پرش به محتوا

سيوستان

تحلیل ها، تبیین ها، اعتراضات و فریادهای شریف سیستانی

بایگانی

برچسب: مصر

در حالیکه این روزها مردم مصر برای نجات آرمان های انقلابشان مجددا به میدان التحریر بازگشته اند، شورای عالی نظامی مصر اما با در پیش گرفتن سیاست مشت آهنین درصدد سرکوب این حرکت است و انقلاب در مصر همچنان شهید می گیرد. در واقع شورای عالی نظامی نشان داده که به دست گرفتن قدرت بعد از مبارک و کنار رفتن وی تنها حربه ای بوده است برای اینکه بتوانند به تسلط نظامیان بر قدرت در مصر تداوم بخشند.

اما در سوی دیگر مردم برپایی حکومت اسلامی را در کشور مصر خواهانند، ملتی که همیشه در بحثهای سیاسی و اجتماعی در جامعه عرب پیش رو بوده این بار می خواهد با به دست گرفتن سرنوشت خود برگی تاریخی از دفتر تاریخ کهن مصر را ورق بزند.

شورای نظامی مصر با این مسئله کنار نخواهد آمد، و شکی نیست که دوباره مردم به خیابانها خواهند آمد و این بار ژنرالها را که عناصر اصلی فاسد باقی مانده از نظام شکل گرفته از زمان جمال عبدالناصر هستند را کنار خواهند زد، و به یقین این مرحله را می توان حساس ترین و مهمترین مرحله از انقلاب مصر دانست.

مردم مصر با مشارکتشان در انتخابات گذشته و رأی قاطعی که به اسلامخواهان دادند، اثبات کردند که بیش از هر چیز دیگری برپایی یک حکومت مبتنی بر قوانین اسلامی را در کشورشان خواستارند، و برای رسیدن به چنین نظامی در کشورشان از اهدای هزاران شهید و مجروح دریغ نخواهند کرد. مصر امروز فهمیده است که برای رسیدن به اسلام عزیز باید خون داد و امروز جوانان مصری آماده اند تا سرنوشتشان را از نظامیان پس بگیرند.

 

این روزها دوباره میدان التحریر قاهره شلوغ شده است، و مردم دوباره به خیابان آمده اند تا از مصادره انقلاب مردمی مصر توسط نظامیان وابسته جلوگیری نمایند، البته ارتش نیز از سرکوب تظاهرات کنندگان ابائی نداشته و شمشیر را از رو بسته و از کشتن جوانان معترض خودداری نمی کند.

وزارت بهداشت مصر خبر داد؛ درگیری معترضان به شورای عالی نظامی با نیروهای امنیتی مصر در میدان 'التحریر' قاهره، از ۲۴ ساعت گذشته تاکنون ۲۲ کشته و ۱۷۰۰ زخمی برجای گذاشته است

همچنین از میدان التحریر خبر می رسد که برخی معترضان با اعتراض به شیوه توهین‌آمیز و پرخشونت نیروهای امنیتی با مردم، آنها را 'صهیونیست' خطاب می‌کنند. از سوی دیگر رفت و آمدهای مشکوک چند وقت اخیر مقامات غربی به مصر زنگ هشداری جدی برای انقلابیون است، چرا که ملت های منطقه از مصادره انقلابهایشان توسط غربی ها خاطره ها به یاد دارند.

این اعتراضات از روز جمعه و پس از اعمال قدرت شورای نظامی در روند انجام اصلاحات انقلاب با اعلان عمومی شورای انقلاب شروع شده است.

روزنامه 'الاهرام' مصر از تصمیم مردم این کشور برای برگزاری تظاهرات میلیونی به رهبری اسلام‌گریان با شعار 'باز پس‌گیری قدرت از شورای عالی نظامی'، پس از برگزاری نماز جمعه در میدان 'التحریر' قاهره، خبر داده بود

در حالی که بعد از فرو ریختن حکومت مبارک، غرب و در رأسشان اسرائیل و آمریکا با حمایت اردن و عربستان سعودی تمام تلاششان را برای به انحراف کشاندن جریان انقلابهای اسلامی منطقه به کار بستند و سعی در شبیه سازی انقلاب در سوریه داشتند، اما تا کنون نتوانسته اند حتی به بخشی از اهداف خویش در این منطقه دست یابند.

