پرش به محتوا

سيوستان

تحلیل ها، تبیین ها، اعتراضات و فریادهای شریف سیستانی

بایگانی

برچسب: غرب

صبح وقتی در محل کارم حاضر شدم با تبریک نا به جای یکی از همکاران سبزم مواجه شدم که با کنایه برنده شدن گلدن گلوب را به من تبریک می گفت. اولش یک کمی جا خوردم و کمی طول کشید تا متوجه بشوم منظور وی فیلم آقای فرهادی، جدایی نادر از سیمین است. علی القاعده من باید کلی حالم گرفته می شد، اما حالم گرفته نشد. چرا باید از موفقیت یک هموطن که طرز تفکرش با من متفاوت است ناراحت بشوم ؟

برنده شدن این جایزه بیشتر از اینکه جای تبریک به آقای فرهادی داشته باشد، به جمهوری اسلامی باید تبریک گفته شود، زیرا وقتی آقای فرهادی این جایزه را در دست گرفت، غرب بدون اینکه خودش متوجه باشد خط بطلانی بر همه ادعاهای قبلی اش مبنی بر وجود نداشتن آزادی بیان در ایران کشید. بدیهی است اگر آزادی بیان در ایران وجود نداشت، هیچ وقت فیلم فرهادی ساخته نمی شد یا حتی به جشنواره های رنگارنگ فرستاده نمی شد.

ادامه مطالعه …

با شکل گیری برخی تحرکات نظامی آمریکا در نزدیکی سواحل کشور لیبی، گمانه زنی ها حاکی از جدی شدن عزم آمریکا و برخی کشورهای اروپایی به بهانه سرنگون کردن دیکتاتور معمر القذافی و با هدف دستیابی و کنترل منابع نفتی لیبی، و حتی طرحهایی چون تجزیه لیبی در دستور کار ایالات متحده می باشد.

واکنش سازمان کنفرانس اسلامی در اعلام هشدار نسبت به هر گونه حمله نظامی به لیبی، و اعلام معترضین لیبیایی در اینکه اگر حمله نظامی به لیبی صورت بگیرد، آنها نیز به دفاع از کشور خویش خواهند پرداخت نشان دهنده این است که جهان اسلام از جنگ افغانستان و عراق درسهای لازم را گرفته است و امروز با تمام قدرت در مقابله اشغال نظامی کشورهای اسلامی خواهد ایستاد.

شکی نیست به غیر از کلوب چند نفره حکام عرب هیچ کس دیگری هیچ علاقه ای به این حکام فاسد و مستبد نداشته و ندارد و همه در جهان اسلامی خواستار سرنگونی معمر القذافی هستند، اما این به معنای این نیست که جهان اسلام اجازه بدهد که غرب از این فرصت سوء استفاده نماید.

هشدار جدی امروز ریاست محترم جمهوری در جمع مردم لرستان خطاب به جهان غرب، جدیت کشورهای اسلامی در برخورد جدی با تحرکات نظامی و اوباشی گری نظامی آمریکا و متحدانش را نشان داد، و بازی سیاسی بین المللی حول موضوع لیبی را وارد فاز تازه ای نمود.

امروز خبرگزاریها خبری را بازتاب دادند که نشان دهنده شکل گیری صف بندی های جدید در عرصه بین المللی بود، "نماینده دائمی روسیه در اتحادیه اروپا گفت: هر گونه اقدام نظامی در لیبی از سوی کشورهای خارجی، مغایر قوانین شورای امنیت سازمان ملل است و بی پاسخ نخواهد ماند. "دیمیتری روگوزین" در مصاحبه‌ای با تلویزیون دولتی روسیه اظهار داشت: مطمئن باشید مداخله نظامی کشورهای خارجی در لیبی به آغاز جنگ سوم جهانی منجر می‌شود. "

از سوی دیگر عربستان سعودی که به اصلی ترین حامی حکام فاسد عرب تبدیل شده است با موضع گیری تأمل برانگیز به واسطه سعود الفیصل وزیر امور خارجه خود از کشورهای عربی درخواست کرده است، چه از طریق دخالت نظامی و یا مذاکرات سیاسی از نفوذ آمریکا و کشورهای اروپایی در انقلاب لیبی جلوگیری کنند.

