پرش به محتوا

سيوستان

تحلیل ها، تبیین ها، اعتراضات و فریادهای شریف سیستانی

بایگانی

برچسب: فقه

همواره مسئله به روز بودن حوزه های علمیه و آشنایی حوزه با پیشرفت های علمی و مکاتب شکل گرفته در محافل علمی دنیا جزو مسائل مهمی بوده است که باید توجه ویژه ای به آن می شده است. اما متأسفانه به دلیل سرگرمی ها و مشغولیت های زمان گیر در داخل فضای علمی حوزه همیشه حوزه های علمیه از آن غفلت نموده اند، به گونه ای که حتی برای برخی امر مشتبه شد که دوران حوزه گذشته  و فرهنگ حوزه به تاریخ پیوسته است.

حوزه علمیه تا قبل از همین دوران معاصر و قبل از شکل گیری مدارس جدید، متصدی آموزش و توسعه علوم در جامعه اسلامی بوده است، لذا با همین رویکرد همواره هر نوع تغییر، پیشرفت یا نظریه جدیدی در هر کجای جهان شکل می گرفته، حوزه علمیه با ردیابی آن به بهترین شکل ممکن آن را هضم می کرده است و پاسخ مناسب برای آن را ارائه می داده است. اما متأسفانه با شکل گیری شیوه های جدید اطلاع رسانی حوزه های علمیه نتوانستند خودشان را با سرعت توسعه علوم مطابقت داده و انبوهی از مسائل روز بدون پاسخ ماند.

ادامه مطالعه …

از دیدگاه مقام معظم رهبری، امام خامنه ای یکی از جنبه های ناصحیح برخورد با جایگاه علوم حوزوی این است که در حوزه فقط فقها علمای حوزه شناخته بشوند و سایر علماء که عمرشان را صرف سایر رشته های علوم حوزوی نموده اند، قدرشان به درستی شناخته نشود. این که در حوزه محور علوم حوزوی فقط فقاهت باشد و فقط به فقاهت اهمیت داده بشود سبب خواهد شد که سایر علوم حوزوی مغفول واقع بشوند. حوزه باید نسبت به این مسئله هوشیار باشد. باید شأن و منزلت جایگاه همه علماء به خوبی دانسته شود و به همان اندازه که به فقها اجر نهاده می شود، برای علمای سایرعلوم حوزوی یعنی تفسیر، فلسفه، کلام، تاریخ و علوم قرآن نیز اهمیت قائل بود.

بی شک علمای فلسفه، تفسیر، تاریخ، کلام و علوم قرآن نیز در پیشبرد و پیاده سازی فرهنگ اسلامی همانند فقها تأثیرگذار بوده و نقشی بسیار مهم را به عهده دارند. از سوی دیگر پیشرفت این علوم به پیشرفت فقاهت و انجام بهتر وظایف فقها منجر خواهد گشت.

ادامه مطالعه …

فلسفه و کلام اگر چه از قدیم در حوزه های علمیه جزو علوم مطرح بوده اند، و علی رغم برخوردهای متفاوتی که با فلسفه و کلام در حوزه می شده است، اما همواره به حیات خویش ادامه داده اند. یکی از نگرانی های جدی در مورد این دو علم عدم تطابق این علوم با زمان و پیشرفت نکردن این علوم در حوزه مطابق با خواسته جامعه و نیاز آن است.

اگر بنا باشد که این علوم در حوزه صرفا در حد مطالعه آثار باقیمانده از علمای قدیم باقی بماند، مسلما این علوم هیچ سودی برای جامعه امروز نخواهند داشت. در فلسفه نیاز است که این علم با استقبال از نظریات فلسفی جدید در دنیا، آنها را دقیق مورد بررسی قرار داده و اگر نیاز به پاسخ دارند، پاسخ درخور و مناسب به آن داده شود و اگر مطالبی سودمند در جهت رشد این علم در آنهاست، آن را به مجموعه دانسته ها بیفزاید.

