پرش به محتوا

سيوستان

تحلیل ها، تبیین ها، اعتراضات و فریادهای شریف سیستانی

بایگانی

برچسب: عراق

هم زمان با خروج نظامیان آمریکایی از عراق پس از ۹ سال اشغال گری سوالات بسیار زیادی در مورد آینده این کشور بسیار مهم و استراتژیک منطقه مطرح می شود. در واقع عراق را می توان به قلب منطقه خاورمیانه تشبیه نمود، و همه کشورهای منطقه و حتی فرامنطقه ای می دانند که تسلط به عراق به منزله تسلط بر کل منطقه خاورمیانه است.

عراق فی نفسه و بدون در نظر گرفتن موقعیت حساس استراتژیک که در قلب منطقه خاورمیانه دارد، به علت داشتن مزیت منابع غنی نفتی و حاصلخیزی بسیار بالا و همچنین همسایگی با کشورهای بسیار مهم منطقه خاورمیانه یعنی ایران، ترکیه، عربستان و سوریه و نقشی که در اقتصاد و ترانزیت صادرات و واردات کشورهای همسایه می تواند بازی کند، اهمیتی بسیار زیادی دارد. این کشور به علت قرار داشتن مزار مطهر ۶ امام شیعه در این کشور برای شیعیان جهان نیز کشوری بسیار مهم و حساس است.

از سوی دیگر عمده جمعیت این کشور به سه دسته تقسیم می شوند: شیعیان که دارای اکثریتند، کردها که در شمال عراق دارای اکثریت و منطقه خودمختار هستند و عرب های سنی که هر چند اقلیتند اما به دلیل تقویت توسط کشورهایی نظیر عربستان سعودی، اردن، قطر، و حتی امارات و کویت و همچنین شرایطی که صدام حسین در دوران دیکتاتوریش برای این اقلیت به وجود آورده بود، از امکانات مناسبی جهت ایفا نمودن نقش سیاسی در این کشور برخوردارند.

در آینده سیاسی عراق برای کردها نمی توان نقش محوری قائل بود، زیرا همه کشورهای همسایه عراق، یعنی ترکیه، سوریه و ایران که از اقلیتهای کرد برخورداند، از قدرت گرفتن کردهای عراق و حتی استقلال این منطقه استقبال نمی کنند، زیرا شکل گیری یک کشور جدید بر مبنای قومیت در قلب این منطقه منافع همه این کشورها را دچار مشکل خواهد نمود. و به نظر می رسد که شرایط خودمختاری به همراه رئیس جمهوری که به صورت قانونی از کردها انتخاب می شود، نهایت سهم سیاسی این گروه از مردم عراق باشد.

اما روی نقش اقلیت سیاسی دیگر عراق یعنی عرب های سنی باید بیشتر بررسی داشت، زیرا این گروه ضمن برخورداری از حمایت سنتی سندیکای نژادپرستی اتحادیه عرب، به خاطر مذهبشان مورد حمایت کشورهای بلوک عربستان هستند، و هر گونه سرمایه گذاری ممکن توسط این کشورها روی این اقلیت صورت می پذیرد. این اقلیت همچنین بستر مناسبی جهت جولان دادن گروه القاعده هستند که به عنوان اهرم فشار جهت تضعیف شیعیان به کار می آیند.

به نظر می رسد تلاش بزرگان عراق برای حفظ وحدت ملی تنها راهکار پیشرفت، عزت و عظمت این کشور باشد، زیرا اگر قرار باشد هر کدام از گروههای عراق به کشورهای همسایه اتکا نمایند، باعث ضربه خوردن این کشور از همان نقطه خواهند شد.

بیشتر نگرانی کشورهای بلوک عربستان (وهابیت) از این است که شیعیان قدرت را در قلب منطقه خاورمیانه در دست بگیرند و هلال شیعی شکل کامل خود را پیدا نماید، از این رو تمام تلاششان را خواهند نمود تا نگذارند، عراق تبدیل به کشوری متحد شود که در آن اکثریت (شیعیان) با حفظ احترام اقلیتها قدرت را در دست بگیرند. باید منتظر بود و دید که آیا ملت عراق و بزرگان این کشور این هوشیاری را دارند که نگذارند کشورشان محل تاراج همه کشورهایی بشود که به دلایل منافعی می خواهند این کشور را به خاکشان ضمیمه کنند.

مرسوم است که در شب دوم محرم روضه ورودیه حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام به سرزمین کربلا خوانده می شود، اما جریان ورود ایشان به کربلا چنین بود که:

