزب الله عینا ذکر می گردد.

اینى که اصلاً این کار [غیبت] جایز است یا جایز نیست ولو به قصد اصلاح باشد، این را نمیشود به طور مطلق یک چنین چیزى را پابند شد؛ که ما بگوئیم ما چون میخواهیم در امر جامعه اصلاح کنیم، پس زیدى را، عمروى را یا یک جریانى را به طور مطلق مورد تهاجم قرار بدهیم، غیبت کنیم؛ حالا آن کسانى که این کارها را میکنند، خیلى اوقات به غیبت هم اکتفاء نمیکنند؛ خب، ملاحظه میکنید دیگر. گاهى چیزهائى را مى‌آورند که معلوم نیست حدِّ غیبت بر او صادق باشد؛ شاید مصداق تهمت است، مصداق افتراء است، مصداق قول به غیر علم است، مصداق سبّ و شتم است؛ نمیشود این را گفت که اگر طرف قصد اصلاح دارد، پس بنابراین این جایز است براى او، نه؛ موارد استثناء همان مواردى است که [در کتب فقهی] ذکر شده است.

منتها باید این موارد صدق کند، احراز بشود. این خیلی مهم است. واقعاً یکى از چیزهائى که ما همه‌مان [باید توجه کنیم]، به مردم هم باید بگوئیم، یاد بدهیم که توجه بکنند این است که: به صرف توهم این که حالا این کار مصلحت دارد، دستشان را، یا قلمشان را، یا وبلاگشان را آزاد نکنند که هر چه به دهنشان آمد، آن را بگویند؛ اینجور نیست، چون وسائل مدرن امروز همه مشمول همین حکم است. یعنى خواندن وبلاگ هم مثل خواندن کاغذ است، کتاب است، نامه است، مثل شنیدن حرف است. استماع غیبت شامل همه‌ى اینها میشود

این چیزى که امروز مورد ابتلاست در جامعه‌ى ما، از همان چیزهائى است که بایست از همین ادله‌ى غیبت بفهمیم که درست نیست؛ این وضعى که وجود دارد درست نیست. البته انتقاد منطقى، گفتن حرف صحیح اینقدر حرفهاى آشکار وجود دارد که انسان اگر ذکر آنها را بکند، اصلاً هم غیبت نیست، و میتواند انسان نقد بکند. بله مسلّم است، امروز یک جریان صحیح و حقّى در جامعه‌ى ما وجود دارد، جریانهاى باطلى هم وجود دارد که به انواع و اقسام طرق میخواهند جامعه را خراب کنند، انقلاب را منحرف کنند؛ در این شکى نیست. آدمهائى هم در رأس این جریانات هستند. چه لزومى دارد که انسان به این آدمها تهمت بزند. چه لزومى دارد که غیبت اینها را بکند. حرف آشکار اینقدر دارند؛ همان حرفهاى آشکار را بیان بکنند، تبیین بکنند، توضیح بدهند، مطلب روشن خواهد شد؛ هیچ نیازى به غیبت کردن نیست که آدم بگوید حالا ما براى اصلاح مثلاً غیبت میکنیم.

 

به نظر می رسد که با برداشت صحیح از این دو فرمایش حضرت امام خامنه ای راه آینده فعالین سایبری حزب الله و وبلاگ نویسان مومن ومخلص در مبارزه با جریانات معاند و فاسد کاملا مشخص شده است. بی شک حرکت در مسیر صحیحی که حضرت آقا در مسیر حرکت جوانان دردمند و با مسئولیت انقلابی قرار دادند، موجبات حرکت در کشتی سعادت وبردن اجر مضاعف در تلاشهای مجاهدت وار نویسندگان و گویندگان حزب اللهی خواهد داشت. به امید روزی که هیچ منتسبی به حزب الله در نوشته ها یا گفته هایش خلاف میل حضرت آقا نداشته باشد.

دوستان، عزیزان و بزرگواران، بارها و بارها همه ما شنیده ایم که انتقاد موجب سازندگی است. باور کنیم که کسی که انتقاد نشود نخواهد توانست معایبش را رفع کند. بترسیم از کسانی که در زمانی که اشراف دارید معایبی دارید، فقط از شما تعریف می نمایند. بترسیم از اینکه به حرف کسانی که صرفا با هدف تخریب انتقاد می کنند، را گوش نکنیم. بترسیم از اینکه برای خودمان مصونیت قائل باشیم. بترسیم از اینکه با لاپوشانی و کتمان حقائق و فرار از شفاف سازی موجبات بساط فساد را فراهم آوریم. بترسیم از وجدانی که به وظیفه خویش به درستی عمل نمی نماید. و گاهی هم به حرفهای خوب دیگران گوش کنیم.

به خاطر اینکه زشت به نظر می رسد که عنوان از محتوا کمتر باشد دوباره تاکید می کنم که: خوب بیندیشید، اگر تاب ندارید که در معرض ممیزی دیگران قرار بگیرید، هیچ وقت خودتان را در معرض ممیزی قرار ندهید. در معرض انتقادات دیگران قرار گرفتن دقیقا مثل سپردن خویش به دست جراحان است. نکته استخراجی از این جمله اینکه اگر هم مجبور شدید خودتان را به تیغ جراحان بسپرید، سعی کنید به دست حاذق بسپارید.