ادامه مطالعه …

بی شک عدم توجه به همه علوم اسلامی در حوزه منجر به عقب ماندگی حوزه در این بخش ها می شود، علومی همچون علوم قرآنی، علوم حدیث و تاریخ از جمله این علوم هستند که مقام معظم رهبری در مورد اهمیت و حتی استفاده آن ها در حوزه و علی الخصوص در فقه توجه داده اند.

برخی با بخل نسبت به این مسأله برخورد کرده اند و به گونه ای مسائل را بیان می کنند که اینگونه به نظر می رسد که علاقه مندان به حوزه با مطرح کردن این علوم قصد دارند فقه و فقاهت را به انزوا بکشانند و حال آنکه واقعیت عکس این نکته است. در واقع هر چه حوزه در این علوم بیشتر پیشرفت کند این به عمیق تر شدن و پیشرفته شدن فقه کمک خواهد نمود.

ادامه مطالعه …

با پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری نخستین حکومت اسلامی در تاریخ معاصر، انتظار می رفت که حوزه به عنوان مادر و بستر این انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، وظیفه خویش را در تغذیه فکری و ارائه روش و سبک زندگی به درستی عمل نماید که این مسأله خود مستلزم پرداختن به برخی از مسائل بود که پیش از آن حتی علما تصور نمی کردند که روزی در جامعه مورد نیاز باشد.

شاید در گذشته بیشتر گرایش در مسائل فقهی در ابعاد فردی مسائل بوده است، اما نیاز جدی امروز ما پرداختن به مسائل فقهی از بعد اجتماعی است چرا که شکل گیری حکومت اسلامی اقتضائات را متفاوت نموده است. علاوه بر این با تبدیل شدن نظام اسلامی به عنوان الگویی برای سایر کشورهای مسلمان و حتی غیر مسلمان، نیازها در این مسائل بیش از پیش جدی شده است و وظیفه سنگین حوزه را یادآور می شود.

ادامه مطالعه …

یکی از مهمترین مسائلی که حوزه فعلی ما گرفتار آن شده است پرداختن بیش از حد به حواشی علوم است که متأسفانه به متن علوم نیز راه پیدا کرده اند؛ متأسفانه گاهی دیده می شود چند جلسه وقت طلاب در کلاس درس صرف حل کردن مسائل حاشیه ای بسیار نادر و بدون ثمره علمی و عملی می شود. حتی بعضی ها نیز در حوزه به علت حلاوتی که در حل معماهای لاینحل وجود دارد از پرداختن و حل نمودن این چنین مسائلی در فقه لذت برده و بیشتر به این جهت ها گرایش دارند. و حال آن که مسائل مهم تری در فقه مغفول واقع می شوند.

مقام معظم رهبری معتقدند که فقه باید عمیق بشود. یعنی هر چه که می گذرد در هر دوره ای نسبت به دوره قبل فقه عمیق تر شود و مسائل بیشتری را حل نماید. ایشان یکی از مصادیق عمیق شدن در فقه را ارائه شیوه ها نو در تحقیقات علمی می دانند که افراد را از گرفتار شدن در مسائل سطحی رها می سازد. مسلما هر چه عمق در فقه بیشتر شود، حل مسائل روزانه جامعه فراهم تر خواهد شد.

ادامه مطالعه …

یکی از مسائلی که حوزه علمیه درگیر آن است، مشخص نبودن خط اصلی علمی در حوزه است. گاهی چنان به فقه و اصول بها داده می شود که مابقی علوم حوزوی به گوشه رانده می شوند و گاها تعداد علمای علومی خاص در حوزه به تعداد انگشتان دست نمی رسد و گاهی هم بعضی از علوم را در تقابل با اصول و فقه قلمداد کرده و به این علوم ضربه وارد می شود.

واقعیت این است که مطابق فرموده مقام معظم رهبری و بیشتر علماء، آن علم اصلی که در حوزه در محوریت قرار دارد همین فقه است. فقه به معنایی که مقام معظم رهبری تعریفی دقیق و روشن از آن ارائه می کنند. فقه یعنی آگاهی از علم دین و فروع دینی و استنباط وظایف فردی و اجتماعی انسان از مجموعه متون دینی.