مجموعه صف بندی های شکل گرفته در این مسئله نشان دهنده این مسئله است که بیداری اسلامی، و ایجاد انقلاب اسلامی نمود خود را تنها در بدنه های کشورهای اسلامی نشان نداده و حکومتها نیز متأثر از خواست مردمی خواهان رهایی از بند استکبار هستند. گرچه به کشورهایی نظیر عربستان سعودی امیدی نیست و همراهی عربستان با جهان اسلامی صرفا به علت جانماندن از قافله جهان اسلام است، اما کشورهایی همچون ایران، سوریه و ترکیه که امروز از عزت بالاتری نسبت به قبل برخوردارند در عدم دخالت غرب در جهان اسلام بسیار مصر بوده و معتقدند که مردم منطقه خود باید نسبت به آینده سیاسی منطقه تصمیم گیری نمایند.

این یک فریاد است؛

در حالیکه معمر قذافی دیکتاتور پر حاشیه لیبی مشغول قتل عام انقلابیون این کشور می باشد، اما مردم انقلابی این کشور بازماندن از این راه را برای خود جایز ندانسته و علی رغم تقدیم بیش از ۸۰۰ شهید و تهدیدات بسیار قذافی به تشدید برخوردها همچنان به قیام خود و آزادسازی شهرهای این کشور ادامه می دهند.

خبرها از لیبی حاکی است که وزیر کشور لیبی در اعتراضات به جنایات قذافی استعفا داده است و حتی سخنگوی پسر قذافی (سیف الاسلام قذافی) نیز گفته است که پسر قذافی از رفتار وی ناراضی است و استعفا داده است. اتحادیه عرب عضویت لیبی را لغو کرده و برخی از کشورها اعلام کرده اند که روابط دیپلماتیک خود را با لیبی قطع می کنند. حزب الله لبنان نیز با صدور بیانیه ای ضمن حمایت از مردم لیبی جنایات قذافی را محکوم نموده است و ابراز امیدواری نموده است که به دست انقلابیون لیبیایی امام موسی صدر آزاد گردد.

و در صدر این اخبار اینکه دادگاه جنایی بین المللی معمر القذافی دیکتاتور لیبی را به علت سرکوب مخالفان به ارتکاب جنایت جنگی محکوم نموده است.

همه این اخبار در حالی است که غرب سکوت معنا داری در قبال این انقلاب مردمی و کشتار مردم توسط قذافی را در پیش گرفته است. واضح است که غرب همواره ضمن استفاده از حماقت های همیشگی قذافی برای تمسخر جهان اسلام چشم طمع دائمی به منابع نفتی این کشور داشته است و با توجه به اینکه امپراتوری های بین المللی نفتی مانند بریتیش پترولیوم  توتال، شل و … در این کشور منابع نفتی را در دست دارند، جهان غرب دوست دارد که قذافی همچنان بر رأس امور بماند یا اینکه شرایط به گونه ای فراهم شود که حداقل یکی از وابستگان قذافی بعد از خوابیدن هیجانات و انقلاب قدرت را در دست بگیرد.

نکته ای که غرب آن را فراموش نموده است این است که این موج جدید خیزش اسلامی در زنجیره انقلابهای اسلامی با دغدغه های آزادیخواهانه و با محوریت اسلام صورت می پذیرد و همانگونه که مقام معظم رهبری امام خامنه ای فرمودند، این انقلابها قابلیت دزدیده و مصادره شدن توسط غرب را نخواهد داشت.

این یک فریاد است؛

آمریکا و اسرائیل درصدد ایجاد هراس در ایران و جهان اسلام برای پا پس کشیدن از جریان انقلاب مصر هستند. در همین راستا ۲ تاکتیک را دنبال می کنند؛ از یک سو اسرائیل اعلام می کند با توجه به اینکه اسرائیل خاموش کردن انقلابهای ملی و اسلامی خاورمیانه را حق ذاتی برای دفاع از کشور خود می داند، کمیته های ویژه ای در حال بررسی حمله به یکی از کشورهای خاورمیانه هستند که مطابق سیره همیشگی این کشور جعلی و مطابق با افق رویا پردازانه به ترتیب ایران، سوریه، لبنان و غزه هدفهای احتمالی این حمله نظامی خواهند بود. 