ادبیات ما خیلی وحشی است یکی باید رامش کند، عادت نکرده از اسلوبی تبعیت کند، به مرد سال دار خیره سری می ماند که نه در کودکی و نه در نوجوانی نتوانسته اند وی را پای میز اجتماعی شدن بنشاند، جوانان جاهل را بیشتر می ماند.

گرچه جای هیچ شک نیست که، وقتی کودک بود همه گمان می کردند این کودک نابغه که در آغاز راهش این چنین بالنده می نماید وقتی به پختگی برسد چه تخم طلاها خواهد کرد. اما صد دریغ که ادبیات کشورم هرچه برروزهای عمرش افزوده شد به جای اینکه مثل سرکه هفت ساله دوایی باشد بر هردردی، تازه هوس کرده عشق ایام گذشته را که نداشته، جبران بنماید، بی پرده، عریان، بی حوصله و عاصی قلم می راند و ایام می گذراند.

به قدری عصیان می نماید که حتی خودش هم از خودش بیزاری می جوید. باور ندارید از نویسندگان هم عصری بپرسید که هیچ کدامشان طاقت خواندن حتی چند خط از نویسنده هم عصر خود را ندارند. از منتقدانی بپرسید که زرد انتقاد می کنند تا کلمات را به بهایی گزاف تر بفروشند. و از خوانندگانی بپرسید که له له می زنند تا بار دیگر، کتابی پرفروش شده در ینگه دنیا که تازه ترجمه اش روانه بازار شده را، بخرند و پز بدهند که به روزند.

متاسفم از اینکه ادبیات کشورم دچار توهم شده است، ادبیات کشور من در عین سوء هاضمه ای که به شدت از آن رنج می برد غنی است. آثار فاخری دارد که همه شان به زبان مادری هستند؛ ودلیلی است محکم برای سربلندی کاذب تاریخی، که هر ایرانی به خاطر آن (چیزی که در آن هیچ نقشی نداشته) برخود می بالد. بر من خرده نگیرید که سیاه می نویسم، شما هم اگر مثل من مجبور بودید در طی ۲ تا ۳ روز نوشته های ۵ دهه اخیر نویسندگان برجسته ایران را بخوانید و آن را تب دار و مریض می یافتید، مثل من مایوس می شدید. آخر ما داریم به کدام سو حرکت می کنیم؟ چرا نرخ خوب نوشتن ارزان شده؟

البته ببخشید از اینکه باید اقرار کنم، علت بزرگ بیماری ادبیمان در قرن برخورد اندیشه ها برمی گردد به اینکه مرغ همسایه غاز است. بارها شنیدم که شاعر جوانی که با استعداد بود وقتی نتوانست، اشعارش را که حداقل ارزش یکبار خوانده شدن را داشتند، به بازار فاخر ادبی میهن عرضه نماید، رنگ باخته و رو به شعر فروشی آورده است. آخر در کدام یک از این سالهایی که با عجله بیشتر از همیشه می آیند و خالی می گذرند قرار است یکی از همین جوانک های خوش فکر و خوش استعداد تبدیل به نویسنده قهار مردمی شوند. آخر تا به کی باید چشممان به غریبه ها باشد که هرچه را هوس می کنند بریزند توی یک بسته و به خورد ملت ما بدهند. پس مسئولیت ادبی نانخوران عرصه ادبی کشور چه می شود؟ اصلا سئوال من این است: اگر کسی به عنوان یک شهروند از اوضاع بد ادبی کشور شکوه داشته باشد، با چه کسی باید سفره دل بگشاید؟ این هم از بخت بد ما.

تا دیر نشده دست به کار شویم. می ترسم در علوم طبیعی و ریاضی جوانان غیور ایرانی از جهان سبقت بگیرند و در کارزار ادبیات ما همچنان در خواب غفلت بمانیم که بمانیم. با توام ای جوان ایرانی که فخرفروشانی که بر خود نام استاد زبان و ادبیات فارسی گذاشته اند، بارها و بارها بر سرت کوفته اند و از ترس رو شدن بی بضاعتیشان نگذاشته اند که توفق تو و ذوق و قریحه نابت عالم گیر شود، آری با تو هستم، آیا با خود نیندیشیده ای که وقت آن است که زبان بگشایی و بساط بی هنری ادب فروشان را بر هم زنی و حتی اگر عاصی می نویسی قدری برای مردم بنویسی و به گونه ای بنویسی که فرزندانمان بی دلیل برای چیزی که در آن هیچ نقشی نداشته اند بر خود ببالند.

گمان نمی کنی که وقت آن رسیده است که ایرانی بودن را از خودمان شروع کنیم و بنویسیم همان گونه که هستیم. و من مطمئنم در انقلاب ادبی که در راه است جوانان ایرانی سبکی بی بدیل در ادبیات جهانی به یادگار خواهند گذاشت و آن چیزی نخواهد بود به غیر از ادبیات وفادار به مردم. ادبیاتی که رسالتش را کاستن از دغدغه های فرهنگی مردم می داند و می خواهد به مردمش برای رسیدن به سیادت جهانی کمک نماید. وقت آن رسیده است که زخمهایی که می رود در جان ادبیاتمان رو به کهنگی گذارد را مرهمی بنهیم و بیندیشیم.