این جزو علومی است که هر طلبه ای در حوزه باید با آن درگیر شود و آن را بیاموزد. علم فقه همان علمی است که سعادت دنیا و آخرت افراد را مشخص می کند. نکته اینجاست که با توجه به گسترده شدن مسائل در زندگی امروزی افراد، حوزه سوالات موجود در فقه نیز گستردگی بسیار زیادی پیدا نموده است که لزوم پیشرفت در این علم را بیش از پیش گوشزد می نماید.

ما معتقدیم که اسلام دین تمام اعصار و زمانهاست و علمای بزرگ اسلام همواره بر پویایی فقه شیعی تأکید داشته اند. بنابراین می طلبد که امروز بیش از هر زمان دیگری با فقاهت و جهد و تلاش بیشتر در این زمینه به وظایف حوزه درست عمل شود.

مقام معظم رهبری بیست سال پیش در سال ۷۰ به مورد این مسأله اشاره کردند و اهمیت آن را گوشزد نمودند:

مطلب سوم این است که در حوزه‏ ها، اساس، فقاهت است. فقه باید پیشرفت بکند. فقاهت به معناى خاص خود مورد نظر ماست. فقه به معناى عامکه آگاهى از دین است – در این‏جا فعلاً مورد بحث ما نیست؛ فقه به معناى خاص، یعنى آگاهى از علم دین و فروع دینى و استنباط وظایف فردى و اجتماعى انسان از مجموعه‏ ى متون دینى، که خیلى هم مهم است.

انسان از قبل از ولادت تا بعد از ممات احوالى دارد، و این احوال شامل احوال فردى و زندگى شخصى اوست، و نیز شامل احوال اجتماعى و زندگى سیاسى و اقتصادى و اجتماعى و بقیه‏ ى شؤون اوست. تکلیف و سرنوشت همه‏ ى این ها در فقه معلوم مى ‏شود. فقه به این معنا مورد نظر ماست، که اسمش همان احکام فرعى است؛ استنباط احکام فرعى از اصول. این، اساس حوزه‏ هاست.

البته وقتى مى‏ گوییم فقه، مراد ما همین چیزى است که گفتیم. وقتى مى ‏گوییم فقاهت، مراد ما آن متد کارى و شیوه‏ ى کارى در حوزه‏ هاست. این شیوه‏ ى استنباط را به عنوان «فقاهت» اصطلاح مى‏ کنیم، که در کلمات فقها هم کم و بیش به همین معنا به کار مى‏ رود. روش فقاهت، یعنى همین روش رد فروع به اصول، و استنباط از اصول و مبانى استنباط – کتاب و سنت و عقل و اجماع – و کیفیت این استنباط و تقابل میان ادله و ترتیب و نوبت‏بندى ادله‏ ى مختلف، که اول به چه مراجعه کنیم؛ فرضاً اول به ادله‏ ى اجتهادى مراجعه مى‏ کنیم، به ظواهر مراجعه مى‏ کنیم؛ اگر ظواهر تعارض داشتند، چه ‏کار بکنیم؟ اگر ظواهرى نداشتیم، چه‏ کار بکنیم؟ نوبت اصول عملیه کى مى‏ رسد؟ کدام اصل بر کدام اصل دیگر مقدم است؟ و از این قبیل. این شیوه‏ یى که ما در علم اصول آن را مى‏ خوانیم، اسمش را «فقاهت» مى‏ گذاریم. پس، مبنا در حوزه‏ هاى علمیه فقه است، به معناى آن علمى که گفته شد؛ و شیوه‏ ى فقاهت است، به این معنایى که بیان شد.

مقام معظم رهبری در بیست سال پیش از این یعنی ۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۷۰ ضرورت این مسأله را گوشزد نموده بودند، ولی متأسفانه مثل سایر ارشادات دیگری که ایشان در مورد حوزه داشتند، این نکته ظریف و مهم هم نیز مغفول ماند.