واقعیت این است که سوریه علی رغم تک حزبی بودن و عدم مشارکت فعال سیاسی همه مردم در تعیین سرنوشتشان، به علت داشتن حکام مردمی و حامی جبهه مقاومت، حاکمانش از جایگاه مردمی خوبی برخوردارند و حمایت های چند باره و تجمعات چند صدهزاری و میلیونی مردم در حمایت از بشار اسد نشان و گواه این مسئله است. البته باید صبر داشت و به اسد و حزب بعث سوریه فرصت داد تا در گامهایی صحیح و حساب شده به سوی باز کردن فضای مشارکت سیاسی مردم و اصلاحات سیاسی در این کشور دست بزنند. اما به هر تقدیر آنچه در ادامه جریان انقلابهای منطقه رخ خواهد داد، شاهد تغییر نظام سیاسی در سوریه نخواهیم بود، مسئله ای که حسنین هیکل نویسنده معروف مصری نیز به آن اشاره نموده است.

'محمد حسنین هیکل'، نویسنده مصری در گفتگو با شبکه خبری الجزیره: هیچ انقلابی در سوریه رخ نخواهد داد/ مخالفان تنها با حمایت لجستیکی اردن، ترکیه و اسرائیل دست به آشوب زده‌اند

از سوی دیگر با طولانی شدن زمان تحرکات آشوب طلبانه نیروهای اردنی و سعودی در سوریه کم کم آثار فرسودگی و نخ نما شدن درگیری های خیابانی در این حرکتها دیده می شود و به نظر می رسد که با خاموش شدن کلی این جریانات، جریان معکوسی بر علیه حاکمان عربستان سعودی و اردن صورت خواهد پذیرفت، جریانی که این بار جان گرفته از خشم مردمی و با الهام از قیام های مردمی در تونس، مصر، لیبی، یمن و بحرین گام های جدی را برای سرنگون کردن حکومت های وابسته به آمریکا و اسرائیل در منطقه بر خواهد داشت.

قضیه از آنجا شروع شد که روز ۲۸ مرداد خبرگزاری های دنیا خبری تکاندهنده و عجیب را مخابره کردند: "حمله جنگنده‌های رژیم صهیونیستی به منطقه‌ای در مرز نوار غزه و مصر روز گذشته چهار کشته و دو زخمی برجای گذاشت/ کشته‌شدگان از نظامیان مصری هستند".

انتشار این خبر خشم ملت انقلابی مصر را برانگیخت و بلافاصله پس از این اتفاق روزنامه مصری 'الاهرام' از فراخوان برخی احزاب و گروهای این کشور برای برگزاری تظاهرات اعتراضی در مقابل سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره در واکنش به کشته شدن نظامیان مصر توسط جنگنده‌های این رژیم خبر داد.

همچنین در حرکتی اعتراض آمیز دیگر هکرهای مصری در واکنش به کشته شدن نظامیان این کشور در حمله جنگنده‌های رژیم صهیونیستی، ضمن هک کردن پایگاه خبری صهیونیستی 'اسرائیل تودی آنلاین'، جمله 'لا اله الا الله محمد رسول‌الله' را در صفحه اول این پایگاه قرار دادند.

دولت مصر که عدم همپایی اش با آرمانهای مردم انقلابی مصر مشخص شده بود، برای کنترل خشم معترضین دست به کار شد و در واکنش به کشته شدن چند تن از نیروهای مرزبانی این کشور در حمله نظامیان رژیم صهیونیستی، سفیر این رژیم را احضار کرد. اما این اقدام دولت مصر هرگز نتوانست مردم خشمگین تجمع کرده حول سفارت اسرائیل در قاهره را آرام نماید.

علاوه بر این اظهارات رهبر حزب کادیمای رژیم غاصب صهیونیستی و خودداری دولت اسرائیل از عذرخواهی تعمّد این رژیم در این حمله آشکار و نقض حریم مرزی مصر را اثبات نمود.