امام حسین در روز ترویه یعنی هشتم ذی حجه سال ۶۰ قمری از مکه معظمه به سوی عراق مهاجرت فرمود و پس از چند روز، لشکریان عبیدالله بن زیاد به فرماندهی حر بن یزید ریاحی با آن حضرت مواجه شده و مانع حرکت آن حضرت به سوی کوفه شدند. گرچه حر بن یزید، ماموریت داشت با امام حسین برخورد شدید نماید ولی رفتار وی با آن حضرت بر رفق و مدارا بود. به همین جهت حر و لشکریانش در نماز جماعت امام حسین علیه السلام شرکت می کردند و به خطبه های دلنشین ایشان گوش جان می سپردند و این دو سپاه، چند روز بدون هیچ گونه مشکلی در کنار هم بودند.
اما عبیدالله بن زیاد که عطش فراوان برای جنگ با اباعبدالله الحسین علیه السلام داشت، نامه ای به حر بن یزید نوشت و وی را مامور سخت گیری بر امام حسین علیه السلام نمود. حر بن یزید نیز طبق فرمان، راه را بر امام حسین علیه السلام و یارانش مسدود نمود و آنان را به سوی منطقه خشک و بی حاصل به نام کربلا هدایت کرد و در آنجا آنان را در محاصره خویش قرار داد. قافله امام حسین علیه السلام چون به سرزمین کربلا رسیدند، آن حضرت پرسید:
این زمین چه نام دارد ؟ عرض کردند: کربلا.
آن حضرت تا نام کربلا را شنید، فرمود: اللهم انی اعوذ بک من الکرب والبلاء.
فرمود: این، موضع کرب و بلا و محل محنت و عنا است، فرود آیید که اینجا منزل و محل خیمه های ما است و این زمین، جای ریختن خون ما است و در این مکان قبرهای ما واقع خواهد شد. جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا به این امور خبر داد.
به ناچار آن حضرت و یاران و اصحابش در روز پنج شنبه دوم محرم الحرام سال ۶۱ قمری در آن سرزمین فرود آمدند و حربن یزید نیز با سپاهیانش در مقابل آن حضرت، خیمه زدند.

شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی در مورد جریان ورود امام حسین علیه السلام به سرزمین کربلا می نویسد:

حر بعد از برخورد با ابا عبد الله می خواست ایشان را به طرف کوفه ببرد و امام امتناع کرد. حسین حاضر نبود تن به ذلت بدهد، چون او می خواست آقا را تحت الحفظ ببرد. فرمود: ابدا من نمی آیم. بالاخره پس از مذاکراتی قرار شده راهی را در پیش بگیرند که نه منتهی به کوفه بشود و نه منتهی به مدینه، یعنی به اصطلاح جهت غرب را در پیش بگیرند، که آمدند تا منتهی شد به سرزمین کربلا. روز دوم محرم، ابا عبد الله علیه السلام وارد کربلا شد. خیمه و خرگاه خود را با جمعیتی در حدود هفتاد و دو نفر بپا کرد. از آن طرف، لشکر دشمن با هزار نفر در نقطه مقابل چادر زد. پیکهای دشمن دائما در رفت و آمد بودند. روزهای بعد برای دشمن مدد آمد. مددها هزار نفر، سه هزار نفر و پنج هزار نفر بود تا روز ششم که نوشته اند «حتی کملت ثلاثین» تا اینکه سی هزار نفر کامل شدند.

به حال تعلیق درآمدن عضویت سوریه در اتحادیه عرب، در اقدامی عجیب و خلاف عرف و حتی بنابر ادعای برخی از سیاستمداران، غیر قانونی آن هم از سوی حکام عربی که اکثریتشان حتی رنگ انتخابات را به کشورشان ندیده اند یا گرفتار دموکراسی های سوری هستند خبر جدید این روزهاست، خبری که اتحادیه اسلامی مقاومت و جبهه بیداری اسلامی را در پیگیری و مبارزه برای رسیدن به خواسته هایش استوارتر و دشمنان را به وارد آوردن ضربه ای بر پیکره این مقاومت امیدوار کرد. گرچه این هم خیالی باطل است.

خبری که بیش از همه باراک اوباما و همدستانش را خوشحال و ذوق زده کرد تا اینگونه واکنش نشان دهند.

'باراک اوباما'، رئیس‌جمهور آمریکا از اعضای اتحادیه عرب به دلیل به تعلیق درآوردن عضویت سوریه در این اتحادیه قدردانی کرد/ اتحادیه اروپا نیز اقدام اتحادیه عرب را تحسین کرد

خبرگزاری رویترز: سازمان ملل و انگلیس شب گذشته از تعلیق عضویت سوریه در اتحادیه عرب از سوی این اتحادیه استقبال کردند

از سوی دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست که تعلیق عضویت سوریه در اتحادیه عرب توطئه ای آمریکایی بوده که سران بی عرضه عرب فقط مجری آن بوده اند.

'یوسف احمد'، نماینده سوریه در اتحادیه عرب، تعلیق عضویت کشورش در این اتحادیه را گام برداشتن اعضای اتحادیه عرب در مسیر توطئه آمریکا و کشورهای غربی توصیف کرد

و البته با توجه به اینکه ملتهای هوشیار منطقه زیر بار تن دادن به خواسته های آمریکا نخواهند رفت، از همین الان زمزمه های مخالفت آغاز شده و با توجه به خروج نزدیک الوقوع آمریکا از عراق بعید است که آمریکا بتواند به خواسته خویش دست یابد.

سخنگوی دولت عراق: تعلیق عضویت سوریه در اتحادیه عرب، به روشی 'غیر قابل پذیرش' صورت گرفت/ به دلیل همسایگی و مصالح مشترک به این طرح رای ندادیم

'عمار بلانی'، سخنگوی وزارت خارجه الجزایر اعلام کرد؛ با وجود فشار اتحادیه عرب مبنی بر فراخواندن سفرای کشورهای عربی از سوریه، این کشور سفیر خود از دمشق را فرا نمی‌خواند

شکی نیست که هر چه می گذرد نبرد بین جبهه حق و باطل نزدیک تر، عیان تر و شدید تر می شود، نبردی که تا کنون چهره واقعی بسیاری از حاکمان مسلمان نمای آمریکایی منطقه را نشان داده است، اما به لطف خدا پیروزی نهایی از آن اسلام و مسلمین خواهد بود و به لطف حضرت حق این حرکتها و احتمالا تحریم یا حرکات بعدی آمریکا و نوچه هایش نخواهد توانست ضربه ای به اراده آهنین مردم سوریه و کلیه همراهان جبهه مقاومت وارد آورد.