مسلما ارتش اسرائیل توانایی رویارویی با قدرت نظامی ایران و سوریه را ندارد، و بحث حمله به این دو کشور را تنها می تواند در خواب آن هم به صورت کابوس ببیند، در مورد لبنان هم حزب الله امادگی خود را بریا استفاده از موشکهایی که در فاصله چند ثانیه  تلاویو را هدف قرار می دهد اعلام نموده است، پیش از این نیز ارتش اسرائیل جنگ ۳۳ روزه را تجربه نموده و از به یادآوری آن روزها پشت ارتشش به لرزه در می آید. می ماند غزه که سیبل همیشگی و دم دست صهیونیست ها بوده است. البته این را در نظر داشته باشیم که باتوجه به اوضاع به هم ریخته صحرای سینا و امکان تجدید قوا برای حماس در این ایام ورود اسرائیل به چنین جنگی چیزی شبیه به خودکشی است. و بهتر همان است که تحلیل ما از به راه اندازی یک جنگ در منطقه همان ایجاد ترس و هراس و جنگ روانی در منطقه باشد، نه چیزی بیشتر از این.

در سوی دیگر آمریکا با به راه انداختن جریان اسلام هراسی (قطع همراهی مردم دنیا با انقلاب مصر)، شیعه هراسی ( با هدف تفرقه بین مسلمین) و ایران هراسی (زنده کردن اختلافات ایران و اعراب) در کنار اخباری که از مصر منتشر می شود سعی دارد آشکارا نگرانی خویش از تجدید انقلاب اسلامی در مصر را ابراز نماید. این تنها اقدام امریکایی ها برای خنثی کردن نفوذ ایران در منطقه نیست. و در حالیکه عقلای آمریکا تحریم شانزدهمین اقتصاد جهان را کاری احمقانه و تمسخر خود اعلام می کنند، وابستگان کاخ سفید به صهیونیزم در اقدامی روانی حرف از وضع تحریمهای جدید و سخت گیرانه تر علیه ایران می زنند. در کنار این فعال کردن عناصر داخلی فتنه گر نیز بخشی از این بازی چند وجهی به راه افتاده است.

ملت و دولت خدوم در کنار رهبری عظیم الشأن نشان داده اند که نه تحریم و نه تهدید نمی تواند در عزم ملی ما برای جهانی کردن اسلام خللی وارد نماید و بی شک نظام سلطه وارد بازی شطرنجی شده است که خود از عواقب مهره چینی هایش آگاهی کافی نداشته و مقابله ایران اسلامی و امپریالیسم جهانی در این تقابل تاریخی منجر به شکل گیری خاورمیانه ای اسلامی خواهد شد. خاورمیانه ای که در آن حرفهای بسیاری از احیای تمدن اسلامی و ایجاد فضای برادری اسلامی شنیده خواهد شد. خاورمیانه ای که به لطف خدا در آینده ای نزدیک اقدام به عملی جدی و سریع در مورد غده سرطانی خویش خواهد نمود. 

شایان ذکر است که دولتهای دست نشانده در کشورهایی مثل اردن، یمن، عربستان، الجزایر، مغرب و لیبی در صف احتمالی شکل گیری انقلابهای مشابه پس از انقلاب تونس و مصر هستند و روی کار آمدن دولتی اسلامی در هر کدام از این کشورها به معنی تغییر در معادلات منطقه و تنگ تر شدن حلقه محاصره رژیم صهیونیستی خواهد بود. به امید تعجیل در ظهور امام مستضعفین و برپایی نظام عدل جهانی.

این یک فریاد است؛

چند پست است که پشت سر هم فریاد می نویسم، این به این معنا نیست که دردی نیست، درد فراوان است، اما فرصتی نیست و این خود دردی است.