'تزیپی لیونی'رهبر حزب 'کادیمای' رژیم صهیونیستی ضمن حمایت از حمله به نظامیان مصر: مرزهای اسرائیل و مصر، دیگر مرزهای صلح نیست و کسانی وجود دارند که با عبور از مرز، می‌خواهند به ما ضربه بزنند

در همین ایام انتقادات از نحوه عملکرد دولت رژیم غاصب صهیونیستی در داخل اسرائیل بالا گرفت

روزنامه صهیونیستی 'هاآرتص': بحران بین اسرائیل و مصر باید خیلی سریع و معقولانه حل شود/ عذرخواهی نکردن به دلیل کشتن سربازان مصری افتخاری ندارد چرا که این امر با امنیت ملی ما سر و کار دارد

بالا گرفتن اعتراضات در مصر و همچنین افزایش انتقادات داخلی رژیم صهیونیستی سبب شد که دولت اسرائیل برای حفظ ثبات و وضعیت خود در یک عقب نشینی از دولت و مردم مصر عذرخواهی نماید، پیام تسلیت شیمون پرز نمونه این عذرخواهی ها بود.

شیمون پرز، رئیس رژیم صهیونیستی ضمن تسلیت به دلیل کشته شدن نظامیان مصری در حمله اخیر نیروهای این رژیم، 'ثبات در منطقه سینا' را به نفع تل‌آویو و قاهره دانست

اما اعتراض کنندگان مصری که یکی از اهداف اصلی انقلاب مصر را قطع ارتباط با اسرائیل می دانستند، خاتمه اعتراضات را منوط به اخراج سفیر رژیم غاصب صهیونیستی از مصر اعلام کرده و خواستار اخراج فوری وی از خاک کشورشان شدند. همچنین پایبندی به پیمان کمپ دیوید و یا اصلاح آن از جمله بحثهای داغ محافل سیاسی و مطبوعات مصر و رژیم صهیونیستی بود. در همین اوضاع بود که روزنامه صهیونیستی 'هاآرتص' خبر داد : کابینه اسرائیل از ساکنان سرزمین‌های اشغالی خواست برای حفظ جان خود، از نزدیک شدن به صحرای سینا و مرزهای مصر خودداری کنند. که این خود نشان دهنده طرز نگاه دولت اسرائیل نسبت به این بحران بود. از سوی دیگر 'یاسر رضا'، سفیر مصر در سرزمین‌های اشغالی در دیدار با 'ایلی یشای'، معاون نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی اعلام کرد؛ روابط تل‌آویو – قاهره همیشه ادامه خواهد داشت.

مردم معترض مصری که به هیچ وجه حاضر نبودند شاهد ادامه روند همراهی با سیاست های اسرائیلی در دولت بعد از انقلاب باشند، خودشان دست به کار شدند و

شماری از معترضان مصری روز گذشته با حمله به سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره و خرد کردن یک دیوار حفاظتی، وارد ساختمان آن شدند/ 'اسحاق لوانون'، سفیر تل‌آویو به همراه خانواده و کارکنان سفارتخانه برای ترک مصر به فرودگاه قاهره رفت

این خبر به سرعت در همه جای دنیا منتشر شد و خبرگزاری ها تصاویری را برای مخاطبان خود مخابره کردند که یادآور انقلاب دوم (تسخیر لانه جاسوسی) در ایران بود. آری همین نشانه گواه بزرگی است بر این که انقلاب مصر جنسش همان جنس انقلاب اسلامی ایران است و ملت مصر هرگز از آرمانهایی که برای رسیدن به آن هزار شهید داده اند نخواهند گذشت.

چند روز گذشته برخی از خبرگزاری ها از مصاحبه سفیر عربستان در مصر با شبکه الحیات مصر خبر دادند، مصاحبه ای که در آن آقای سفیر با کوری خواندن و تناقض گویی سعی کرده بود، در جریان انقلابهای اسلامی منطقه و واکنش جمهوری اسلامی ایران در برابر آن دست پیش را بگیرد و کشور متبوعش را پرقدرت و آماده پاسخگویی به سیاست های جمهوری اسلامی معرفی نماید.

"احمد القطان" سفیر رژیم اشغالگرعربستان سعودی در مصر در مصاحبه با شبکه تلویزیونی "الحیات"  ادعا کرد:

ما در عربستان سعودی مخصوصا دوره ملک عبدالله و از زمانی که وی ولی عهد بود تلاش کرده ایم که دست دوستی را از طرق مختلف به سوی ایران دراز کنیم اما متأسفانه، توطئه های ایران در کشورهای حاشیه خلیج[فارس] هرگز تمامی ندارد.

