پرش به محتوا

سيوستان

تحلیل ها، تبیین ها، اعتراضات و فریادهای شریف سیستانی

بایگانی

برچسب: حوزه

همواره مسئله به روز بودن حوزه های علمیه و آشنایی حوزه با پیشرفت های علمی و مکاتب شکل گرفته در محافل علمی دنیا جزو مسائل مهمی بوده است که باید توجه ویژه ای به آن می شده است. اما متأسفانه به دلیل سرگرمی ها و مشغولیت های زمان گیر در داخل فضای علمی حوزه همیشه حوزه های علمیه از آن غفلت نموده اند، به گونه ای که حتی برای برخی امر مشتبه شد که دوران حوزه گذشته  و فرهنگ حوزه به تاریخ پیوسته است.

حوزه علمیه تا قبل از همین دوران معاصر و قبل از شکل گیری مدارس جدید، متصدی آموزش و توسعه علوم در جامعه اسلامی بوده است، لذا با همین رویکرد همواره هر نوع تغییر، پیشرفت یا نظریه جدیدی در هر کجای جهان شکل می گرفته، حوزه علمیه با ردیابی آن به بهترین شکل ممکن آن را هضم می کرده است و پاسخ مناسب برای آن را ارائه می داده است. اما متأسفانه با شکل گیری شیوه های جدید اطلاع رسانی حوزه های علمیه نتوانستند خودشان را با سرعت توسعه علوم مطابقت داده و انبوهی از مسائل روز بدون پاسخ ماند.

ادامه مطالعه …

از دیدگاه مقام معظم رهبری، امام خامنه ای یکی از جنبه های ناصحیح برخورد با جایگاه علوم حوزوی این است که در حوزه فقط فقها علمای حوزه شناخته بشوند و سایر علماء که عمرشان را صرف سایر رشته های علوم حوزوی نموده اند، قدرشان به درستی شناخته نشود. این که در حوزه محور علوم حوزوی فقط فقاهت باشد و فقط به فقاهت اهمیت داده بشود سبب خواهد شد که سایر علوم حوزوی مغفول واقع بشوند. حوزه باید نسبت به این مسئله هوشیار باشد. باید شأن و منزلت جایگاه همه علماء به خوبی دانسته شود و به همان اندازه که به فقها اجر نهاده می شود، برای علمای سایرعلوم حوزوی یعنی تفسیر، فلسفه، کلام، تاریخ و علوم قرآن نیز اهمیت قائل بود.

بی شک علمای فلسفه، تفسیر، تاریخ، کلام و علوم قرآن نیز در پیشبرد و پیاده سازی فرهنگ اسلامی همانند فقها تأثیرگذار بوده و نقشی بسیار مهم را به عهده دارند. از سوی دیگر پیشرفت این علوم به پیشرفت فقاهت و انجام بهتر وظایف فقها منجر خواهد گشت.

ادامه مطالعه …

فلسفه و کلام اگر چه از قدیم در حوزه های علمیه جزو علوم مطرح بوده اند، و علی رغم برخوردهای متفاوتی که با فلسفه و کلام در حوزه می شده است، اما همواره به حیات خویش ادامه داده اند. یکی از نگرانی های جدی در مورد این دو علم عدم تطابق این علوم با زمان و پیشرفت نکردن این علوم در حوزه مطابق با خواسته جامعه و نیاز آن است.

اگر بنا باشد که این علوم در حوزه صرفا در حد مطالعه آثار باقیمانده از علمای قدیم باقی بماند، مسلما این علوم هیچ سودی برای جامعه امروز نخواهند داشت. در فلسفه نیاز است که این علم با استقبال از نظریات فلسفی جدید در دنیا، آنها را دقیق مورد بررسی قرار داده و اگر نیاز به پاسخ دارند، پاسخ درخور و مناسب به آن داده شود و اگر مطالبی سودمند در جهت رشد این علم در آنهاست، آن را به مجموعه دانسته ها بیفزاید.

ادامه مطالعه …

بی شک عدم توجه به همه علوم اسلامی در حوزه منجر به عقب ماندگی حوزه در این بخش ها می شود، علومی همچون علوم قرآنی، علوم حدیث و تاریخ از جمله این علوم هستند که مقام معظم رهبری در مورد اهمیت و حتی استفاده آن ها در حوزه و علی الخصوص در فقه توجه داده اند.