چند روز گذشته برخی از خبرگزاری ها از مصاحبه سفیر عربستان در مصر با شبکه الحیات مصر خبر دادند، مصاحبه ای که در آن آقای سفیر با کوری خواندن و تناقض گویی سعی کرده بود، در جریان انقلابهای اسلامی منطقه و واکنش جمهوری اسلامی ایران در برابر آن دست پیش را بگیرد و کشور متبوعش را پرقدرت و آماده پاسخگویی به سیاست های جمهوری اسلامی معرفی نماید.

"احمد القطان" سفیر رژیم اشغالگرعربستان سعودی در مصر در مصاحبه با شبکه تلویزیونی "الحیات"  ادعا کرد:

ما در عربستان سعودی مخصوصا دوره ملک عبدالله و از زمانی که وی ولی عهد بود تلاش کرده ایم که دست دوستی را از طرق مختلف به سوی ایران دراز کنیم اما متأسفانه، توطئه های ایران در کشورهای حاشیه خلیج[فارس] هرگز تمامی ندارد.

سفیر عربستانی هرگز به سرمایه گذاری در مناطق مختلف سنی نشین ایران از جمله بلوچستان و کردستان در جهت ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران و همچنین کارشکنی ها و اذیت و آزارهایی که در طول این مدت توسط وهابی های کشور متبوعش در حق حجاج ایرانی روا داشته شده است اشاره ای نکرده و احتمالا اینها را نشانه ای از دراز کردن دست دوستی به سمت جمهوری اسلامی ایران دانسته است. ظاهرا طلایی ترین  دوران ارتباط میان دو کشور در سالهای اخیر به دیدار آقای هاشمی رفسنجانی از این کشور باز می گردد که با ملک عبدالله رابطه دوستی دیرینه دارند و گرنه همواره نگاه خصمانه و ضد ایرانی در تحرکات دیپلماتیک این کشور مشهود بوده و هست.

وی با سوء استفاده از برخی اظهارات جنجالی داخل کشورمان درباره برتری ایرانیان به دیگر اقوام و ملل، گفت: تا امروز آنها با توهم امپراطوری پارس زندگی می کنند.

البته این را باید قبول کرد که برخی افراد افراطی در داخل کشور همچنان به عظمت و بزرگی امپراطوری پارس می اندیشند، ولی سیاستهای مقدس جمهوری اسلامی خط مشی اصلی انقلاب را همواره گسترش اسلام ناب محمدی می داند که نشانه های آن را در جهت گیریهای سیاسی کشورمان و در فرمایشات امام خمینی رحمت الله علیه، امام خامنه ای و همه مسئولین کشور به وضوح می توان مشاهده نمود. مقامات رژیم اشغالگر سعودی به هیچ وجه با وارد کردن چنین اتهاماتی نخواهند توانست کشور ایران را کشوری زیادی خواه، و سلطه طلب و ملی گرا جلوه دهند، زیرا مردم مظلوم و تحت ستم منطقه و همه آزادی خواهان جهان به خوبی می دانند که ایران بزرگترین حامی مستضعفان در جهان بوده و هست و همواره این نکته را برای خویش افتخار می داند.

القطان افزود: اظهارات اخیر ایرانیان عجیب و غریب است؛ آنها عربستان سعودی را متهم به دخالت در امور بحرین کردند. این حقیقت ندارد و من می توانم آن را ثابت کنم.

آقای سفیر خودتان را به خنگی زده اید یا کورید و  نمی بینید که دژخیمان سگ صفت رژیم اشغالگر سعودی کشور بحرین را اشغال نموده اند و چه ظلمهایی را به مردم مظلوم این کشور روا می دارند؟ نکند می خواهید اثبات کنید که به این مزدوران سعودی پس از اشغال نظامی خاک بحرین تابعیت این کشور داده شده است؟ شما مشکل عقلی دارید یا سرتان را کردید لای برف؟ شاید بتوانید خودتان را گول بزنید با افکار عمومی مردم جهان چه می خواهید بکنید؟ با اروپای متحد که حتی آنها هم نتوانسته اند بیدادگری و ظلم شما را تحمل کنند چه می کنید؟

وی مدعی شد: این اتهامات زمانی از سوی ایران متوجه ما می شود که ایران هم در حال مداخله در امور لبنان ، عراق، مصر و کشورهای حاشیه خلیج[فارس] است.

حمایت مادی و معنوی از حزب المستقبل و سایر احزاب مخالف مقاومت در لبنان، همکاری علنی و منافقانه با رژیم اشغالگر صهیونیستی، حمایت از القاعده در عراق، گردن زدن زندانیان بی گناه عراقی در عربستان، حمایت از حزب العراقیه در جهت ضربه زدن به اتحاد ملی عراق، اعلام آمادگی در جهت دادن پناهندگی به حسنی مبارک، رخنه و نفوذ در الازهر، شبیه سازی انقلاب در سوریه، حمایت از مخالفین نظام ایران، ایجاد پایگاههای فراوان القاعده در نقاط مختلف جهان اسلام، و بسیاری دیگر از موارد که به وضوح توسط حکومت فاسد عربستان سعودی انجام می گیرد، آیا اینها نمونه هایی از دخالت آشکار و واضح عربستان سعودی در لبنان، عراق و مصر، سوریه و سایر کشورها نیست.