سفیر عربستانی هرگز به سرمایه گذاری در مناطق مختلف سنی نشین ایران از جمله بلوچستان و کردستان در جهت ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران و همچنین کارشکنی ها و اذیت و آزارهایی که در طول این مدت توسط وهابی های کشور متبوعش در حق حجاج ایرانی روا داشته شده است اشاره ای نکرده و احتمالا اینها را نشانه ای از دراز کردن دست دوستی به سمت جمهوری اسلامی ایران دانسته است. ظاهرا طلایی ترین  دوران ارتباط میان دو کشور در سالهای اخیر به دیدار آقای هاشمی رفسنجانی از این کشور باز می گردد که با ملک عبدالله رابطه دوستی دیرینه دارند و گرنه همواره نگاه خصمانه و ضد ایرانی در تحرکات دیپلماتیک این کشور مشهود بوده و هست.

وی با سوء استفاده از برخی اظهارات جنجالی داخل کشورمان درباره برتری ایرانیان به دیگر اقوام و ملل، گفت: تا امروز آنها با توهم امپراطوری پارس زندگی می کنند.

البته این را باید قبول کرد که برخی افراد افراطی در داخل کشور همچنان به عظمت و بزرگی امپراطوری پارس می اندیشند، ولی سیاستهای مقدس جمهوری اسلامی خط مشی اصلی انقلاب را همواره گسترش اسلام ناب محمدی می داند که نشانه های آن را در جهت گیریهای سیاسی کشورمان و در فرمایشات امام خمینی رحمت الله علیه، امام خامنه ای و همه مسئولین کشور به وضوح می توان مشاهده نمود. مقامات رژیم اشغالگر سعودی به هیچ وجه با وارد کردن چنین اتهاماتی نخواهند توانست کشور ایران را کشوری زیادی خواه، و سلطه طلب و ملی گرا جلوه دهند، زیرا مردم مظلوم و تحت ستم منطقه و همه آزادی خواهان جهان به خوبی می دانند که ایران بزرگترین حامی مستضعفان در جهان بوده و هست و همواره این نکته را برای خویش افتخار می داند.

القطان افزود: اظهارات اخیر ایرانیان عجیب و غریب است؛ آنها عربستان سعودی را متهم به دخالت در امور بحرین کردند. این حقیقت ندارد و من می توانم آن را ثابت کنم.

آقای سفیر خودتان را به خنگی زده اید یا کورید و  نمی بینید که دژخیمان سگ صفت رژیم اشغالگر سعودی کشور بحرین را اشغال نموده اند و چه ظلمهایی را به مردم مظلوم این کشور روا می دارند؟ نکند می خواهید اثبات کنید که به این مزدوران سعودی پس از اشغال نظامی خاک بحرین تابعیت این کشور داده شده است؟ شما مشکل عقلی دارید یا سرتان را کردید لای برف؟ شاید بتوانید خودتان را گول بزنید با افکار عمومی مردم جهان چه می خواهید بکنید؟ با اروپای متحد که حتی آنها هم نتوانسته اند بیدادگری و ظلم شما را تحمل کنند چه می کنید؟

وی مدعی شد: این اتهامات زمانی از سوی ایران متوجه ما می شود که ایران هم در حال مداخله در امور لبنان ، عراق، مصر و کشورهای حاشیه خلیج[فارس] است.

حمایت مادی و معنوی از حزب المستقبل و سایر احزاب مخالف مقاومت در لبنان، همکاری علنی و منافقانه با رژیم اشغالگر صهیونیستی، حمایت از القاعده در عراق، گردن زدن زندانیان بی گناه عراقی در عربستان، حمایت از حزب العراقیه در جهت ضربه زدن به اتحاد ملی عراق، اعلام آمادگی در جهت دادن پناهندگی به حسنی مبارک، رخنه و نفوذ در الازهر، شبیه سازی انقلاب در سوریه، حمایت از مخالفین نظام ایران، ایجاد پایگاههای فراوان القاعده در نقاط مختلف جهان اسلام، و بسیاری دیگر از موارد که به وضوح توسط حکومت فاسد عربستان سعودی انجام می گیرد، آیا اینها نمونه هایی از دخالت آشکار و واضح عربستان سعودی در لبنان، عراق و مصر، سوریه و سایر کشورها نیست.