برخی با بخل نسبت به این مسأله برخورد کرده اند و به گونه ای مسائل را بیان می کنند که اینگونه به نظر می رسد که علاقه مندان به حوزه با مطرح کردن این علوم قصد دارند فقه و فقاهت را به انزوا بکشانند و حال آنکه واقعیت عکس این نکته است. در واقع هر چه حوزه در این علوم بیشتر پیشرفت کند این به عمیق تر شدن و پیشرفته شدن فقه کمک خواهد نمود.

ادامه مطالعه …

با پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری نخستین حکومت اسلامی در تاریخ معاصر، انتظار می رفت که حوزه به عنوان مادر و بستر این انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، وظیفه خویش را در تغذیه فکری و ارائه روش و سبک زندگی به درستی عمل نماید که این مسأله خود مستلزم پرداختن به برخی از مسائل بود که پیش از آن حتی علما تصور نمی کردند که روزی در جامعه مورد نیاز باشد.

شاید در گذشته بیشتر گرایش در مسائل فقهی در ابعاد فردی مسائل بوده است، اما نیاز جدی امروز ما پرداختن به مسائل فقهی از بعد اجتماعی است چرا که شکل گیری حکومت اسلامی اقتضائات را متفاوت نموده است. علاوه بر این با تبدیل شدن نظام اسلامی به عنوان الگویی برای سایر کشورهای مسلمان و حتی غیر مسلمان، نیازها در این مسائل بیش از پیش جدی شده است و وظیفه سنگین حوزه را یادآور می شود.

ادامه مطالعه …

یکی از مهمترین مسائلی که حوزه فعلی ما گرفتار آن شده است پرداختن بیش از حد به حواشی علوم است که متأسفانه به متن علوم نیز راه پیدا کرده اند؛ متأسفانه گاهی دیده می شود چند جلسه وقت طلاب در کلاس درس صرف حل کردن مسائل حاشیه ای بسیار نادر و بدون ثمره علمی و عملی می شود. حتی بعضی ها نیز در حوزه به علت حلاوتی که در حل معماهای لاینحل وجود دارد از پرداختن و حل نمودن این چنین مسائلی در فقه لذت برده و بیشتر به این جهت ها گرایش دارند. و حال آن که مسائل مهم تری در فقه مغفول واقع می شوند.

مقام معظم رهبری معتقدند که فقه باید عمیق بشود. یعنی هر چه که می گذرد در هر دوره ای نسبت به دوره قبل فقه عمیق تر شود و مسائل بیشتری را حل نماید. ایشان یکی از مصادیق عمیق شدن در فقه را ارائه شیوه ها نو در تحقیقات علمی می دانند که افراد را از گرفتار شدن در مسائل سطحی رها می سازد. مسلما هر چه عمق در فقه بیشتر شود، حل مسائل روزانه جامعه فراهم تر خواهد شد.

ادامه مطالعه …

یکی از مسائلی که حوزه علمیه درگیر آن است، مشخص نبودن خط اصلی علمی در حوزه است. گاهی چنان به فقه و اصول بها داده می شود که مابقی علوم حوزوی به گوشه رانده می شوند و گاها تعداد علمای علومی خاص در حوزه به تعداد انگشتان دست نمی رسد و گاهی هم بعضی از علوم را در تقابل با اصول و فقه قلمداد کرده و به این علوم ضربه وارد می شود.

واقعیت این است که مطابق فرموده مقام معظم رهبری و بیشتر علماء، آن علم اصلی که در حوزه در محوریت قرار دارد همین فقه است. فقه به معنایی که مقام معظم رهبری تعریفی دقیق و روشن از آن ارائه می کنند. فقه یعنی آگاهی از علم دین و فروع دینی و استنباط وظایف فردی و اجتماعی انسان از مجموعه متون دینی.

این جزو علومی است که هر طلبه ای در حوزه باید با آن درگیر شود و آن را بیاموزد. علم فقه همان علمی است که سعادت دنیا و آخرت افراد را مشخص می کند. نکته اینجاست که با توجه به گسترده شدن مسائل در زندگی امروزی افراد، حوزه سوالات موجود در فقه نیز گستردگی بسیار زیادی پیدا نموده است که لزوم پیشرفت در این علم را بیش از پیش گوشزد می نماید.

ما معتقدیم که اسلام دین تمام اعصار و زمانهاست و علمای بزرگ اسلام همواره بر پویایی فقه شیعی تأکید داشته اند. بنابراین می طلبد که امروز بیش از هر زمان دیگری با فقاهت و جهد و تلاش بیشتر در این زمینه به وظایف حوزه درست عمل شود.

