پرش به محتوا

سيوستان

تحلیل ها، تبیین ها، اعتراضات و فریادهای شریف سیستانی

بایگانی

برچسب: عربستان سعودی

در حالی که بیش از یک سال است مردم بحرین با پایداری در راه رسیدن به خواسته های انقلابی خود استوار ایستاده اند، آل خلیفه تصمیم گرفته اند برای تثبیت پایه های حکمرانی خویش بر این جزیره ایرانی، آن را دو دستی تقدیم عربستان سعودی نمایند. تصمیمی که بی شک با حمایت و چراغ سبز آمریکا و اسرائیل بوده است. و البته خوشبختانه به علت عدم همراهی سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس این طرح فعلا به تعویق افتاد.

البته سران حکومت آل خلیفه برای توجیه خودشان دلایلی را ذکر کرده اند که یکی از آنها این است که در دنیای امروز دیگر کشورهای کوچک توان حفاظت خویش را ندارند. و بر هیچ کسی پوشیده نیست که تلاش حمد تنها برای حفظ حکمرانی خویش است و گرنه با رفتن آل خلیفه و آل سعود از بحرین، با همکاری کشورهای منطقه امنیت بحرین برقرار است.

اما واکنش ها به اعلام این طرح قابل تأمل بود.

ادامه مطالعه …

در دو روز اخیر سه خبر به شدت متأثر کننده از رفتار سعودی ها بر علیه ایران به گوش می رسد. سه خبری که هر کدام به تنهایی برای جریحه دار کردن احساسات مردم کشور عزیزمان کافی است. اما انگار آل سعود دیگر ترمز بریده اند و علنا اقدامات شنیعشان را بر علیه جمهوری اسلامی انجام می دهند.

در خبر اول خبرگزاری ها خبر از توزیع کتابی موهن به مقدسات شیعیان آن هم به زبان فارسی در میان زائرین ایرانی مسجدالنبی صلی الله علیه و آله و سلم دادند.

عناصر فرقه وهابیت در اطراف قبرستان بقیع در مدینه کتابی موهن علیه مقدسات شیعیان به زبان فارسی در میان زایران ایرانی توزیع می‌کنند. این عناصر وهابی با خودروهای ارگان‌های رسمی حکومت آل‌سعود معمولاً در ساعات منتهی به زمان برگزاری نماز جماعت در مسجدالنبی، در اطراف بقیع اقدام به توزیع این کتاب در بین زایران ایرانی می‌کنند.
در این کتاب که به نام دروغ بزرگ منتشر شده است مسئله شهادت خانم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه و همچنین مسئله غیبت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف زیر سوال برده شده است و با روایاتی جعلی این مسائل را دروغ خوانده است. این در حالی است که در روزهای اخیر آزار و اذیت زائران ایرانی در عربستان سعودی بسیار تشدید شده است.
 
اما در خبر دوم خبر رسید که خاندان آل سعود آمادگی خویش را برای تأمین هزینه های جنگ آمریکا علیه ایران را اعلام نموده است.
رهبران سعودی اخیرا به اطلاع رئیس جمهوری آمریکا رسانده اند که آمادگی کامل برای تامین هزینه های جنگ علیه ایران را دارند و رهبران سعودی، آمریکا را برای حمله به ایران تشویق کرده اند.
اخیرا یک منبع نزدیک به آل سعود در یک افشاگری اعلام نموده است که در هفتاد سال اخیر آل سعود هزینه جنگ های آمریکا را تأمین نموده اند. وی اعلام نموده است که در همه دیدارهای دیپلماتیک مقامات آل سعود از مقامات آمریکا می پرسند که آیا آمریکا به حمایت از تاج و تخت سعودی ها پایبند است؟
 
و در خبر سوم پرده از جنایتی برداشته شده است که آل سعود در چند روز اخیر سعی نموده اند این خبر را مخفی نگه دارند.
اخبار رسیده از عربستان سعودی حاکی از آن است که رژیم آل سعود ۸ تن از هموطنان کشورمان که در زندان شهر «دمام» در شرق سعودی بازداشت بودند را اعدام کرد. این افراد با لنج در حالی که در آبهای بین المللی نزدیک عربستان سعودی مشغول ماهیگیری بودند، دستگیر شدند.
دستور اعدام این ایرانی ها مستقیما توسط شاهزاده «نایف بن عبدالعزیز آل سعود» وزیر کشور سعودی صادر شده بود. وی بدون اجازه و هماهنگی با «ملک عبدالله بن عبدالعزیز» پادشاه سعودی این کار را کرده است. زمان دقیق اعدام این هموطنانمان روز یکشنبه ۱۵/۴/۲۰۱۲ بوده اما این خبر تا به این لحظه از ترس واکنش جمهوری اسلامی ایران، توسط رسانه های سعودی محرمانه مانده بود.
 
منبع: +

این روزها اخباری از اعتراضات دانشجویان دانشگاه ملک خالد بن عبدالعزیز و مردم ابها در جنوب عربستان (در نزدیکی مرز یمن) به گوش می رسد. این اعتراضات در حال آغاز شد که نیروهای امنیتی سعودی و افراد موسوم به اعضای هیئت امر به معروف و نهی از منکر با ورود به محوطه دخترانه دانشگاه و حمله به دانشجویان، یک دانشجوی دختر را کشته و ۵۳ نفر را مجروح کرده‌اند.

به طور کلی ساکنان شهر ابها را اسماعیلی‌ها، زیدی‌ها و وهابی‌ها تشکیل می‌دهند و پس از بروز اعتراض‌های دانشجویی وهابی‌ها، شیعیان (زیدی ها و اسماعیلی های)  این شهر را عامل این اعتراض‌ها می‌دانند.

ادامه مطالعه …

با روشن تر شدن اوضاع سیاسی و مشخص شدن شبیه سازی شده بودن اعتراضات در سوریه دیگر عربستان سعودی و قطر دلیلی نمی بینند که بخواهند حمایتهای مالی شان به مخالفین دولت سوریه را مخفیانه انجام بدهند. و قطعا در سوریه شاهد انقلاب و سرنگونی دولتی که پشتوانه مردمی داشته باشد نخواهیم بود، چرا که مردم سوریه دولت شان را دوست دارند و فضای باز سیاسی که بشار اسد بعد از اصلاح قانون اساسی این کشور به وجود آورده، تمام بهانه ها را برای معترضین و مخالفین از بین برده است.

اما سعودی ها دانسته یا نادانسته وارد جنگی شده اند که مسلما بیشترین ضرر را خودشان در آن خواهند کرد. راه اندازی جنگ مذهبی پدیده شومی خواهد بود که دامنه اش نه تنها تمام کشورهای منطقه خاورمیانه را خواهد گرفت، بلکه منجر به سقوط یا دچار مشکلات فراوان شدن حکومتهایی خواهد شد که با زور اقلیت را در حاکمیت نگاه داشته اند. کشورهایی نظیر بحرین، عربستان سعودی، یمن، کویت، و …

مشکلاتی که نمونه اش را می توان در اعتراضات علوی های ترکیه در حمایت از بشار اسد (که علوی است)، تظاهرات مردم شیعه عراق در حمایت از انقلاب مردم بحرین، اعتراضات خیابانی شیعیان شمال شرق عربستان در اعتراض به تبعیض های رواشده توسط حکومت تندروی وهابی سعودی، ناپایدار شدن تعادل سیاسی (که ریشه در فرقه های مذهبی دارد) شکل گرفته در لبنان و بسیاری دیگر از نمونه های مشابه یافت.