سفیر عربستان سعودی در مصر افزود: وضعیت ما با ایران در منطقه بصورت وحشتناکی است. ما پیام قدرتمندانه و مهمی را به آنها منتقل کرده ایم: ما اجازه نقض امنیت کشورهای حاشیه خلیج[فارس] را نمی دهیم.

آقای سفیر منظورتان از وحشتناک چیست؟ نکند می خواهید بگویید مثل … ترسیدید؟ این پیام قدرتمندانه ای که از آن دم می زنید کجاست؟ فکر کردید که ما نمی دانیم که شما روی سیاست متانت و خودداری جمهوری اسلامی حساب باز کردید، و اگر احتمال می دادید که قرار است ایران تحرکی جدی در منطقه صورت بدهد، از ملک و نخست وزیر، سفیر و وکیل و بازاری و تاجر همه دم در سفارت ایران دخیل می بستید؟ خیال نکنید که این اوباشی گری ها توسط مردم منطقه بی پاسخ خواهد ماند، رژیم اشغالگر سعودی باید بداند که پس از این تقاص سختی را باید پس بدهد.

وی افزود: امنیت کشورهای حاشیه خلیج[فارس]، خطر قرمز ما در عربستان سعودی است؛ مطمئناً شما به یاد دارید که عربستان چگونه به حمله کویت پاسخ داد.

خدا را شکر که ما خوب یادمان هست، که صدام حسین هنوز کویت را کامل نگرفته بود، نصف عربستانی ها به اروپا و مصر و سوریه پناهنده شده بودند. این پاسخی که عربستان داد چه بود؟ نکند منظورتان حمله ۲۶ کشور به عراق در سال ۹۰ است؟ تا آنجا که من یادم هست نقش عربستان در آن جنگ فقط حراج کردن نفت بود و در اختیار قرار دادن عربستان به عنوان پایگاه نظامی. اگر به این می گویید پاسخ که کارتان خیلی درست است. و اما اگر روی حمایت ایالات متحده آمریکا و فرانسه و انگلستان و رژیم صهیونیستی حساب باز کرده اید، باید بدانید این بدبختها این قدر گرفتار هستند، که در منازعه میان ایران با هر کشور دیگری در منطقه ترجیح بدهند بنشینند در شورای امنیت و ایران را تحریم کنند. این بدبختها اگر توان داشتند که خیلی پیش از این به ایران حمله کرده بودند و کار را یکسره کرده بودند.

احمد القطان در ادامه ادعاهایش، گفت: اهداف ایران در ایجاد یک شبکه جاسوسی در کوبت چه بود؟ کل این قضیه هشدار دهنده است. ایران چندین سال است که جزیره های امارات را اشغال کرده است! و هنوز هم از هر نوع مذاکره ای در این مورد سرباز می زند! و حتی داوری بین المللی را هم قبول نمی کند!

جریان شبکه جاسوسی ادعایی را نمی دانم چیست، ولی اگر منظور آقای سفیر مردمی است که دلبسته انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران شده اند و به این جرم در دادگاههای کویت محکوم می شوند، ما تقریبا از این جاسوس ها در همه جای دنیا آن هم به مقدار خیلی زیاد داریم. اما اینکه ایران در منطقه محبوبیت داشته باشد چرا برای شما هشدار دهنده است این را نشان می دهد که رژیم اشغالگر سعودی یک رژیم فاشیستی و ضد مذهب است که همه تلاش خویش را معطوف زمین زدن انقلاب اسلامی می کند، و از گسترش محبوبیت ایران اسلامی احساس هشدار می کند.

در مورد جزیره ها هم که خود اماراتی ها از ادعای واهی شان دست کشیدند، شما شدید دایه مهربان تر از مادر؟ نه تنها جزایر سه گانه بلکه کل خلیج فارس محدوده ایران بوده و هست. اگر بخواهیم ادعا داشته باشیم در مورد خود امارات و بحرین و سایر جزیره ها هم حرفهای بسیاری هست.

وی با بیان اینکه "ما در عربستان سعودی خیلی از دست ایران رنج کشیدیم" ادامه داد: بگذارید که به شما یادآوری کنم که ایران در سال ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ میلادی، دو بار به حریم عربستان سعودی حمله کرد که ما به آنها هشدار دادیم و وقتی که برای بار سوم این قضیه تکرار شد، هواپیماهای آنها را زدیم.

نیاز نیست که خیانت هایتان در طول جنگ تحمیلی به جمهوری اسلامی و حمایت از صدام حسین ملعون را به رخ ما بکشید، ملت ایران به خوبی از خیانتهای شما آگاه است.

احمد القطان اضافه می کند: من فکر نمی کنم که سیاست ایران با سیاست مصر در یک خط است. ایران برنامه های خود را دارد. من از اعماق قلبم آرزو می کنم که مصر قادر باشد که ایران را متقاعد کند که روابط همسایگی اش را حفظ کند و به کنواسنیون های بین المللی احترام بگذارد و دست از دخالت در کشورهای حاشیه خلیج فارس دست بردارد. وی خطاب به مصاحبه کننده می گوید: برادر عزیز، شما باور نمی کنید که این ایرانی ها دارند در کشورهای حاشیه خلیج فارس چه می کنند. تنها چیزی که این کشور به آن اهمیت می دهد دخالت در هر قسمت از کشورهای جهان عرب است. مصر هم اکنون دارد از این قضیه رنج می برد. مانند خیلی دیگر از کشورهای عربی دیگر، من می توان در مورد هر کشور عربی دیگری، مثال های زیادی بزنم!