مقام معظم رهبری بیست سال پیش در سال ۷۰ به مورد این مسأله اشاره کردند و اهمیت آن را گوشزد نمودند:

مطلب سوم این است که در حوزه‏ ها، اساس، فقاهت است. فقه باید پیشرفت بکند. فقاهت به معناى خاص خود مورد نظر ماست. فقه به معناى عامکه آگاهى از دین است – در این‏جا فعلاً مورد بحث ما نیست؛ فقه به معناى خاص، یعنى آگاهى از علم دین و فروع دینى و استنباط وظایف فردى و اجتماعى انسان از مجموعه‏ ى متون دینى، که خیلى هم مهم است.

انسان از قبل از ولادت تا بعد از ممات احوالى دارد، و این احوال شامل احوال فردى و زندگى شخصى اوست، و نیز شامل احوال اجتماعى و زندگى سیاسى و اقتصادى و اجتماعى و بقیه‏ ى شؤون اوست. تکلیف و سرنوشت همه‏ ى این ها در فقه معلوم مى ‏شود. فقه به این معنا مورد نظر ماست، که اسمش همان احکام فرعى است؛ استنباط احکام فرعى از اصول. این، اساس حوزه‏ هاست.

البته وقتى مى‏ گوییم فقه، مراد ما همین چیزى است که گفتیم. وقتى مى ‏گوییم فقاهت، مراد ما آن متد کارى و شیوه‏ ى کارى در حوزه‏ هاست. این شیوه‏ ى استنباط را به عنوان «فقاهت» اصطلاح مى‏ کنیم، که در کلمات فقها هم کم و بیش به همین معنا به کار مى‏ رود. روش فقاهت، یعنى همین روش رد فروع به اصول، و استنباط از اصول و مبانى استنباط – کتاب و سنت و عقل و اجماع – و کیفیت این استنباط و تقابل میان ادله و ترتیب و نوبت‏بندى ادله‏ ى مختلف، که اول به چه مراجعه کنیم؛ فرضاً اول به ادله‏ ى اجتهادى مراجعه مى‏ کنیم، به ظواهر مراجعه مى‏ کنیم؛ اگر ظواهر تعارض داشتند، چه ‏کار بکنیم؟ اگر ظواهرى نداشتیم، چه‏ کار بکنیم؟ نوبت اصول عملیه کى مى‏ رسد؟ کدام اصل بر کدام اصل دیگر مقدم است؟ و از این قبیل. این شیوه‏ یى که ما در علم اصول آن را مى‏ خوانیم، اسمش را «فقاهت» مى‏ گذاریم. پس، مبنا در حوزه‏ هاى علمیه فقه است، به معناى آن علمى که گفته شد؛ و شیوه‏ ى فقاهت است، به این معنایى که بیان شد.

مقام معظم رهبری در بیست سال پیش از این یعنی ۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۷۰ ضرورت این مسأله را گوشزد نموده بودند، ولی متأسفانه مثل سایر ارشادات دیگری که ایشان در مورد حوزه داشتند، این نکته ظریف و مهم هم نیز مغفول ماند.

همه می دانند یکی از اصول مهم برای توسعه و پیشرفت و به طور کلی موفقیت در مدیریت هر کاری برنامه ریزی است. شاید اگر حوزه از سالها پیش از این می توانست با مدیریت صحیح همه امکانات و داشته هایش را در راه تحقق اهداف و رسالتش بسیج کند، امروز خیلی از معضلاتی را که شاهد آن هستیم، مشاهده نمی کردیم. در حوزه دیدگاههای مختلفی در مورد برنامه ریزی وجود دارد؛ بعضی ها معقتدند نظم حوزه در بی نظمی آن است. احتمالا این عده هیچ نوع نظمی را برای حوزه متصور نیستند. برخی دیگر نیز معتقدند که مدیر واقعی کس دیگری است و حوزه صاحب دارد؛ این مطلب هر چند صحیح است و عنایات حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به حوزه علمیه بر هیچ کس پوشیده نیست اما اعتقادی است که به جهت ساکن و خنثی بودن آن می توان ایرادات جدی به آن وارد نمود.