شاید بتوان پیش بینی بشار اسد را نیز مؤیدی بر همین مطلب دانست که گفته است:

شعله‌های آتش فتنه فقط سوریه را نخواهد سوزاند بلکه لبنان، کویت، عراق، بحرین و عربستان و همه منطقه را نیز در بر خواهد گرفت. آنگاه خاموش کردن آتش دشوار خواهد بود.

باید دید که هدف کشورهایی نظیر عربستان سعودی، اردن، قطر و ترکیه از دامن زدن به این جریانات و منحرف ساختن جریان طبیعی انقلاب های اسلامی منطقه خاورمیانه چه بوده و با چه هدفی و با مدیریت چه کسانی صورت گرفته است.

تقویم ها می گویند که امروز روز رأی بر استقلال بحرین از ایران است. روزی که در آن ظاهرا بعد از برگزاری رفراندومی (که البته نمی دانیم انگلستان چگونه آن را برگزار کرده است) مردم بحرین بر استقلال خویش از مام میهن رأی دادند، شورای امنیت سازمان ملل بر استقلال بحرین رأی داد و خیلی زود دولت خائن محمد رضا شاه نیز بر آن صحه گذاشته و بدین ترتیب امیر نشین بحرین به همین راحتی از سرزمین اصلی جدا شد.

جزیره بحرین واقع در جنوب خلیج فارس، تا اوایل دوران قاجار تحت نظر ایران اداره می‏شد ولی پس از چند سال، انگلیسی‏ها به بهانه اینکه ایران فاقد نیروی دریایی است، طی قراردادی با قاجار، حفظ امنیت خلیج فارس و بحرین برعهده نیروی دریایی بریتانیا گذاشته شد. این حاکمیت که بیش از یکصد و پنجاه سال به طول انجامید، بعدها به طور مکرر مورد مخالفت دولت‏های وقت ایران واقع می‏گردید ولی هر بار به نحوی با شکست مواجه می‏شد. در نهایت وقتی که ایران در سال ۱۳۳۶ ش در لایحه تقسیمات کشوری، بحرین را استان چهاردهم ایران اعلام کرد، موجی از مخالفت در کشورهای عربی را برانگیخت. در این میان شاه که نمی‏خواست حمایت کشورهای عربی را از دست بدهد و ضمناً برای اینکه بتواند حاکمیت ایران نسبت جزایر دیگر خلیج فارس از قبیل تنب کوچک و تنب بزرگ و ابوموسی را تثبیت کند، یکباره و به طور ناگهانی، تصمیم خود را مبنی بر چشم‏پوشی از ادعاهای دیرینه ایران به بحرین اعلام نمود و پس از آن، دولت، میانجی‏گری دبیر کل سازمان ملل را در این مسأله تقاضا کرد. بنابراین در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۴۹ ش برابر ۱۱ می۱۹۷۰ م شورای امنیت براساس گزارش هیئت اعزامی به بحرین مبنی بر تمایل اکثریت قاطع اهالی بحرین به استقلال، قطعنامه‏ای صادر کرد که مفاد آن قطعنامه مبنی بر لزوم استقلال بحرین، در ۲۴ اردیبهشت آن سال به تصویب مجلس شورای ملی ایران رسید. هنوز استقلال بحرین رسماً اعلام نشده بود که هیئت حسن نیت ایرانی راهی بحرین شد و هیئتی نیز از آنجا به ایران آمد. سرانجام این جزیره مهم و استراتژیک و سرشار از منابع انرژی در ۲۳ مرداد ۱۳۵۰ ش اعلام استقلال کرد و ایران نخستین کشوری بود که یک ساعت پس از اعلام استقلال، آن کشور را به رسمیت شناخت.

به این ترتیب برگ ننگین دیگری در کارنامه حکومت پهلوی ملعون ثبت گردید و به همین راحتی بحرین از خاک سرزمین اصلی جدا شد. البته همان طور که اشاره شد بحرین پیش از اینها در طول یک صد و پنجاه سال تسلط انگلیسی ها بر خلیج فارس از نظارت مستقیم دولت مرکزی ایران خارج شده بود.

اما این جدایی که توسط انگلستان بر این منطقه از کشورمان دیکته شد، هرگز نتوانست باعث جدایی فرهنگی مردم این خطه از کشورمان گردد و علی رغم تلاشهای چهل ساله دولت انگلستان و برنامه ریزی طولانی مدت دولت سعودی، هنوز اکثریت جمعیت مردم بحرین را شیعیان تشکیل می دهند، شیعیانی که در سبک زندگی و معاش خود بی شباهت به مردم جنوب ایران یعنی بوشهر و بندرعباس نیستند.

در طول این دوره ۴۰ ساله همواره سعی شده با سیاستی مشابه سیاست صهیونیست ها در فلسطین با کوچاندن اعراب سنی از نقاط مختلف منطقه به این جزیره، ترکیب جمعیتی این منطقه به هم زده شود. همواره بهترین و درآمدزا ترین مشاغل به اعراب سنی داده شده است و تبعیضی آشکار نسبت به شیعیان بحرینی روا شده است. تبعیضی که نمونه آن در کشور عربستان و نسبت به شیعیان این کشور نیز به وضوح قابل مشاهده است.

سیاست های اتخاذ شده در این جزیره همواره به گونه ای بوده است که بیشترین فاصله بین ایران و بحرین وجود داشته باشد، به عنوان مثال صدور روادید برای مسافرت ایرانیان به این جزیره یا به عکس به سختی صادر می گردید، کسانی که با واسطه کشور ثالث به ایران سفر می کردند مورد بدترین آزار و اذیت ها قرا رمی گرفتند، و از سوی دیگر همواره در هر اعتراضی که در این جزیره صورت گرفته، فرد معترض را بلافاصله متهم به جاسوسی یا مزدوری از سوی جمهوری اسلامی ایران کرده اند.

در قضایای اخیر بحرین که از ۱۴ فوریه و بعد از پیروزی انقلابهای تونس و مصر و جریان بیداری اسلامی در منطقه عربی جهان اسلام صورت گرفت نیز بلافاصله بعد از شروع نهضت مردمی، سریعا حکام بحرین انگشت اتهام را به سوی ایران دراز کرده و انقلابیون را اجیر جمهوری اسلامی خواندند. موضوع را به نشست حکام شورای همکاری خلیج بردند و هر کشوری از جمله ایران و عراق را که بخواهد در اوضاع بحرین دخالت کند را تهدید نمودند.

چهارم آوریل بود که وزیر امور خارجه اتحادیه عرب به صراحت هشدار داد که شورای همکاری اکنون این پتانسیل را دارد که به دلیل ناآرامی‌ها در بحرین با ایران و عراق وارد مجادله نظامی ‌هم شود. وی بحرین را خط قرمز خوانده و تاکید کرد که هر کشوری که در حاشیه خلیج فارس جاگرفته در حقیقت خط قرمزی برای اعراب این منطقه است که اجازه عبور از آن را نمی‌دهند. این مقام عرب تعارف را به حاشیه رانده و تاکید کرد که امنیت و ثبات سیاسی در کشورهای حاشیه خلیج فارس از آنچنان اهمیتی برخوردار است که هر کدام از این کشورها حاضرند برای دفاع از دیگری دست به سلاح شوند.

