با گذشت سه ماه از انقلاب مردم تونس که سرمنشأ تحولات بسیار گسترده و عمیق در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بود، جهان اسلام به یکباره شاهد اتفاقات و انقلابهای بسیاری در اکثر کشورهای منطقه بوده و هست. این انقلابها علی رغم ضعف و قوتهایی که داشتند در یک نقطه مشترک بوده و هستند، و آن هم تلاش مردم منطقه برای احیای عدالت اجتماعی، به دست آوردن حق مشارکت در سرنوشت و احیای قوانین اسلام در جامعه است.
در طول این مدت کشور مصر شاهد قیام همه جانبه ملت خود بود و بالأخره در روز ۲۲ بهمن با کناره گیری حسنی مبارک از قدرت، مردم مصر با تقدیم کشته های بسیار توانستند با کنار زدن مبارک، حرکت خویش را به سوی دموکراسی اسلامی بردارند، گرچه با روی کارآمدن نظامیان این مسئله سخت تر گردید، اما همچنان امید و مقاومت و سرسختی مردم برای رسیدن به اهدافشان همچنان پابرجاست.
در لیبی، قیام مردمی خیلی زود شکلی نامتعارف به خود گرفت و دلقک حکام عرب (معمر قذافی) که ۴۲ سال است، خون ملت لیبی را در شیشه نموده است و ۴۲ سال اسباب خنده جهان غرب به اسلام و جهان عرب را فراهم آورده است، با همراهی پسران سوژه تر از خودش به سرکوب مردم پرداخت، و انقلابیون را مجبور به برداشتن سلاح و مقاومت در جهت رسیدن به استقلال و آزادی نمود. در این روزها کار در این کشور بالا گرفته است و اروپای متحد و آمریکا این روزها به بهانه مردم و با هدف نفت در تقلا برای استیلا بر این کشور و مصادره انقلاب هستند.
در یمن به نظر می رسد که کم کم انقلاب مردمی در روزهای میانی دومین ماه مقاومت جوانان یمنی دارد به نتیجه می رسد و اخبار گمانه زنی های بسیاری از کناره گیری غریب الوقوع علی عبدالله صالح به گوش می رسد.
در بحرین آل خلیفه با منحرف جلوه دادن انقلاب مردمی در بحرین آن را یک انقلاب شیعی و مذهبی جلوه داده و با گرفتن کمک از ارتشهای رژیم اشغالگر سعودی، امارات و کویت به سرکوب مردم این کشور پرداختند. پایداری مردم مسلمان بحرین و راسخ بودن آنها در شعار "هیهات منا الذلة" این نوید را به ناظرین این صحنه سیاسی خواهد داد که پیروزی ملت بحرین قطعی و نزدیک خواهد بود.
در عربستان و اردن نیز اعتراضات مردمی همچنان وجود دارد، اما با توجه به رویکرد سرکوبگرانه حاکمان این دو کشور، مردم حرفی از تغییر نظام نزده و صرفا خواستار اصلاحات سیاسی هستند. به نظر می رسد باید در مورد این دو کشور منتظر ماند و دید که در آینده تغییرات آتی چه تأثیری بر روی انقلاب در این کشورها خواهد گذاشت.
البته کشورهایی هم هستند که انقلاب در آنها هنوز در حد یک تردید مردمی باقی مانده است، کشورهایی مثل کویت، عمان و امارات متحده عربی، مراکش، و الجزایر. مشخص شدن تکلیف انقلابهای در جریان به جدی شدن تصمیم مردم در این کشورها کمک خواهد نمود و مردم را برای ورود و ادامه مسیر انقلاب در این کشورها مصمم تر خواهند نمود.
اما این تمام تحولات منطقه در طول این زمان نبوده است، غرب در مقابل تحرکات مردمی بیکار ننشسته و همواره سعی نموده است با به کاربردن انواع حیله ها و ترفندها در منحرف، خاموش نمودن یا مصادره این انقلابها اقدامات موثری را انجام دهد. حمله به غزه توسط رژیم اشغالگر صهیونیستی، و شبیه سازی انقلاب در برخی از کشورها از جمله این تحرکات است.