سفیر عربستان سعودی در مصر افزود: وضعیت ما با ایران در منطقه بصورت وحشتناکی است. ما پیام قدرتمندانه و مهمی را به آنها منتقل کرده ایم: ما اجازه نقض امنیت کشورهای حاشیه خلیج[فارس] را نمی دهیم.

آقای سفیر منظورتان از وحشتناک چیست؟ نکند می خواهید بگویید مثل … ترسیدید؟ این پیام قدرتمندانه ای که از آن دم می زنید کجاست؟ فکر کردید که ما نمی دانیم که شما روی سیاست متانت و خودداری جمهوری اسلامی حساب باز کردید، و اگر احتمال می دادید که قرار است ایران تحرکی جدی در منطقه صورت بدهد، از ملک و نخست وزیر، سفیر و وکیل و بازاری و تاجر همه دم در سفارت ایران دخیل می بستید؟ خیال نکنید که این اوباشی گری ها توسط مردم منطقه بی پاسخ خواهد ماند، رژیم اشغالگر سعودی باید بداند که پس از این تقاص سختی را باید پس بدهد.

وی افزود: امنیت کشورهای حاشیه خلیج[فارس]، خطر قرمز ما در عربستان سعودی است؛ مطمئناً شما به یاد دارید که عربستان چگونه به حمله کویت پاسخ داد.

خدا را شکر که ما خوب یادمان هست، که صدام حسین هنوز کویت را کامل نگرفته بود، نصف عربستانی ها به اروپا و مصر و سوریه پناهنده شده بودند. این پاسخی که عربستان داد چه بود؟ نکند منظورتان حمله ۲۶ کشور به عراق در سال ۹۰ است؟ تا آنجا که من یادم هست نقش عربستان در آن جنگ فقط حراج کردن نفت بود و در اختیار قرار دادن عربستان به عنوان پایگاه نظامی. اگر به این می گویید پاسخ که کارتان خیلی درست است. و اما اگر روی حمایت ایالات متحده آمریکا و فرانسه و انگلستان و رژیم صهیونیستی حساب باز کرده اید، باید بدانید این بدبختها این قدر گرفتار هستند، که در منازعه میان ایران با هر کشور دیگری در منطقه ترجیح بدهند بنشینند در شورای امنیت و ایران را تحریم کنند. این بدبختها اگر توان داشتند که خیلی پیش از این به ایران حمله کرده بودند و کار را یکسره کرده بودند.

احمد القطان در ادامه ادعاهایش، گفت: اهداف ایران در ایجاد یک شبکه جاسوسی در کوبت چه بود؟ کل این قضیه هشدار دهنده است. ایران چندین سال است که جزیره های امارات را اشغال کرده است! و هنوز هم از هر نوع مذاکره ای در این مورد سرباز می زند! و حتی داوری بین المللی را هم قبول نمی کند!

جریان شبکه جاسوسی ادعایی را نمی دانم چیست، ولی اگر منظور آقای سفیر مردمی است که دلبسته انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران شده اند و به این جرم در دادگاههای کویت محکوم می شوند، ما تقریبا از این جاسوس ها در همه جای دنیا آن هم به مقدار خیلی زیاد داریم. اما اینکه ایران در منطقه محبوبیت داشته باشد چرا برای شما هشدار دهنده است این را نشان می دهد که رژیم اشغالگر سعودی یک رژیم فاشیستی و ضد مذهب است که همه تلاش خویش را معطوف زمین زدن انقلاب اسلامی می کند، و از گسترش محبوبیت ایران اسلامی احساس هشدار می کند.

در مورد جزیره ها هم که خود اماراتی ها از ادعای واهی شان دست کشیدند، شما شدید دایه مهربان تر از مادر؟ نه تنها جزایر سه گانه بلکه کل خلیج فارس محدوده ایران بوده و هست. اگر بخواهیم ادعا داشته باشیم در مورد خود امارات و بحرین و سایر جزیره ها هم حرفهای بسیاری هست.