سوالی که اکنون مطرح است این است که نقش ما در موضوع بحرین و جواب ما در مقابل حضور نظامی رژیم اشغالگر سعودی در این کشور چگونه باید باشد؟
 آیا می توان این را فراموش کرد که جزیره بحرین گرچه دور افتاده، اما همچنان بخشی از سرزمین اصلی ایران است؟

آنچه گفته شد، اصلا به معنای ادعای تسلط به این جزیره نیست، بلکه دغدغه ای است در این مسئله که گرچه بحرین به لحاظ سیاسی از ایران جدا شده است اما به لحاظ فرهنگی و وابستگی بین ملتها همچنان جزئی از سرزمین مادری ایران است. باید در مسئله بحرین جدی بود. هرچند که سیاستهای اتخاذ شده توسط مردان سیاست بین الملل کشورمان رنگی از این موضوع ندارد، اما ملت با جدیت خود و با مداومت در دفاع از حقوق مظلومین بحرین تا رسیدن به خواسته آزادی، و استقلال در بحرین از انقلابیون این کشور حمایت کند.

جوانان انقلابی با حضورشان در ورزشگاه آزادی در بازی پرسپولیس و الاتحاد، و با حضور پر شورشان در بازی ذوب آهن با الشباب در ورزشگاه فولادشهر اصفهان نشان دادند که جوانان ملت انقلابی ایران از هر فرصتی برای حمایت از مردم مظلوم بحرین استفاده خواهند کرد و ان شاء الله با حضور ملت انقلابی در ورزشگاه آزادی در بازی استقلال مقابل النصر حمایت همه جانبه جوانان ایرانی از نهضت مردم مظلوم بحرین اعلام خواهند کرد. امیدواریم که یگان ویژه مستقر در ورزشگاه اشتباه بازی پرسپولیس را تکرار نکند و همچنین تماشاگران فهیم فوتبال دوست استقلال نیز با درک مسئله و زمان با حامیان مردم مظلوم بحرین همراهی نمایند.

به امید سرنگونی رژیم ظالم آل خلیفه در بحرین.

بعضی چیزها را باید نشانه چیزهای مهم تری دانست که گفته نمی شوند، مثلا بیش فعالی غرب در مسئله سوریه و سکوت در برابر جنایات بحرین را می توان نشانه ذوق زدگی غرب و تلاش این بلوک برای سرنگون کردن دولت حاکم بر سوریه و در طرف مقابل با سانسور اخبار مربوط به بحرین تلاش در جهت حفظ رژیم آل خلیفه دانست.

به عنوان مثال به برخی اخبار در مورد اتفاقات اخبر سوریه مراجعه می کنیم:

-خبرگزاری فرانسه در خبری فوری ادعا کرد، صدها تن از مردم شهر 'درعا' در جنوب سوریه به شمال لبنان فرار کردند
-جان ماک‌کین' نامزد شکست خورده انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا: بشار اسد رئیس جمهور سوریه، 'مشروعیت' خود را از دست داده است
-العربیه' به نقل از منابع آمریکایی اعلام کرد، 'ماهر اسد' برادر 'بشار اسد' و ریاست گارد ریاست جمهوری سوریه، در راس لیست مسئولانی است که آمریکا قصد تحریم آنها را دارد
-وزارت امور خارجه فرانسه امروز با احضار سفیر سوریه در پاریس، خواستار توقف برخورد نیروهای امنیتی با عاملان ناآرامی‌های اخیر این کشور شد
-اشتفان سایبرت'، سخنگوی دولت آلمان در کنفرانس خبری امروز خود اعلام کرد، این کشور از گزینه اعمال تحریم‌ها از سوی اتحادیه اروپا علیه سوریه، قویا حمایت می‌کند
-دولت آلمان از شهروندان و مقامات سفارت خود در سوریه خواست تا هرچه سریع‌تر این کشور را به دلیل نامساعد بودن وضعیت امنیتی آن ترک کنند
-شبکه العربیه از صدور بیانیه شورای امنیت سازمان ملل درباره تحولات اخیر سوریه تا آخر امروز خبر داد
–شیخ 'صالح اللحیدان' عضو ارشد هیات علمای وهابی سعودی ضمن تشویق مردم به کشته شدن در راه براندازی نظام حاکم سوریه گفت: مذهب مالکی اجازه قتل یک سوم برای سعادتمندی دو سوم را می‌دهد

نگاهی گذرا به تیتر این اخبار که در دو روز گذشته در مورد مسائل اخیر سوریه انتشار یافته اند نشان می دهد که غرب با تمام وجود در حال پیگیری پروژه براندازی دولت حاکم بر سوریه است. دقت در واژه های که رنگی شده اند، چیزهای بیشتری را برای انسان روشن می سازد، اینها همه واژه های آشنایی هستند که در مورد همه کشورهایی که غرب قصد از بین بردن آنها را دارد به کار می برد.

اخبار منتشره از سوریه روی دومی هم دارد بد نیست به آنها هم دقتی بشود.

-رجب طیب اردوغان نخست‌وزیر ترکیه، شب گذشته در تماس با بشار اسد ضمن بررسی تحولات اخیر سوریه بر حل بحران این کشور از طریق مسالمت‌آمیز تأکید کرد
-یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی از جلسه صبح امروز این کمیسیون با حضور سفیر سوریه و با موضوع تحولات اخیر این کشور، خبر داد
-هوگو چاوز' رئیس جمهور ونزوئلا با ارسال نامه‌ای به 'بشار اسد'، با انتقاد از جامعه بین‌المللی در خصوص تلاش برای دخالت نظامی در سوریه، این دخالت‌ها را 'جنون امپریالیستی' توصیف کرد
-گزارش ویژه// افشای جزئیاتی از نقش «بندر بن سلطان» شاهزاده سعودی در طراحی ناآرامی های سوریه
-سلیم الحص' نخست‌وزیر سابق لبنان با ابراز تأسف از دخالت کشورهای غربی در امور داخلی سوریه، از بشار اسد خواست تا با مذاکره، بحران ایجاد شده در این کشور را حل کند
-شیخ 'عبدالله بن زاید آل نهیان' وزیر امور خارجه امارات متحده عربی روز گذشته به منظور حمایت از حکومت سوریه و حل بحران این کشور، با 'بشار اسد' در دمشق دیدار کرد
-خبرگزاری رسمی سوریه (سانا) از کشته شدن پنج نیروی امنیتی این کشور در حمله روز گذشته مردان مسلح به مرکز فرماندهی پلیس شهر 'درعا' خبر داد
-باراک اوباما ضمن متهم کردن ایران به کمک به برخورد دولت سوریه با معترضان این کشور، مدعی شد: بشار اسد به جای گوش کردن به مردم خود، خارجی‌ها را مقصر می‌داند

اما درباره ماهیت این ناآرامی هایی که در سوریه رخ داده است باید بر روی نقش شاهزاده بندر بن سلطان سعودی فرزند ولیعهد عربستان تأکید ویژه داشت. شاهزاده ای که مانند همه شاهزاده های سعودی از امکانات مالی بسیار خوبی برخوردار است و نسبت به سایر شاهزادگان عربستان سعودی از هوش بالاتری برخوردار است. بندر در دوسال گذشته از انظار عمومی ناپدید شده بود، اما چند روز گذشته بعد از وقایع شکل گرفته در شهر درعای سوریه بندر که با چهره مبدل قصد ورود به سوریه از طریق فرودگاه دمشق را داشت شناسایی و دستگیر شد.