خوب است توجه داشته باشید که وقتی ملتی الگوی خود را انتخاب کرده باشد، اینگونه با این حرکات سخیف نمی توان بین خواسته ملتها تفرقه ایجاد کرد. ملت مصر راه خود را انتخاب کرده است، و کسی مثل سفیر عربستان در حدی نیست که بتواند تعیین بکند که این سیاستها چگونه هست یا چگونه باید باشد.

سفیر رژیم اشغالگر عربستان سعودی در مصر، در ادامه، تلویحاً ایران را تهدید به حمله نظامی می کند و می گوید: من به این چیزی که می گویم اعتقاد دارم: امیدوارم ایرانی ها قدرت ما را امتحان نکنند. آنها نباید قدرت ما را تست کنند. ان شالله اگر آنها بخواهند کشورهای حاشیه خلیح[فارس] را بی ثبات کنند، ما توانایی مقابله با ایران را داریم.

مصاحبه کننده در این لحظه پرسید: منظور شما از قدرت به معنای خود کلمه است که وی پاسخ داد: بله.

مصاحبه کننده دوباره پرسید که این شامل حمله نظامی هم می شود که القطان پاسخ داد: منظور من ایران است؛ کشورهای حاشیه خلیج[فارس] و امنیت آنها، خط قرمز ماست و ما اجازه نقض امنیت را به آنها را نمی دهیم .

وی افزود: امیدوارم که ایرانی ها قدرت ما را تست نکنند و من دوست دارم چیزهایی که نگفتم یادآور شوم.

پیشنهاد می کنم که این مواردی که آقای سفیر فرمودند را به عنوان جوک سال انتخاب کنیم. آیا واقعا ایشان به حد خودشان نگاه کرده اند و بعد این حرف را زده اند یا همین طور جو گرفته و جلوی مصاحبه گر چیزی گفته اند تا کم نیاورند؟ اگر واقعا این طور است پس چرا این قدر وحشت زده هستند؟ محض تفریح هم که شده باید این قدرت اینها را تست بکنیم. به حول و قوه الهی شرایط به گونه ای است که اگر نیروهای مقتدر نظامی ایران اراده بکنند، به این کشور حمله بکنند، می توانند نیت روزه نموده و پیش از آغاز حمله سحری را در حرم حضرت امام رحمت الله علیه بخورند و افطارشان را در مسجدالحرام بنمایند.

القطان ادعا کرد: ما از دست ایرانی ها در دوره حج، خیلی رنج بردیم و آزار دیدیم! آنها به عربستان می آیند و باعث آشوب در طول مدت برگزاری حج می شوند.

ظاهرا این سعودی ها تازه فهمیده اند که چه کلاهی سرشان رفته است و حجاج ایرانی چگونه توانسته اند در این مدت در برقراری ارتباط با حجاج سایر کشورها حقیقت انقلاب اسلامی را به سایر مسلمانان بنمایانند.

در مورد آشوب هم ظاهرا اینها برائت از شیاطین زمان را آشوب می دانند و این خوی شیطانی این حکومت کثیف را نشان می دهد، تخریب جمرات (ابلیسک) که نمادهای شیطان بود و در آنجا توسط مسلمانان سنگ زده می شد، و کشیدن دیوار به جای آن، ساختن بزرگترین ابلیسک جهان مشرف بر خانه خدا، کشتار ایرانیان شرکت کننده در مراسم برائت از مشرکین، همه گواه این است که رژیم سعودی دست در دست شیطان دارد و نمی خواهد بگذارد پیام اسلام ناب محمدی جهان گیر شود.

در تازه ترین اقدام نیز ظاهرا سران رژیم اشغالگر عربستان سعودی تصمیم گرفته اند از دادن ویزا به حجاج ایرانی خودداری نموده، و کم کم اسباب حضور حجاج در این کشور را از بین ببرند تا شاید بدین طریق بتوانند به زعم خودشان جلوی آشوب ایرانیان را بگیرند. غافل از اینکه امروز نفس وجود جمهوری اسلامی برای جهان اسلام الگو و نماد است. ملتهای مسلمان ایران اسلامی را به خوبی شناخته اند و از راه و سنت آن الگو برداری می کنند.

البته خیلی خوب بود قبل از اینکه عربستان سعودی از حضور حجاج در عمره جلوگیری نماید، خود ما به علت تجاوز وحشیانه این رژیم به خاک بحرین در حرکتی اعتراضی اقدام به محدود کردن سفرهای عمره می نمودیم و در جدیت ملت و دولت جمهوری اسلامی در حمایت از مظلومین درس محکمی به این یاوه گویان سعودی می دادیم.

چندی از قیام مسالمت آمیز مردم مومن بحرین می گذرد، و همواره در تمام مراحل این انقلاب مردم بحرین شعار حضورشان را حضور مسالمت آمیز تا کنار رفتن آل خلیفه دانسته اند، چه در روزهای آغازین انقلاب که با سرکوبگری آل خلیفه چند شهید تقدیم راه انقلاب شد، چه در روزهای بعد از فرار پلیس از دست معترضان، چه در تجمعات چند صد هزار نفری در میدان لؤلؤ، و چه در هنگام سرکوبگری اشغالگران سعودی در همه این مراحل شیعیان بحرین حضور مسالمت آمیز را شعار خویش قرار دادند.