اما عقیده دیگری که به صواب نزدیک است و احتمالا نظری صحیح است این که با توجه به اینکه بعد از انقلاب اسلامی حوزه وظیفه ای بین المللی پیدا کرد و از سوی دیگر با مبتنی شدن نظام حکومتی در ایران بر اسلام نیازهای مطالعاتی که تا پیش از آن اکثرا حتی در ورطه تئوری هم مجالی در بحثهای حوزوی نداشتند، به شدت مورد نیاز قرار گرفت،  نیاز به مدیریت و جهت دهی به مسائل حوزوی بیش از پیش احساس گردید. تجربه نشان داده است که هر کجا در حوزه وظیفه ای با نظم و انسجام و به خوبی انجام گرفته است، مورد رضایت ولی فقیه و حتما حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده است.

مقام معظم رهبری بیست سال پیش در سال ۷۰ به مورد این مسأله اشاره کردند و اهمیت آن را گوشزد نمودند:

مطلب دوم این است که حالا گنجینه‏ یى با این عظمت در اختیار ما و در اختیار جهان اسلام و روحانیت اسلام است. قاعدتاً در هر جاى دنیا یک چنین گنجینه‏ ى اساسى وجود داشته باشد، براى آن شب و روز برنامه ‏ریزى مى‏ کنند و لحظه‏ یى از هدایتش غافل نمى‏ مانند. بزرگان و صاحب‏نظرانى، براى این‏که چگونه از این ذخیره‏ ى عظمى‏ استفاده بشود، در حال برنامه‏ ریزى هستند؛ ما چه‏ طور؟ ما براى حوزه‏ هاى علمیه ‏ى خود چه‏ قدر برنامه‏ ریزى مى ‏کنیم؟ چه کسى این برنامه ‏ریزى را مى ‏کند؟ چند درصد وقت بزرگان و برجستگان روحانیت، صرف برنامه‏ ریزى براى حوزه مى ‏شود؟ آیا براى حوزه، به قدر یک اداره‏ ى کوچک در امور دنیایى، یا به قدر یک دانشگاه کوچک، برنامه ‏ریزى منظم انجام مى ‏گیرد؟ تحقیقاً نه! بله، یک نفر ممکن است براى درس خودش بنشیند فکر کند که تا آخر سال چه مسائلى را بگویم، چه ‏طورى بگویم، به کدام کتابها مراجعه کنم. این کجا، و برنامه‏ ریزى براى حوزه کجا؟

ما الان در کشور چه‏ قدر حوزه‏ ى علمیه داریم؟ در دوران تاریخ شیعه، آیا هرگز حوزه‏ ى علمیه ‏یى چون حوزه‏ ى علمیه‏ ى قم وجود داشته است؟ نه نجف، نه قم، نه اصفهان، نه مشهد، نه تبریز، و نه حوزه‏ هاى بزرگ دیگر، هیچکدام شاهد آن شکوفایى و عظمتى که حوزه‏ ى علمیه ‏ى قم در این دوره و در قُبیل زمان ما داشته و دارد، نبودند. چه کسى براى این گنجینه‏ ى به این عظمت، با حوزه‏ هاى دیگرى که امروز بحمداللَّه در سرتاسر کشور هست – چه حوزه‏ هاى بزرگى مثل مشهد و اصفهان و تبریز و بعضى شهرهاى دیگر، و چه حوزه‏ هاى کوچکى که در سرتاسر کشور هستبرنامه ‏ریزى مى‏ کند؟ چند درصد وقت ما براى برنامه ‏ریزى صرف مى‏ شود؟ در مقابل این ارزش عظمى‏، آن کارى که ما مى‏ کنیم، تقریباً در حکم صفر است!

ما باید بدانیم که براى حوزه‏ هاى علمیه، به برنامه ‏ریزى احتیاج داریم. باید گروههاى متخصص و متمحض در برنامه‏ ریزى، براى این کار باشند؛ بنشینند و مرتب به حوزه‏ ى علمیه و مسیر آن، نگرش داشته باشند و براى فردا و فرداهایش، برنامه‏ ریزی هاى علمى کنند.

مقام معظم رهبری در بیست سال پیش از این یعنی ۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۷۰ ضرورت این مسأله را گوشزد نموده بودند، ولی متأسفانه مثل سایر ارشادات دیگری که ایشان در مورد حوزه داشتند، این نکته ظریف و مهم هم نیز مغفول ماند. مراکز حوزوی خیز خود را جهت جامع عمل پوشاندن به این فرمایش حضرت آقا برداشته اند، اما تا عزم عمومی در حوزه به وجود نیاید، این تلاشها به نقطه مطلوب خویش نخواهد رسید.