روز بیستم فروردین ماه بود که یک افسر اطلاعاتی اردنی فاش کرد که 'بندر بن سلطان'، یکی از شاهزاده‌های بانفوذ سعودی گروه‌هایی لجستیکی در اختیار دارد که آزادانه در اردن فعالیت کرده، و از مرزهای اردن برای نفوذ به سوریه و اعزام نیروهای آموزش‌دیده و ارسال سلاح و مواد منفجره استفاده می‌کنند، و برای اولین بار توجه همگان را معطوف دستهای پشت پرده خارجی در جریان ناآرامی های سوریه کرد و پرده از طرحی بزرگ که چندین سال روی آن کار شده بود برداشت.

بندر بن سلطان از سال ۲۰۰۸ در همکاری نزدیک با فلتمن سفیر سابق ایالات متحده آمریکا در لبنان و معاون فعلی وزیر خارجه امریکا طرحی دومیلیارد دلاری را برای سرنگونی دولت سوریه آماده کردند و البته به علت مساعد نبودن زمینه ها اجرای این طرح سه سال به تعویق افتاد، تا اینکه در جریان شکل گیری دومینوی انقلابهای اسلامی منطقه فرصت را برای تحریک مردم و برخی از مخالفین دولت در سوریه مناسب دیدند و طرحی پیچیده که هزینه سنگینی را نیز به عنوان بودجه داشت به مرحله اجرا درآوردند. مرحله اول این طرح در شهر درعا که شهری استراتژیک است و در نزدیکی مرز اردن، جایی که محل استقرار نیروهای آموزش دیده بندر بن سلطان هست به اجرا درآمد.

طرح آمریکایی- سعودی بندر بن سلطان پنج مرحله اصلی داشت که افشای آن توسط پایگاه اینترنتی الشرق الجدیده دست بازیگران این توطئه خطرناک را رو کرد.

در مرحله اول تعدادی از جوانان تحصیلکرده و بیکار که قبلا توسط نیروهای بندر تطمیع شده بودند باید به خیابان بیایند و با اعلام نقطه ای استراتژیک در محل حاضر شده و شروع به سر دادن شعار علیه دولت سوریه و تشویق مردم به پیوستن به آنها نمایند.

در مرحله دوم گروهکی از تروریستها که از بین اشرار انتخاب شده اند و قبلا در جریان محل برگزاری اعتراض قرار گرفته اند در محل مستقر می شوند و به محض بالاگرفتن شعارها و پرتاب سنگ از سوی نیروهای زمینی شروع به تیراندازی به مردم و نیروهای امنیتی می کنند.

در مرحله بعد رسانه هایی که از قبل برای پوشش این اخبار آماده شده بودند، مانند العربیه، الجزیره و رسانه های غربی وارد صحنه شده و به پوشش وسیع اخبار این اعتراضات و شایعه پراکنی می پردازند تا بدین صورت اوضاع سوریه را بحرانی نشان دهند.

در مرحله بعدی این توطئه افراد تندرو فرقه گرا وارد صحنه شده و با به میان کشیدن اختلافات مذهبی بین شیعه و سنی، و اختلافات قومی بین کرد و عرب و ارمنی به تشنج در اوضاع دامن می زنند. فتوای مفتی عربستانی در مورد قتل یک سوم برای زندگی دو سوم نمونه ای از این مرحله از توطئه است.

مرحله پنجم نیز ایجاد اخلال اقتصادی در کار دولت سوریه است که توسط افراد ذی نفوذ در اقتصاد این کشور باید اجرا شود و در طی آن ضمن ضعیف کردن دولت پس از پیروزی این توطئه همین افراد نقش دولت انتقالی بعد از دولت فعلی را بازی خواهند کرد.

این توطئه برای اولین بار در شهر درعا  و سپس دوما تکرار شد و قرار بود در شهرهای بزرگی همچون حلب و دمشق نیز به اجرا در آمده تا زمینه آشوب سراسری در کشور سوریه فراهم شود.

اواسط مارس ۲۰۱۱ بود که شهر درعا در جنوب سوریه که در نزدیکی مرزهای اردن و فلسطین اشغالی است و فاصله‌ای با نابلس و امان ندارد؛ به آشوب کشیده شد. تظاهرات‌کنندگان مسجد «العمری» را به تصرف خود در آوردند و حرکت خود را شروع کردند. در این بین درگیری‌هایی به وجود آمد که تعدادی کشته و زخمی شدند. نیروهای امنیتی سوریه آنرا به گروه‌های ناشناس نسبت دادند. در حالی که رسانه‌هایی چون العربیه عربستان، الجزیره قطر و رسانه‌های غربی به حمایت از معترضان می‌پرداختند

البته دست داشتن غرب در ناآرامی های سوریه و بزرگنمایی و شایعه پراکنی در مورد ابعاد این ناآرامی توسط این بلوک برای همگان کاملا روشن شده است اما برای التفات بیشتر نمونه هایی از این اقدامات که در پایگاه خبری تحلیلی برهان جمع آوری شده ذکر می گردند:

کسانی که در اواسط مارس، تجمع کنندگان در مسجد العمری درعا را به شورش علیه حکومت بشار اسد تحریک کردند به تلفن‌های همراه ماهواره‌ای مجهز بودند که بندر به آن‌ها داده بود.

-از جمله دیگر فعالیت‌های شبکه‌ی بندر بن سلطان در اردن تقویت تلفن‌های همراه در این کشور برای آنتن دهی در دمشق و درگیری مناطق سوریه است.

- «انس الکنج»، رییس یک گروه تروریستی که به تازگی دستگیر شده، اعتراف کرده است که یک سازمان خارجی برای تحریک مردم در مقابل مسجد اموی دمشق و هم‌چنین مراکز شلوغ در درعا، لاذقیه و بانیاس دستوراتی دریافت کرده است. او وظیفه‌ی هدایت حلقه‌ی دوم یا همان اراذل و اوباش را نیز برعهده داشته تا بر روی مردم و نیروهای امنیتی آتش بگشایند و به مردم بقبولانند این کار را نیروهای امنیتی انجام داده‌اند.

 

ارسال پیامک برای شهروندان سوری، جذب طرف‌داران صفحه‌های فیس بوک ویژه‌ی انقلاب سوریه، شایعه سازی و انتشار آن از راه رسانه‌های عربی و سوری، از جمله شیوه‌های جنگ روانی اسراییل علیه دمشق است.

-روز ۲۳ مارس یک مقام سوری به خبرگزاری رسمی کشورش گفت که یک میلیون پیامک اسراییلی برای مردم سوریه ارسال شده و آنان را به آشوب فراخوانده است.

- روزنامه‌ی صهیونیستی «یدیعوت آحارونوت» در گزارشی نوشت: «آمریکا در صدد به آشوب کشیدن سوریه است و می‌خواهد از فرصت به دست آمده در کشورهای عربی نهایت استفاده را ببرد.»

- «ناتالی پرتزهارئیل» با انتشار مقاله‌ای در روزنامه‌ی دانشگاه «حیفا» نوشت: «ارسال پیامک برای شهروندان سوری، جذب طرف‌داران صفحه‌های فیس بوک ویژه‌ی انقلاب سوریه، شایعه سازی و انتشار آن از راه رسانه‌های عربی و سوری، از جمله شیوه‌های جنگ روانی اسراییل علیه دمشق است و واحد جنگ روانی هم‌چنان در تأثیر گذاشتن بر بشار اسد نا امید نشده اما پس از گذشت ۵۰ روز [در آن زمان] از آغاز جنگ‌های روانی علیه سوریه، اسراییلی‌ها و حاکمان عرب حتی بر یک سفیر سوریه در خارج نتوانستند تأثیر بگذارند و آن‌ها را به جدایی سوق دهند.»