رژیم اشغالگر سعودی اما از ابتدای این انقلاب نسبت خویش را با این انقلاب به گونه ای دیگر تعریف نمود. سعودی ها که به شدت از قدرت گرفتن شیعیان در منطقه جنوبی خلیج فارس هراس دارند، از همان ابتدا شیوه سرکوبگری و تحریف واقعیت این انقلاب را در پیش گرفتند و به شدت تبلیغات خویش را در مذهبی نشان دادن این انقلاب به کار بستند. در روزهای بعد از اشغال بحرین نیز رژیم اشغالگر سعودی با در دستور کار قرار دادن قتل، ترور، تجاوز و حتی حمله به اماکن مقدس شیعیان نشان داد که واقعا این انقلاب را یک جنگ مذهبی می داند و برای سرکوب شیعیان از هیچ اقدامی فروگذار نخواهد کرد.

از سوی دیگر با توجه به اینکه بیش از ۹۰ درصد جمعیت ایران و ۶۰ درصد مردم عراق از شیعیان هستند، و حساسیت خاصی نسبت به وضعیت بحرین که بیش از ۷۰ درصد مردم آن را شیعیان تشکیل می دهند دارند. واکنشهای مردمی به بیدادگری های رژیم سعودی و آل خلیفه روز به روز پررنگ تر می شود و مردم در این کشورها خواستار توقف فوری این جنایات هستند و به نظر می رسد در صورتی که اقدام دیپلماتیک یا سیاسی متناسبی با خواسته مردم صورت نپذیرد، نیروهای مردمی از این دو کشور و حتی از حزب الله لبنان برای حمایت از مردم مظلوم بحرین گسیل خواهند شد.

در طرف دیگر قضیه ایالات متحده قرار دارد که اصل این سرکوبگری ها با چراغ قرمز این کشور شروع گردید و رژیم های غاصب جنوب خلیج فارس خیلی روی حمایت این کشور حساب باز کرده اند. حقیقت این است که با توجه به حضور کم رنگ نظامی آمریکا در لیبی و کنار کشیدن فوری به بهانه های واهی در ادامه آن نبرد نشان دهنده این است که دولت ایالات متحده می داند که دچار نوعی ضعف در حضور نظامی در منطقه است و کارشناسان بر این اعتقادند که دولت آمریکا به هیچ وجه تاب حضور نظامی و درگیری جدید را ندارد.

مردم و علمای ایران اسلامی دیروز در حضورشان در مراکز حوزوی پیام خویش را نسبت به نگرانی از وضعیت مردم بحرین به تمامی اشغالگران ابلاغ کردند و مطمئنا مسئله به اینجا ختم نخواهد شد. علمای شجاع شیعه نشان داده اند که برای حفظ حریم مقدس تشیع و اسلام ناب محمدی هرجا که لازم باشد وارد صحنه شده اند و رژیم اشغالگر سعودی باید این حضور را به مثابه یک اخطار جدی قلمداد نماید، زیرا اگر وضعیت موجود بیش از این ادامه پیدا نماید، همه علمای شیعه با صدای واحد در جهت حمایت از مردم بحرین، شیعیان را به صحنه فراخواهند خواند.

رژیم اشغالگر سعودی باید قبل از اینکه تلقی یقینی نسبت به راه اندازی جنگ مذهبی از حضور نظامی اش در بحرین صورت بگیرد، خاک این کشور را ترک نماید، و پیروزی مردم بحرین در انقلاب به صورت مسالمت آمیز صورت پذیرد، و گرنه همانگونه که امام خامنه ای فرمودند: پیروزی مردم در بحرین یقینی است. و جوانان شجاع شیعه برای دفاع از مذهب آماده پوشیدن کفن و ورود به صحنه هستند.

 

اضافات:

واکنش علما نسبت به سرکوبگری و قتل عام و تعرض به شیعیان بحرین

حضرت آیت الله جوادی آملی در تجمع اعتراض آمیز حوزویان در حمایت از مردم مظلوم بحرین با بیان اینکه حق همیشه پیروز است گفت:حکام خودسر خاورمیانه به روز سیاه شاهنشاه ایران مبتلا می شوند.

آیت الله خاتمی در اجتماع حوزویان: علمای جهان اسلام سکوت خود را بشکنند و فتواهای شیطانی را محکوم کنند، وی با محکوم کردن کشتار مسلمانان در ممالک اسلامی به ویژه بحرین سکوت مجامع جهانی و سازمان کنفرانس اسلامی را مایع شرمساری خواند و از علمای جهان اسلام خواست دست از سکوت بردارند و به صحنه بیایند و جلوی مسلمان کشی را بگیرند.

رئیس مجلس خبرگان از مسلمانان سراسر جهان خواست که به یاری مردم مظلوم در کشورهایی که بیداری اسلامی در آنها به وقوع پیوسته است بشتابند و گفت: با توجه به این حقیقت و مظلومیت، مسلمانان وظیفه دارند صدای مظلومیت مردم بی دفاع و ستمدیده را به گوش جهانیان برسانند.

آیت الله مکارم شیرازی: حمایت از مردم بحرین بر مسلمانان لازم است

با گذشت سه ماه از انقلاب مردم تونس که سرمنشأ تحولات بسیار گسترده و عمیق در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بود، جهان اسلام به یکباره شاهد اتفاقات و انقلابهای بسیاری در اکثر کشورهای منطقه بوده و هست. این انقلابها علی رغم ضعف و قوتهایی که داشتند در یک نقطه مشترک بوده و هستند، و آن هم تلاش مردم منطقه برای احیای عدالت اجتماعی، به دست آوردن حق مشارکت در سرنوشت و احیای قوانین اسلام در جامعه است.