یکی از کارهای برجسته ای که شورای عالی حوزه های علمیه در سالهای اخیر انجام داده است، وضع آیین نامه و قوانین داخلی مربوط به ملبس شدن (پوشیدن لباس روحانیت) است، اقدامی که جلوی انجام سوء استفاده از لباس مقدس روحانیت را خواهد گرفت. البته این مسلم است که وضع قوانین به تنهایی نخواهد توانست چنین نتیجه ای را به وجود بیاورد، اما مسلما به کاربستن و اجرای این آیین نامه تأثیرات مثبتی را در رابطه میان حوزه و جامعه خواهد داشت.

البته ظاهرا عده ای در جامعه فکر می کنند که در پوشیدن لباس در حوزه اجبار یا مراتب خاصی هست، ولی واقعیت این است که پوشیدن لباس مقدس روحانیت کاملا اختیاری بوده و به غیر از تبصره ای که در این آیین نامه مبنی بر گذراندن پایه ۵ حوزه هیچ محدودیت دیگری برای طلاب صالح وجود ندارد.

به نظر می رسد که خود این آیین نامه گویای هدف و نحوه اجرای خود خواهد بود، لذا از توضیح بیشتر خودداری می کنم.

فصل اول: تعاریف و کلیات
ماده ۱٫ تلبس به لباس مقدس روحانیت، برای کلیه طلاب و روحانیان، صرفاً بر اساس ضوابط مندرج در این آیین‌نامه، امکان‌پذیر است.
تبصره ۱: هر گونه تلبس به لباس روحانیت، برای افراد عادی، ممنوع است.
تبصره ۲: تلبس به لباس مقدس روحانیت، برای طلاب فاقد پرونده از مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه، ممنوع است؛ این افراد موظف‌اند پس از اخذ کد مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه، نسبت به تلبس بر اساس ضوابط این آیین‌نامه، اقدام نمایند.
ماده ۲٫ وظایف واحدهای مجری این آیین‌نامه، به شرح زیر است:
الف) معاونت تهذیب مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه، مسئول برنامه‌ریزی، سامان‌دهی تلبس و نظارت بر حسن اجرای آن است.
ب) معاونت تهذیب مدیریتهای حوزه علمیه استانی، مسئولیت تشکیل پرونده تلبس، تأیید صلاحیت نهایی پس از استعلام صلاحیتهای علمی و عمومی از واحدهای سازمانی مربوط، و صدور مجوز تلبس طلاب را به عهده دارد.
ماده ۳٫ لباس روحانیت، عبارت است از عمامه، عبا و قبا که نشانگر برخورداری از تحصیلات دینی در حوزه‌های علمیه، پایبندی به ارزشهای اسلامی و آمادگی ایفای نقش در جامعه اسلامی است.
 