اما خبر جنجال برانگیز این روزهای جهان غرب و اسلام اختصاص دارد به اظهار نظر کشیشی در فلوریدای آمریکا و قصد وی برای راه اندازی برنامه قرآن سوزی در روز ۱۱ سپتامبر.

خبر در دو روز گذشته به قدری مهم شده و گسترش یافته که خیلی ها را به اظهار نظر واداشته و خیلی از مسلمانان به فکر مقابله با آن افتاده و در حال طرح ریزی برای مقابله با آن هستند؛ حتی خانم کلینتون نیز پایش به معرکه کشیده می شود و در مورد این مسئله اظهار نظر می کند.

بر ماست که هوشیار باشیم و جنبه های مختلف قضیه را آگاهانه بسنجیم. همواره در همه جای دنیا مسیحیان و یهودیانی بوده اند که به شدت نسبت به اسلام بغض داشته و دارند و گهگاهی حرکتهای جسارت گونه ای نیز به صورت پراکنده انجام داده اند؛ چه می شود که به ناگاه اظهارات یک کشیش در یکی از شهرهای فلوریدا به یکباره تبدیل می شود به تیتر یک اخبار کل جهان؟ آیا این نیز یک جنگ روانی است که جبهه استکبار با اتکا به رسانه هایش و تحریک مسلمانان ، در پی بهره برداری از این مسئله است؟

آیا مسلمانان حق دارند در مقابل این مسئله سکوت کنند و این جسارت را بدون پاسخ بگذارند، همچنانی که در مسئله کاریکاتور از پیامبر خوبی ها چنین کردند و آنگونه که باید عمل نکردند؟

آیا ایالات متحده از ایجاد همبستگی میان مسلمانان هراس دارد و سعی دارد با این خط قرمز بازی نماید؟ یا اینکه سعی دارد چهره ضد اسلامی خود را با برخورد با ابن کشیش و برنامه اش بهبود ببخشد؟

آیا این حرکت می تواند به نوعی یکی از مناسک فراماسون ها باشد و نوعی رابطه بین آن و ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ وجود دارد؟

در صورت وقوع چنین مسئله ای چگونه باید با آن برخورد کنیم؟ آیا پاسخ جهان اسلام جهادطلبانه (آنچه که غرب از آن به تروریسم تعبیر می کند) خواهد بود؟ یا جهان اسلام متحد خواهد شد برای ایجاد یک تحریم گسترده بر علیه جبهه استکبار؟

دولت های دست نشانده عربی-آمریکایی چه برخوردی با این مسئله خواهند داشت؟ آیا این حرکت باعث ارزش شکنی و ایجاد نوعی بی تفاوتی در جوامع اسلامی خواهد شد؟

چرا کشیش مزبور با توجه به بغض همیشگی مسیحیان نسبت به یهود به خاطر قتل حضرت عیسی (البته طبق نقل مسیحیان) تصمیم گرفته قرآن را به آتش بکشد و تصمیمی برای آتش زدن تورات ندارد؟

آیا واتیکان یا اسقف های اعظم فرقه های دیگر مسیحیت، حتی تندروهای آنان برای چنین کاری مجوز صادر می کنند که یک کشیش اقدام به چنین کاری بکند؟

اینها سوالاتی هستند که با دادن پاسخ مستدل و قانع کننده به آنها می توان خیلی از بخشهای این قضیه را روشن نمود، اما آنچه که من امروز به آن در مورد این مسئله یقین دارم این است که می توانم این مسئله را باز کردن جبهه ای جدید توسط رسانه های غربی علیه اسلام که از آن می توان به جنگ نرم صلیبی تعبیر نمود ، بنامم. بی شک حتی اگر روز یازده سپتامبر کشیش مزبور اقدام به سوزاندن قرآن کریم ننماید، حداقل فایده این جنگ رسانه ای این بوده است که جبهه استکبار توانسته در مورد وضعیت خودش، نسبت مذهبی، استعداد مسلمانان و خیلی از مسائل دیگر بازخوردهایی را بگیرد و شاید طبق آن برنامه های جدیدی را آغاز نماید.

 

جنگهای صلیبی