در طول این مدت کشور مصر شاهد قیام همه جانبه ملت خود بود و بالأخره در روز ۲۲ بهمن با کناره گیری حسنی مبارک از قدرت، مردم مصر با تقدیم کشته های بسیار توانستند با کنار زدن مبارک، حرکت خویش را به سوی دموکراسی اسلامی بردارند، گرچه با روی کارآمدن نظامیان این مسئله سخت تر گردید، اما همچنان امید و مقاومت و سرسختی مردم برای رسیدن به اهدافشان همچنان پابرجاست.

در لیبی، قیام مردمی خیلی زود شکلی نامتعارف به خود گرفت و دلقک حکام عرب (معمر قذافی) که ۴۲ سال است، خون ملت لیبی را در شیشه نموده است و ۴۲ سال اسباب خنده جهان غرب به اسلام و جهان عرب را فراهم آورده است، با همراهی پسران سوژه تر از خودش به سرکوب مردم پرداخت، و انقلابیون را مجبور به برداشتن سلاح و مقاومت در جهت رسیدن به استقلال و آزادی نمود. در این روزها کار در این کشور بالا گرفته است و اروپای متحد و آمریکا این روزها به بهانه مردم و با هدف نفت در تقلا برای استیلا بر این کشور  و مصادره انقلاب هستند.

در یمن به نظر می رسد که کم کم انقلاب مردمی در روزهای میانی دومین ماه مقاومت جوانان یمنی دارد به نتیجه می رسد و اخبار گمانه زنی های بسیاری از کناره گیری غریب الوقوع علی عبدالله صالح به گوش می رسد.

در بحرین آل خلیفه با منحرف جلوه دادن انقلاب مردمی در بحرین آن را یک انقلاب شیعی و مذهبی جلوه داده و با گرفتن کمک از ارتشهای رژیم اشغالگر سعودی، امارات و کویت به سرکوب مردم این کشور پرداختند. پایداری مردم مسلمان بحرین و راسخ بودن آنها در شعار "هیهات منا الذلة" این نوید را به ناظرین این صحنه سیاسی خواهد داد که پیروزی ملت بحرین قطعی و نزدیک خواهد بود.

در عربستان و اردن نیز اعتراضات مردمی همچنان وجود دارد، اما با توجه به رویکرد سرکوبگرانه حاکمان این دو کشور، مردم حرفی از تغییر نظام نزده و صرفا خواستار اصلاحات سیاسی هستند. به نظر می رسد باید در مورد این دو کشور منتظر ماند و دید که در آینده تغییرات آتی چه تأثیری بر روی انقلاب در این کشورها خواهد گذاشت.

البته کشورهایی هم هستند که انقلاب در آنها هنوز در حد یک تردید مردمی باقی مانده است، کشورهایی مثل کویت، عمان و امارات متحده عربی، مراکش، و الجزایر. مشخص شدن تکلیف انقلابهای در جریان به جدی شدن تصمیم مردم در این کشورها کمک خواهد نمود و مردم را برای ورود و ادامه مسیر انقلاب در این کشورها مصمم تر خواهند نمود.

اما این تمام تحولات منطقه در طول این زمان نبوده است، غرب در مقابل تحرکات مردمی بیکار ننشسته و همواره سعی نموده است با به کاربردن انواع حیله ها و ترفندها در منحرف، خاموش نمودن یا مصادره این انقلابها اقدامات موثری را انجام دهد. حمله به غزه توسط رژیم اشغالگر صهیونیستی، و شبیه سازی انقلاب در برخی از کشورها از جمله این تحرکات است.

دشمنان مردم و انقلابهای مردمی در ابتدا سعی نمودند تا با شبیه سازی انقلاب در ایران به کلی مردم منطقه را در مورد عاقبت این انقلابها مأیوس نمایند که خوشبختانه این خواب آشفته ای که دشمن برای ملت ایران دیده بود تعبیر نگردید. در گام بعدی شبیه سازی انقلاب در عراق صورت گرفت. عراقی که این روزها بعد از یکسال بلاتکلیفی تازه صاحب دولت شده با استفاده از نارضایتی العراقیه به آشوب کشیده شد. البته این آشوبها با هوشیاری مرجعیت و سیاسیون مردمی خاموش گردید و فتنه منتفی گردید. اما در گام سوم شبیه سازی انقلاب در سوریه صورت گرفت.

اخبار رسیده از سوریه حاکی از انقلاب وسیع مردمی در جنوب این کشور و بندر لاذقیه است، و نکته جالب اینجاست که ناقلین و منتشرکنندگان این اخبار همان کسانی هستند که در روزهایی که در خیابانهای تهران خبری از معترضین نبود، خبر از حضور دهها هزار نفری معترضین می دادند، یعنی رسانه هایی که به دروغ پراکنی و شایعه سازی عادت دارند دائما در مورد این اعتراضات خبرسازی می کنند.

البته با توجه به اینکه نظام حاکم در سوریه تک حزبی بوده و این به نوعی اجحاف در حق مردم است، طبیعی است که مردم با هدف مسلط شدن بر سرنوشت خودشان خواهان اصلاحات سیاسی در کشورشان باشند، و مسلما اعتراضاتی صورت پذیرفته است، اما دامن زدن به این اعتراضات و گسترده نشان دادن این اعتراضات توسط رسانه های بوق غربی، به نوعی تلاش برای سرنگون کردن نظامی ضد صهیونیستی سوریه است.