دشمنان مردم و انقلابهای مردمی در ابتدا سعی نمودند تا با شبیه سازی انقلاب در ایران به کلی مردم منطقه را در مورد عاقبت این انقلابها مأیوس نمایند که خوشبختانه این خواب آشفته ای که دشمن برای ملت ایران دیده بود تعبیر نگردید. در گام بعدی شبیه سازی انقلاب در عراق صورت گرفت. عراقی که این روزها بعد از یکسال بلاتکلیفی تازه صاحب دولت شده با استفاده از نارضایتی العراقیه به آشوب کشیده شد. البته این آشوبها با هوشیاری مرجعیت و سیاسیون مردمی خاموش گردید و فتنه منتفی گردید. اما در گام سوم شبیه سازی انقلاب در سوریه صورت گرفت.
اخبار رسیده از سوریه حاکی از انقلاب وسیع مردمی در جنوب این کشور و بندر لاذقیه است، و نکته جالب اینجاست که ناقلین و منتشرکنندگان این اخبار همان کسانی هستند که در روزهایی که در خیابانهای تهران خبری از معترضین نبود، خبر از حضور دهها هزار نفری معترضین می دادند، یعنی رسانه هایی که به دروغ پراکنی و شایعه سازی عادت دارند دائما در مورد این اعتراضات خبرسازی می کنند.
البته با توجه به اینکه نظام حاکم در سوریه تک حزبی بوده و این به نوعی اجحاف در حق مردم است، طبیعی است که مردم با هدف مسلط شدن بر سرنوشت خودشان خواهان اصلاحات سیاسی در کشورشان باشند، و مسلما اعتراضاتی صورت پذیرفته است، اما دامن زدن به این اعتراضات و گسترده نشان دادن این اعتراضات توسط رسانه های بوق غربی، به نوعی تلاش برای سرنگون کردن نظامی ضد صهیونیستی سوریه است.
همه آنهایی که با سوریه و وضعیت زندگی مردم این کشور آشنایی دارند به خوبی می دانند که وضعیت معیشتی مردم در این کشور بسیار بهتر از سایر کشورهای عربی می باشد و حکام این کشور از محبوبیت بسیار بالایی در بین مردم برخورداند. علاوه بر اینکه علامت سوالهایی که در مورد رابطه حکام سایر کشورهای عربی در مورد ارتباط با آمریکا و اسرائیل مطرح است در مورد حکام سوریه مطرح نبوده و نیست.
سوریه همواره سعی نموده است که کشوری مستقل و حامی مقاومت اسلامی باشد، از این رو در بین کشورها و ملتهای حامی مقاومت اسلامی از محبوبیت بالایی برخوردار است. از نظر اقتصادی نیز گرچه سوریه نیز دچار محدودیت و تحریم می باشد، اما همکاری نزدیک با ایران و ترکیه در سالهای اخیر از محدودیتهای این کشور کاسته است. در مجموع می توان گفت که وضعیت در سوریه به گونه ای نیست که مردم از نظام حاضر ناراضی بوده و این منجر به قیام مردمی و انقلاب گردد. با وجود اینکه مسلما نظام سیاسی سوریه نیازمند تغییرات و اصلاحات جدی از جمله دادن اجازه فعالیت به سایر احزاب و انتخابات مردمی می باشد.
به نظر می رسد که اوضاع اعتراضات مردمی در سوریه در روزهای آینده روشن تر خواهد گردید، و با توجه به مسیر حرکت دولتمردان سوریه ای در دادن حق حضور احزاب در انتخابات و آزادی زندانیان سیاسی اوضاع این کشور از نظر اصلاحات بهبود خواهد یافت و اعتراضات مردمی در سوریه منجر به انقلاب نخواهد گردید. و تلاش غرب در جهت شبیه سازی انقلابهای مردمی مصر و تونس در سوریه ناکام خواهد ماند.