- «واشنگتن پست» از ارایه‌ی یک کمک مالی مخفیانه از سوی وزارت خارجه‌ی آمریکا به مخالفان حکومت سوریه برای راه اندازی شبکه‌ی تلویزیونی خبر داد.

 

حریری به دنبال آن است تا با ساقط کردن نظام سوریه، حزب الله را تضعیف و خلع سلاح کند و به مقاصد خود برسد.

 - پس از آغاز آشوب‌ها در سوریه کشورهای روسیه، چین، ترکیه، عربستان، کویت، بحرین، قطر و عراق از حکومت اسد حمایت کردند اما شبکه‌های العربیه و الجزیره که متعلق به عربستان و قطر است به حمایت از آشوب‌گران پرداختند.

- نخست وزیر قطر در دیدار با دست اندرکاران رسانه‌های لبنانی (رسانه‌های حامی جریان ۱۴ مارس) اعلام کرد سیاست شبکه‌ی الجزیره علیه حکومت سوریه تا زمان قطع روابط این کشور با ایران، حماس و حزب الله ادامه خواهد یافت.

- با توقیف هفت قایق حامل سلاح در سواحل سوریه که از بندر طرابلس در لبنان بارگیریشده بود، معلوم گشت جریان «المستقبل» لبنان به رهبری سعد الحریری، پشت قضیه قرار دارد. شبکه‌ی تلویزیونی رسمی سوریه روز ۱۶ آوریل، با پخش اعتراف‌های دستگیر شدگان از قایق‌های حمل سلاح، معلوم کرد که اعضای گروه المستقبل لبنان در این امر دست داشته‌اند.

هفته گذشته خبرگزاری ها خبر از ظهور یک مدعی دروغین که ادعای مهدی منتظر بودن می کرد دادند، در این خبر آمده بود که

روز گذشته در یک حادثه عجیب در زمان برگزاری نماز عصر در خانه خدا یک جوان میکروفون را ربوده و فریاد برآورده است که من مهدی منتظر هستم…. من مهدی منتظر هستم… گفته شده است وی یک حاجی مصری ۳۵ ساله بوده است.تحقیقات اولیه نشان داده است وی مشکلات روانی داشته و پیش از این نیز تحت مداوا قرار گرفته بوده است. وی برای بررسی‌های پزشکی بیشتر پس از توقیف وی به مرکز درمانی پلیس حرم مکی انتقال یافته است.

البته نباید این مسئله را یک حادثه عجیب دانست زیرا حدود یک ماه پیش نیز در اخبار آمده بود که

منابع رسانه ای عربستان سعودی روز گذشته از بازداشت یک شهروند عربستانی مدعی مهدویت در شهر مکه مکرمه خبر دادند.این منابع رسانه ای اعلام کردند که نیروهای امنیتی عربستان سعودی موفق شدند یک شهروند عربستانی که در کوچه و بازارهای مکه مکرمه راه می رفت و خود را "مهدی موعود" معرفی می کرد، را بازداشت کنند.

به نظر می رسد که مقامات مذهبی سعودی در راستای طرحهای سری برای مقابله با جریان مهدویت، دست به اقدامات عجیبی زده اند که یکی از این اقدامات را شاید بتوان سریال ادعاهای ظهور که در چند وقت اخیر رخ می دهد دانست. قطعا اگر این گمان صحیح باشد، یکی از اهداف اصلی این اقدامات سخیف به سخره گرفتن جریان ظهور حضرت مهدی عجل الله و لوث کردن این وعده الهی است، بنابراین تکرار مجدد و چند باره این ادعاهای دروغین دور از انتظار نیست.

این نکته را نیز باید اضافه کرد که مقامات مذهبی سعودی برخلاف ادعاهایشان مسئله ظهور را بسیار جدی گرفته اند و طبق اخبار رسیده حتی تک تیراندازانی را در جاهای مختلف مسجدالحرام جهت برخورد سریع با حضرت مهدی عجل الله هنگام ظهور مستقر کرده اند و می توان اینگونه استنباط نمود که علاوه بر اقدامات فیزیکی، سعودی ها به راه اندازی جنگ روانی و تأثیرگذاری بر روی افکار عمومی نیز روی آورده اند تا بدین طریق سریال اقداماتشان برعلیه جریان ظهور را تکمیل نمایند.
مقامات سعودی از این نکته غافلند که خواسته الهی قطعی الوقوع است و هیچ کدام از این اقدامات نخواهد توانست در لحظه موعود جلوی قیام جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را بگیرد.

چند روز گذشته برخی از خبرگزاری ها از مصاحبه سفیر عربستان در مصر با شبکه الحیات مصر خبر دادند، مصاحبه ای که در آن آقای سفیر با کوری خواندن و تناقض گویی سعی کرده بود، در جریان انقلابهای اسلامی منطقه و واکنش جمهوری اسلامی ایران در برابر آن دست پیش را بگیرد و کشور متبوعش را پرقدرت و آماده پاسخگویی به سیاست های جمهوری اسلامی معرفی نماید.

"احمد القطان" سفیر رژیم اشغالگرعربستان سعودی در مصر در مصاحبه با شبکه تلویزیونی "الحیات"  ادعا کرد:

ما در عربستان سعودی مخصوصا دوره ملک عبدالله و از زمانی که وی ولی عهد بود تلاش کرده ایم که دست دوستی را از طرق مختلف به سوی ایران دراز کنیم اما متأسفانه، توطئه های ایران در کشورهای حاشیه خلیج[فارس] هرگز تمامی ندارد.

سفیر عربستانی هرگز به سرمایه گذاری در مناطق مختلف سنی نشین ایران از جمله بلوچستان و کردستان در جهت ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران و همچنین کارشکنی ها و اذیت و آزارهایی که در طول این مدت توسط وهابی های کشور متبوعش در حق حجاج ایرانی روا داشته شده است اشاره ای نکرده و احتمالا اینها را نشانه ای از دراز کردن دست دوستی به سمت جمهوری اسلامی ایران دانسته است. ظاهرا طلایی ترین  دوران ارتباط میان دو کشور در سالهای اخیر به دیدار آقای هاشمی رفسنجانی از این کشور باز می گردد که با ملک عبدالله رابطه دوستی دیرینه دارند و گرنه همواره نگاه خصمانه و ضد ایرانی در تحرکات دیپلماتیک این کشور مشهود بوده و هست.

وی با سوء استفاده از برخی اظهارات جنجالی داخل کشورمان درباره برتری ایرانیان به دیگر اقوام و ملل، گفت: تا امروز آنها با توهم امپراطوری پارس زندگی می کنند.