فصل دوم: ضوابط و مقررات
ماده ۴٫ شرایط عمومی تلبس، عبارت‌اند از:
۱٫ داشتن حداقل، ۱۸ سال سن
۲٫ داشتن وضعیت جسمی و روحی مناسب که در صورت نیاز و تشخیص ضرورت، از طریق آزمایش‌های پزشکی و روان‌شناختی، بررسی می‌شود.
۳٫ عدم عضویت و سابقه ارتباط با گروهکهای انحرافی و گروه‌های مخالف اسلام و تشیع و نظام اسلامی
۴٫ عدم انحراف فکری و سیاسی و اخلاقی
۵٫ التزام عملی به اصل ولایت فقیه و قوانین جمهوری اسلامی
۶٫ نداشتن محکومیت‌ کیفری و حقوقی مؤثر
تبصره ۱: احراز شرایط مندرج در بندهای ۳، ۴، ۵ و ۶، بر عهده واحد سازمانی آمار و بررسی مدیریتهای حوزه علمیه استانی خواهدبود.
تبصره ۲: ملاک در احراز صلاحیتهای عمومی افراد، حسب مورد، حال فعلی آنها خواهدبود.
ماده ۵٫ شرایط علمی تلبس، عبارت‌اند از:
۱٫ اتمام پایه پنجم(قبولی در تمامی امتحانات مربوط) برای طلاب مدارس بلندمدت
۲٫ توان پاسخ‌گویی به سؤالات دینی رایج در جامعه
تبصره: احراز این شرط، با ارزیابی علمی -که محتوا و نحوه اجرای آن، توسط دستورالعمل مصوب مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه تعیین می‌گردد- صورت می‌پذیرد.
۳٫ گذراندن دوره ویژه مربوط به وظایف روحانیت در پایه پنجم، بر اساس دستورالعمل مصوب مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه
ماده ۶٫ شرایط اخلاقی و رفتاری تلبس، عبارت‌اند از:
۱٫ پایبندی به انجام‌دادن واجبات و ترک محرمات
۲٫ دارا بودن حسن اخلاق
۳٫ تعادل شخصیتی و رفتاری و تناسب ظاهری
۴٫ نداشتن سابقه سوء منافی با شئون روحانیت
تبصره: احراز شرایط مندرج در این ماده، بر عهده معاونت تهذیب با همکاری واحد سازمانی آمار و بررسی مدیریت حوزه‌های علمیه استانی، بر اساس دستورالعمل مصوب مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهدبود.
ماده ۷٫ طلاب متقاضی، پس از گذراندن دوره ویژه، تشکیل و تکمیل پرونده تلبس، احراز صلاحیتهای لازم توسط معاونتهای ذی‌ربط و دریافت مجوز تلبس، ملبس به لباس مقدس روحانیت خواهندشد.
تبصره ۱: معاونت تهذیب مدیریتهای استانی، همه ساله، نسبت به برگزاری مراسم رسمی عمامه‌گذاری در کنار سایر مراسمها، اقدام می‌نماید.
تبصره ۲: معاونت تهذیب مدیریتهای استانی، موظف است نسبت به صدور اوراق هویت تلبس برای دارندگان مجوز تلبس، اقدام نماید.
ماده ۸٫ وظایف فرد ملبس به لباس روحانیت، به شرح ذیل است:
۱٫ رعایت پوشش مناسب عرف روحانیت
۲٫ رعایت نظم، نظافت و پاکیزگی بدن و لباس و مرتب‌بودن سر و صورت متناسب با عرف روحانیت
۳٫ پرهیز از وضعیت ظاهری غیر متناسب
۴٫ حفظ حرمت لباس در معاشرتهای اجتماعی
۵٫ مراعات زی طلبگی در مجالس مختلف و پرهیز از حضور در محافل مختلط که حدود شرعی، در آن رعایت نمی‌شود.
۶٫ پرهیز از روحیه اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی، و رعایت شئون روحانیت در وضعیت زندگی و مسکن و خودرو
۷٫ تلبس دائم
۸٫ رعایت اخلاق و آداب اسلامی و پرهیز از شوخی‌های افراطی و خلاف نزاکت
۹٫ پرهیز از درگیری‌های لفظی و فیزیکی غیر متناسب با شئون روحانیت
۱۰٫ حفظ مناعت طبع و عزت نفس در تأمین معاش، و پرهیز از سوء استفاده از لباس روحانیت برای مقاصد سوء
۱۱٫ پرهیز از ورود به عرصه‌های ناسالم اقتصادی، مانند شرکتهای هرمی
۱۲٫ پرهیز از ارتباط با گروه‌های معاند نظام اسلامی و عضویت در آنها
۱۳٫ پرهیز از انجام‌دادن رفتارهای وسواس‌گونه، به ویژه در خصوص طهارت و نجاست، و اقدام به معالجه در صورت لزوم
ماده ۹٫ طلاب ملبس، موظف‌اند به صورت دائم، از این لباس استفاده نمایند؛ به نحوی که عرفاً، ملبس محسوب شوند.
ماده ۱۰٫ تلبس محصلان یا فارغ‌التحصیلان مراکز غیر حوزوی، ممنوع است.
ماده ۱۱٫ معاونت تهذیب مدیریتهای استانی، موظف است زمینه‌های لازم را برای تلبس طلاب مشغول به تحصیل در سطوح مختلف، از طریق اعمال تشویقهای لازم، فراهم آورد.
ماده ۱۲٫ معاونت تهذیب حوزه علمیه استانی، موظف است در صورت فقدان شرایط مذکور در این آیین‌نامه، نسبت به لغو مجوز تلبس، اقدام نماید.
ماده ۱۳٫ امتیازات مربوط به ملبسان دائم، بر اساس آیین‌نامه‌های مربوط، تعیین می‌شود.
ماده ۱۴٫ این آیین‌نامه، در ۱۴ ماده و ۸ تبصره، به تصویب شورای عالی حوزه‌های علمیه رسید.
 
دبیر شورای عالی حوزه‌های علمیه
محمد یزدی