همه آنهایی که با سوریه و وضعیت زندگی مردم این کشور آشنایی دارند به خوبی می دانند که وضعیت معیشتی مردم در این کشور بسیار بهتر از سایر کشورهای عربی می باشد و حکام این کشور از محبوبیت بسیار بالایی در بین مردم برخورداند. علاوه بر اینکه علامت سوالهایی که در مورد رابطه حکام سایر کشورهای عربی در مورد ارتباط با آمریکا و اسرائیل مطرح است در مورد حکام سوریه مطرح نبوده و نیست.

سوریه همواره سعی نموده است که کشوری مستقل و حامی مقاومت اسلامی باشد، از این رو در بین کشورها و ملتهای حامی مقاومت اسلامی از محبوبیت بالایی برخوردار است. از نظر اقتصادی نیز گرچه سوریه نیز دچار محدودیت و تحریم می باشد، اما همکاری نزدیک با ایران و ترکیه در سالهای اخیر از محدودیتهای این کشور کاسته است. در مجموع می توان گفت که وضعیت در سوریه به گونه ای نیست که مردم از نظام حاضر ناراضی بوده و این منجر به قیام مردمی و انقلاب گردد. با وجود اینکه مسلما نظام سیاسی سوریه نیازمند تغییرات  و اصلاحات جدی از جمله دادن اجازه فعالیت به سایر احزاب و انتخابات مردمی می باشد.

به نظر می رسد که اوضاع اعتراضات مردمی در سوریه در روزهای آینده روشن تر خواهد گردید، و با توجه به مسیر حرکت دولتمردان سوریه ای در دادن حق حضور احزاب در انتخابات و آزادی زندانیان سیاسی اوضاع این کشور از نظر اصلاحات بهبود خواهد یافت و اعتراضات مردمی در سوریه منجر به انقلاب نخواهد گردید. و تلاش غرب در جهت شبیه سازی انقلابهای مردمی مصر و تونس در سوریه ناکام خواهد ماند.

با شکل گیری برخی تحرکات نظامی آمریکا در نزدیکی سواحل کشور لیبی، گمانه زنی ها حاکی از جدی شدن عزم آمریکا و برخی کشورهای اروپایی به بهانه سرنگون کردن دیکتاتور معمر القذافی و با هدف دستیابی و کنترل منابع نفتی لیبی، و حتی طرحهایی چون تجزیه لیبی در دستور کار ایالات متحده می باشد.

واکنش سازمان کنفرانس اسلامی در اعلام هشدار نسبت به هر گونه حمله نظامی به لیبی، و اعلام معترضین لیبیایی در اینکه اگر حمله نظامی به لیبی صورت بگیرد، آنها نیز به دفاع از کشور خویش خواهند پرداخت نشان دهنده این است که جهان اسلام از جنگ افغانستان و عراق درسهای لازم را گرفته است و امروز با تمام قدرت در مقابله اشغال نظامی کشورهای اسلامی خواهد ایستاد.

شکی نیست به غیر از کلوب چند نفره حکام عرب هیچ کس دیگری هیچ علاقه ای به این حکام فاسد و مستبد نداشته و ندارد و همه در جهان اسلامی خواستار سرنگونی معمر القذافی هستند، اما این به معنای این نیست که جهان اسلام اجازه بدهد که غرب از این فرصت سوء استفاده نماید.

هشدار جدی امروز ریاست محترم جمهوری در جمع مردم لرستان خطاب به جهان غرب، جدیت کشورهای اسلامی در برخورد جدی با تحرکات نظامی و اوباشی گری نظامی آمریکا و متحدانش را نشان داد، و بازی سیاسی بین المللی حول موضوع لیبی را وارد فاز تازه ای نمود.

امروز خبرگزاریها خبری را بازتاب دادند که نشان دهنده شکل گیری صف بندی های جدید در عرصه بین المللی بود، "نماینده دائمی روسیه در اتحادیه اروپا گفت: هر گونه اقدام نظامی در لیبی از سوی کشورهای خارجی، مغایر قوانین شورای امنیت سازمان ملل است و بی پاسخ نخواهد ماند. "دیمیتری روگوزین" در مصاحبه‌ای با تلویزیون دولتی روسیه اظهار داشت: مطمئن باشید مداخله نظامی کشورهای خارجی در لیبی به آغاز جنگ سوم جهانی منجر می‌شود. "

از سوی دیگر عربستان سعودی که به اصلی ترین حامی حکام فاسد عرب تبدیل شده است با موضع گیری تأمل برانگیز به واسطه سعود الفیصل وزیر امور خارجه خود از کشورهای عربی درخواست کرده است، چه از طریق دخالت نظامی و یا مذاکرات سیاسی از نفوذ آمریکا و کشورهای اروپایی در انقلاب لیبی جلوگیری کنند.

مجموعه صف بندی های شکل گرفته در این مسئله نشان دهنده این مسئله است که بیداری اسلامی، و ایجاد انقلاب اسلامی نمود خود را تنها در بدنه های کشورهای اسلامی نشان نداده و حکومتها نیز متأثر از خواست مردمی خواهان رهایی از بند استکبار هستند. گرچه به کشورهایی نظیر عربستان سعودی امیدی نیست و همراهی عربستان با جهان اسلامی صرفا به علت جانماندن از قافله جهان اسلام است، اما کشورهایی همچون ایران، سوریه و ترکیه که امروز از عزت بالاتری نسبت به قبل برخوردارند در عدم دخالت غرب در جهان اسلام بسیار مصر بوده و معتقدند که مردم منطقه خود باید نسبت به آینده سیاسی منطقه تصمیم گیری نمایند.