البته این را باید قبول کرد که برخی افراد افراطی در داخل کشور همچنان به عظمت و بزرگی امپراطوری پارس می اندیشند، ولی سیاستهای مقدس جمهوری اسلامی خط مشی اصلی انقلاب را همواره گسترش اسلام ناب محمدی می داند که نشانه های آن را در جهت گیریهای سیاسی کشورمان و در فرمایشات امام خمینی رحمت الله علیه، امام خامنه ای و همه مسئولین کشور به وضوح می توان مشاهده نمود. مقامات رژیم اشغالگر سعودی به هیچ وجه با وارد کردن چنین اتهاماتی نخواهند توانست کشور ایران را کشوری زیادی خواه، و سلطه طلب و ملی گرا جلوه دهند، زیرا مردم مظلوم و تحت ستم منطقه و همه آزادی خواهان جهان به خوبی می دانند که ایران بزرگترین حامی مستضعفان در جهان بوده و هست و همواره این نکته را برای خویش افتخار می داند.

القطان افزود: اظهارات اخیر ایرانیان عجیب و غریب است؛ آنها عربستان سعودی را متهم به دخالت در امور بحرین کردند. این حقیقت ندارد و من می توانم آن را ثابت کنم.

آقای سفیر خودتان را به خنگی زده اید یا کورید و  نمی بینید که دژخیمان سگ صفت رژیم اشغالگر سعودی کشور بحرین را اشغال نموده اند و چه ظلمهایی را به مردم مظلوم این کشور روا می دارند؟ نکند می خواهید اثبات کنید که به این مزدوران سعودی پس از اشغال نظامی خاک بحرین تابعیت این کشور داده شده است؟ شما مشکل عقلی دارید یا سرتان را کردید لای برف؟ شاید بتوانید خودتان را گول بزنید با افکار عمومی مردم جهان چه می خواهید بکنید؟ با اروپای متحد که حتی آنها هم نتوانسته اند بیدادگری و ظلم شما را تحمل کنند چه می کنید؟

وی مدعی شد: این اتهامات زمانی از سوی ایران متوجه ما می شود که ایران هم در حال مداخله در امور لبنان ، عراق، مصر و کشورهای حاشیه خلیج[فارس] است.

حمایت مادی و معنوی از حزب المستقبل و سایر احزاب مخالف مقاومت در لبنان، همکاری علنی و منافقانه با رژیم اشغالگر صهیونیستی، حمایت از القاعده در عراق، گردن زدن زندانیان بی گناه عراقی در عربستان، حمایت از حزب العراقیه در جهت ضربه زدن به اتحاد ملی عراق، اعلام آمادگی در جهت دادن پناهندگی به حسنی مبارک، رخنه و نفوذ در الازهر، شبیه سازی انقلاب در سوریه، حمایت از مخالفین نظام ایران، ایجاد پایگاههای فراوان القاعده در نقاط مختلف جهان اسلام، و بسیاری دیگر از موارد که به وضوح توسط حکومت فاسد عربستان سعودی انجام می گیرد، آیا اینها نمونه هایی از دخالت آشکار و واضح عربستان سعودی در لبنان، عراق و مصر، سوریه و سایر کشورها نیست.

سفیر عربستان سعودی در مصر افزود: وضعیت ما با ایران در منطقه بصورت وحشتناکی است. ما پیام قدرتمندانه و مهمی را به آنها منتقل کرده ایم: ما اجازه نقض امنیت کشورهای حاشیه خلیج[فارس] را نمی دهیم.

آقای سفیر منظورتان از وحشتناک چیست؟ نکند می خواهید بگویید مثل … ترسیدید؟ این پیام قدرتمندانه ای که از آن دم می زنید کجاست؟ فکر کردید که ما نمی دانیم که شما روی سیاست متانت و خودداری جمهوری اسلامی حساب باز کردید، و اگر احتمال می دادید که قرار است ایران تحرکی جدی در منطقه صورت بدهد، از ملک و نخست وزیر، سفیر و وکیل و بازاری و تاجر همه دم در سفارت ایران دخیل می بستید؟ خیال نکنید که این اوباشی گری ها توسط مردم منطقه بی پاسخ خواهد ماند، رژیم اشغالگر سعودی باید بداند که پس از این تقاص سختی را باید پس بدهد.

وی افزود: امنیت کشورهای حاشیه خلیج[فارس]، خطر قرمز ما در عربستان سعودی است؛ مطمئناً شما به یاد دارید که عربستان چگونه به حمله کویت پاسخ داد.

خدا را شکر که ما خوب یادمان هست، که صدام حسین هنوز کویت را کامل نگرفته بود، نصف عربستانی ها به اروپا و مصر و سوریه پناهنده شده بودند. این پاسخی که عربستان داد چه بود؟ نکند منظورتان حمله ۲۶ کشور به عراق در سال ۹۰ است؟ تا آنجا که من یادم هست نقش عربستان در آن جنگ فقط حراج کردن نفت بود و در اختیار قرار دادن عربستان به عنوان پایگاه نظامی. اگر به این می گویید پاسخ که کارتان خیلی درست است. و اما اگر روی حمایت ایالات متحده آمریکا و فرانسه و انگلستان و رژیم صهیونیستی حساب باز کرده اید، باید بدانید این بدبختها این قدر گرفتار هستند، که در منازعه میان ایران با هر کشور دیگری در منطقه ترجیح بدهند بنشینند در شورای امنیت و ایران را تحریم کنند. این بدبختها اگر توان داشتند که خیلی پیش از این به ایران حمله کرده بودند و کار را یکسره کرده بودند.

احمد القطان در ادامه ادعاهایش، گفت: اهداف ایران در ایجاد یک شبکه جاسوسی در کوبت چه بود؟ کل این قضیه هشدار دهنده است. ایران چندین سال است که جزیره های امارات را اشغال کرده است! و هنوز هم از هر نوع مذاکره ای در این مورد سرباز می زند! و حتی داوری بین المللی را هم قبول نمی کند!

جریان شبکه جاسوسی ادعایی را نمی دانم چیست، ولی اگر منظور آقای سفیر مردمی است که دلبسته انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران شده اند و به این جرم در دادگاههای کویت محکوم می شوند، ما تقریبا از این جاسوس ها در همه جای دنیا آن هم به مقدار خیلی زیاد داریم. اما اینکه ایران در منطقه محبوبیت داشته باشد چرا برای شما هشدار دهنده است این را نشان می دهد که رژیم اشغالگر سعودی یک رژیم فاشیستی و ضد مذهب است که همه تلاش خویش را معطوف زمین زدن انقلاب اسلامی می کند، و از گسترش محبوبیت ایران اسلامی احساس هشدار می کند.

در مورد جزیره ها هم که خود اماراتی ها از ادعای واهی شان دست کشیدند، شما شدید دایه مهربان تر از مادر؟ نه تنها جزایر سه گانه بلکه کل خلیج فارس محدوده ایران بوده و هست. اگر بخواهیم ادعا داشته باشیم در مورد خود امارات و بحرین و سایر جزیره ها هم حرفهای بسیاری هست.

وی با بیان اینکه "ما در عربستان سعودی خیلی از دست ایران رنج کشیدیم" ادامه داد: بگذارید که به شما یادآوری کنم که ایران در سال ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ میلادی، دو بار به حریم عربستان سعودی حمله کرد که ما به آنها هشدار دادیم و وقتی که برای بار سوم این قضیه تکرار شد، هواپیماهای آنها را زدیم.

نیاز نیست که خیانت هایتان در طول جنگ تحمیلی به جمهوری اسلامی و حمایت از صدام حسین ملعون را به رخ ما بکشید، ملت ایران به خوبی از خیانتهای شما آگاه است.

احمد القطان اضافه می کند: من فکر نمی کنم که سیاست ایران با سیاست مصر در یک خط است. ایران برنامه های خود را دارد. من از اعماق قلبم آرزو می کنم که مصر قادر باشد که ایران را متقاعد کند که روابط همسایگی اش را حفظ کند و به کنواسنیون های بین المللی احترام بگذارد و دست از دخالت در کشورهای حاشیه خلیج فارس دست بردارد. وی خطاب به مصاحبه کننده می گوید: برادر عزیز، شما باور نمی کنید که این ایرانی ها دارند در کشورهای حاشیه خلیج فارس چه می کنند. تنها چیزی که این کشور به آن اهمیت می دهد دخالت در هر قسمت از کشورهای جهان عرب است. مصر هم اکنون دارد از این قضیه رنج می برد. مانند خیلی دیگر از کشورهای عربی دیگر، من می توان در مورد هر کشور عربی دیگری، مثال های زیادی بزنم!

خوب است توجه داشته باشید که وقتی ملتی الگوی خود را انتخاب کرده باشد، اینگونه با این حرکات سخیف نمی توان بین خواسته ملتها تفرقه ایجاد کرد. ملت مصر راه خود را انتخاب کرده است، و کسی مثل سفیر عربستان در حدی نیست که بتواند تعیین بکند که این سیاستها چگونه هست یا چگونه باید باشد.

سفیر رژیم اشغالگر عربستان سعودی در مصر، در ادامه، تلویحاً ایران را تهدید به حمله نظامی می کند و می گوید: من به این چیزی که می گویم اعتقاد دارم: امیدوارم ایرانی ها قدرت ما را امتحان نکنند. آنها نباید قدرت ما را تست کنند. ان شالله اگر آنها بخواهند کشورهای حاشیه خلیح[فارس] را بی ثبات کنند، ما توانایی مقابله با ایران را داریم.

مصاحبه کننده در این لحظه پرسید: منظور شما از قدرت به معنای خود کلمه است که وی پاسخ داد: بله.

مصاحبه کننده دوباره پرسید که این شامل حمله نظامی هم می شود که القطان پاسخ داد: منظور من ایران است؛ کشورهای حاشیه خلیج[فارس] و امنیت آنها، خط قرمز ماست و ما اجازه نقض امنیت را به آنها را نمی دهیم .

وی افزود: امیدوارم که ایرانی ها قدرت ما را تست نکنند و من دوست دارم چیزهایی که نگفتم یادآور شوم.

پیشنهاد می کنم که این مواردی که آقای سفیر فرمودند را به عنوان جوک سال انتخاب کنیم. آیا واقعا ایشان به حد خودشان نگاه کرده اند و بعد این حرف را زده اند یا همین طور جو گرفته و جلوی مصاحبه گر چیزی گفته اند تا کم نیاورند؟ اگر واقعا این طور است پس چرا این قدر وحشت زده هستند؟ محض تفریح هم که شده باید این قدرت اینها را تست بکنیم. به حول و قوه الهی شرایط به گونه ای است که اگر نیروهای مقتدر نظامی ایران اراده بکنند، به این کشور حمله بکنند، می توانند نیت روزه نموده و پیش از آغاز حمله سحری را در حرم حضرت امام رحمت الله علیه بخورند و افطارشان را در مسجدالحرام بنمایند.

القطان ادعا کرد: ما از دست ایرانی ها در دوره حج، خیلی رنج بردیم و آزار دیدیم! آنها به عربستان می آیند و باعث آشوب در طول مدت برگزاری حج می شوند.

ظاهرا این سعودی ها تازه فهمیده اند که چه کلاهی سرشان رفته است و حجاج ایرانی چگونه توانسته اند در این مدت در برقراری ارتباط با حجاج سایر کشورها حقیقت انقلاب اسلامی را به سایر مسلمانان بنمایانند.

در مورد آشوب هم ظاهرا اینها برائت از شیاطین زمان را آشوب می دانند و این خوی شیطانی این حکومت کثیف را نشان می دهد، تخریب جمرات (ابلیسک) که نمادهای شیطان بود و در آنجا توسط مسلمانان سنگ زده می شد، و کشیدن دیوار به جای آن، ساختن بزرگترین ابلیسک جهان مشرف بر خانه خدا، کشتار ایرانیان شرکت کننده در مراسم برائت از مشرکین، همه گواه این است که رژیم سعودی دست در دست شیطان دارد و نمی خواهد بگذارد پیام اسلام ناب محمدی جهان گیر شود.

در تازه ترین اقدام نیز ظاهرا سران رژیم اشغالگر عربستان سعودی تصمیم گرفته اند از دادن ویزا به حجاج ایرانی خودداری نموده، و کم کم اسباب حضور حجاج در این کشور را از بین ببرند تا شاید بدین طریق بتوانند به زعم خودشان جلوی آشوب ایرانیان را بگیرند. غافل از اینکه امروز نفس وجود جمهوری اسلامی برای جهان اسلام الگو و نماد است. ملتهای مسلمان ایران اسلامی را به خوبی شناخته اند و از راه و سنت آن الگو برداری می کنند.

البته خیلی خوب بود قبل از اینکه عربستان سعودی از حضور حجاج در عمره جلوگیری نماید، خود ما به علت تجاوز وحشیانه این رژیم به خاک بحرین در حرکتی اعتراضی اقدام به محدود کردن سفرهای عمره می نمودیم و در جدیت ملت و دولت جمهوری اسلامی در حمایت از مظلومین درس محکمی به این یاوه گویان سعودی می دادیم.

چندی از قیام مسالمت آمیز مردم مومن بحرین می گذرد، و همواره در تمام مراحل این انقلاب مردم بحرین شعار حضورشان را حضور مسالمت آمیز تا کنار رفتن آل خلیفه دانسته اند، چه در روزهای آغازین انقلاب که با سرکوبگری آل خلیفه چند شهید تقدیم راه انقلاب شد، چه در روزهای بعد از فرار پلیس از دست معترضان، چه در تجمعات چند صد هزار نفری در میدان لؤلؤ، و چه در هنگام سرکوبگری اشغالگران سعودی در همه این مراحل شیعیان بحرین حضور مسالمت آمیز را شعار خویش قرار دادند.

رژیم اشغالگر سعودی اما از ابتدای این انقلاب نسبت خویش را با این انقلاب به گونه ای دیگر تعریف نمود. سعودی ها که به شدت از قدرت گرفتن شیعیان در منطقه جنوبی خلیج فارس هراس دارند، از همان ابتدا شیوه سرکوبگری و تحریف واقعیت این انقلاب را در پیش گرفتند و به شدت تبلیغات خویش را در مذهبی نشان دادن این انقلاب به کار بستند. در روزهای بعد از اشغال بحرین نیز رژیم اشغالگر سعودی با در دستور کار قرار دادن قتل، ترور، تجاوز و حتی حمله به اماکن مقدس شیعیان نشان داد که واقعا این انقلاب را یک جنگ مذهبی می داند و برای سرکوب شیعیان از هیچ اقدامی فروگذار نخواهد کرد.

از سوی دیگر با توجه به اینکه بیش از ۹۰ درصد جمعیت ایران و ۶۰ درصد مردم عراق از شیعیان هستند، و حساسیت خاصی نسبت به وضعیت بحرین که بیش از ۷۰ درصد مردم آن را شیعیان تشکیل می دهند دارند. واکنشهای مردمی به بیدادگری های رژیم سعودی و آل خلیفه روز به روز پررنگ تر می شود و مردم در این کشورها خواستار توقف فوری این جنایات هستند و به نظر می رسد در صورتی که اقدام دیپلماتیک یا سیاسی متناسبی با خواسته مردم صورت نپذیرد، نیروهای مردمی از این دو کشور و حتی از حزب الله لبنان برای حمایت از مردم مظلوم بحرین گسیل خواهند شد.

در طرف دیگر قضیه ایالات متحده قرار دارد که اصل این سرکوبگری ها با چراغ قرمز این کشور شروع گردید و رژیم های غاصب جنوب خلیج فارس خیلی روی حمایت این کشور حساب باز کرده اند. حقیقت این است که با توجه به حضور کم رنگ نظامی آمریکا در لیبی و کنار کشیدن فوری به بهانه های واهی در ادامه آن نبرد نشان دهنده این است که دولت ایالات متحده می داند که دچار نوعی ضعف در حضور نظامی در منطقه است و کارشناسان بر این اعتقادند که دولت آمریکا به هیچ وجه تاب حضور نظامی و درگیری جدید را ندارد.

مردم و علمای ایران اسلامی دیروز در حضورشان در مراکز حوزوی پیام خویش را نسبت به نگرانی از وضعیت مردم بحرین به تمامی اشغالگران ابلاغ کردند و مطمئنا مسئله به اینجا ختم نخواهد شد. علمای شجاع شیعه نشان داده اند که برای حفظ حریم مقدس تشیع و اسلام ناب محمدی هرجا که لازم باشد وارد صحنه شده اند و رژیم اشغالگر سعودی باید این حضور را به مثابه یک اخطار جدی قلمداد نماید، زیرا اگر وضعیت موجود بیش از این ادامه پیدا نماید، همه علمای شیعه با صدای واحد در جهت حمایت از مردم بحرین، شیعیان را به صحنه فراخواهند خواند.

رژیم اشغالگر سعودی باید قبل از اینکه تلقی یقینی نسبت به راه اندازی جنگ مذهبی از حضور نظامی اش در بحرین صورت بگیرد، خاک این کشور را ترک نماید، و پیروزی مردم بحرین در انقلاب به صورت مسالمت آمیز صورت پذیرد، و گرنه همانگونه که امام خامنه ای فرمودند: پیروزی مردم در بحرین یقینی است. و جوانان شجاع شیعه برای دفاع از مذهب آماده پوشیدن کفن و ورود به صحنه هستند.

 

اضافات:

واکنش علما نسبت به سرکوبگری و قتل عام و تعرض به شیعیان بحرین

حضرت آیت الله جوادی آملی در تجمع اعتراض آمیز حوزویان در حمایت از مردم مظلوم بحرین با بیان اینکه حق همیشه پیروز است گفت:حکام خودسر خاورمیانه به روز سیاه شاهنشاه ایران مبتلا می شوند.

آیت الله خاتمی در اجتماع حوزویان: علمای جهان اسلام سکوت خود را بشکنند و فتواهای شیطانی را محکوم کنند، وی با محکوم کردن کشتار مسلمانان در ممالک اسلامی به ویژه بحرین سکوت مجامع جهانی و سازمان کنفرانس اسلامی را مایع شرمساری خواند و از علمای جهان اسلام خواست دست از سکوت بردارند و به صحنه بیایند و جلوی مسلمان کشی را بگیرند.

رئیس مجلس خبرگان از مسلمانان سراسر جهان خواست که به یاری مردم مظلوم در کشورهایی که بیداری اسلامی در آنها به وقوع پیوسته است بشتابند و گفت: با توجه به این حقیقت و مظلومیت، مسلمانان وظیفه دارند صدای مظلومیت مردم بی دفاع و ستمدیده را به گوش جهانیان برسانند.

آیت الله مکارم شیرازی: حمایت از مردم بحرین بر مسلمانان لازم است

با شکل گیری برخی تحرکات نظامی آمریکا در نزدیکی سواحل کشور لیبی، گمانه زنی ها حاکی از جدی شدن عزم آمریکا و برخی کشورهای اروپایی به بهانه سرنگون کردن دیکتاتور معمر القذافی و با هدف دستیابی و کنترل منابع نفتی لیبی، و حتی طرحهایی چون تجزیه لیبی در دستور کار ایالات متحده می باشد.

واکنش سازمان کنفرانس اسلامی در اعلام هشدار نسبت به هر گونه حمله نظامی به لیبی، و اعلام معترضین لیبیایی در اینکه اگر حمله نظامی به لیبی صورت بگیرد، آنها نیز به دفاع از کشور خویش خواهند پرداخت نشان دهنده این است که جهان اسلام از جنگ افغانستان و عراق درسهای لازم را گرفته است و امروز با تمام قدرت در مقابله اشغال نظامی کشورهای اسلامی خواهد ایستاد.

شکی نیست به غیر از کلوب چند نفره حکام عرب هیچ کس دیگری هیچ علاقه ای به این حکام فاسد و مستبد نداشته و ندارد و همه در جهان اسلامی خواستار سرنگونی معمر القذافی هستند، اما این به معنای این نیست که جهان اسلام اجازه بدهد که غرب از این فرصت سوء استفاده نماید.

هشدار جدی امروز ریاست محترم جمهوری در جمع مردم لرستان خطاب به جهان غرب، جدیت کشورهای اسلامی در برخورد جدی با تحرکات نظامی و اوباشی گری نظامی آمریکا و متحدانش را نشان داد، و بازی سیاسی بین المللی حول موضوع لیبی را وارد فاز تازه ای نمود.

امروز خبرگزاریها خبری را بازتاب دادند که نشان دهنده شکل گیری صف بندی های جدید در عرصه بین المللی بود، "نماینده دائمی روسیه در اتحادیه اروپا گفت: هر گونه اقدام نظامی در لیبی از سوی کشورهای خارجی، مغایر قوانین شورای امنیت سازمان ملل است و بی پاسخ نخواهد ماند. "دیمیتری روگوزین" در مصاحبه‌ای با تلویزیون دولتی روسیه اظهار داشت: مطمئن باشید مداخله نظامی کشورهای خارجی در لیبی به آغاز جنگ سوم جهانی منجر می‌شود. "

از سوی دیگر عربستان سعودی که به اصلی ترین حامی حکام فاسد عرب تبدیل شده است با موضع گیری تأمل برانگیز به واسطه سعود الفیصل وزیر امور خارجه خود از کشورهای عربی درخواست کرده است، چه از طریق دخالت نظامی و یا مذاکرات سیاسی از نفوذ آمریکا و کشورهای اروپایی در انقلاب لیبی جلوگیری کنند.

مجموعه صف بندی های شکل گرفته در این مسئله نشان دهنده این مسئله است که بیداری اسلامی، و ایجاد انقلاب اسلامی نمود خود را تنها در بدنه های کشورهای اسلامی نشان نداده و حکومتها نیز متأثر از خواست مردمی خواهان رهایی از بند استکبار هستند. گرچه به کشورهایی نظیر عربستان سعودی امیدی نیست و همراهی عربستان با جهان اسلامی صرفا به علت جانماندن از قافله جهان اسلام است، اما کشورهایی همچون ایران، سوریه و ترکیه که امروز از عزت بالاتری نسبت به قبل برخوردارند در عدم دخالت غرب در جهان اسلام بسیار مصر بوده و معتقدند که مردم منطقه خود باید نسبت به آینده سیاسی منطقه تصمیم گیری نمایند.