وی با بیان اینکه "ما در عربستان سعودی خیلی از دست ایران رنج کشیدیم" ادامه داد: بگذارید که به شما یادآوری کنم که ایران در سال ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ میلادی، دو بار به حریم عربستان سعودی حمله کرد که ما به آنها هشدار دادیم و وقتی که برای بار سوم این قضیه تکرار شد، هواپیماهای آنها را زدیم.

نیاز نیست که خیانت هایتان در طول جنگ تحمیلی به جمهوری اسلامی و حمایت از صدام حسین ملعون را به رخ ما بکشید، ملت ایران به خوبی از خیانتهای شما آگاه است.

احمد القطان اضافه می کند: من فکر نمی کنم که سیاست ایران با سیاست مصر در یک خط است. ایران برنامه های خود را دارد. من از اعماق قلبم آرزو می کنم که مصر قادر باشد که ایران را متقاعد کند که روابط همسایگی اش را حفظ کند و به کنواسنیون های بین المللی احترام بگذارد و دست از دخالت در کشورهای حاشیه خلیج فارس دست بردارد. وی خطاب به مصاحبه کننده می گوید: برادر عزیز، شما باور نمی کنید که این ایرانی ها دارند در کشورهای حاشیه خلیج فارس چه می کنند. تنها چیزی که این کشور به آن اهمیت می دهد دخالت در هر قسمت از کشورهای جهان عرب است. مصر هم اکنون دارد از این قضیه رنج می برد. مانند خیلی دیگر از کشورهای عربی دیگر، من می توان در مورد هر کشور عربی دیگری، مثال های زیادی بزنم!

خوب است توجه داشته باشید که وقتی ملتی الگوی خود را انتخاب کرده باشد، اینگونه با این حرکات سخیف نمی توان بین خواسته ملتها تفرقه ایجاد کرد. ملت مصر راه خود را انتخاب کرده است، و کسی مثل سفیر عربستان در حدی نیست که بتواند تعیین بکند که این سیاستها چگونه هست یا چگونه باید باشد.

سفیر رژیم اشغالگر عربستان سعودی در مصر، در ادامه، تلویحاً ایران را تهدید به حمله نظامی می کند و می گوید: من به این چیزی که می گویم اعتقاد دارم: امیدوارم ایرانی ها قدرت ما را امتحان نکنند. آنها نباید قدرت ما را تست کنند. ان شالله اگر آنها بخواهند کشورهای حاشیه خلیح[فارس] را بی ثبات کنند، ما توانایی مقابله با ایران را داریم.

مصاحبه کننده در این لحظه پرسید: منظور شما از قدرت به معنای خود کلمه است که وی پاسخ داد: بله.

مصاحبه کننده دوباره پرسید که این شامل حمله نظامی هم می شود که القطان پاسخ داد: منظور من ایران است؛ کشورهای حاشیه خلیج[فارس] و امنیت آنها، خط قرمز ماست و ما اجازه نقض امنیت را به آنها را نمی دهیم .

وی افزود: امیدوارم که ایرانی ها قدرت ما را تست نکنند و من دوست دارم چیزهایی که نگفتم یادآور شوم.

پیشنهاد می کنم که این مواردی که آقای سفیر فرمودند را به عنوان جوک سال انتخاب کنیم. آیا واقعا ایشان به حد خودشان نگاه کرده اند و بعد این حرف را زده اند یا همین طور جو گرفته و جلوی مصاحبه گر چیزی گفته اند تا کم نیاورند؟ اگر واقعا این طور است پس چرا این قدر وحشت زده هستند؟ محض تفریح هم که شده باید این قدرت اینها را تست بکنیم. به حول و قوه الهی شرایط به گونه ای است که اگر نیروهای مقتدر نظامی ایران اراده بکنند، به این کشور حمله بکنند، می توانند نیت روزه نموده و پیش از آغاز حمله سحری را در حرم حضرت امام رحمت الله علیه بخورند و افطارشان را در مسجدالحرام بنمایند.

القطان ادعا کرد: ما از دست ایرانی ها در دوره حج، خیلی رنج بردیم و آزار دیدیم! آنها به عربستان می آیند و باعث آشوب در طول مدت برگزاری حج می شوند.

ظاهرا این سعودی ها تازه فهمیده اند که چه کلاهی سرشان رفته است و حجاج ایرانی چگونه توانسته اند در این مدت در برقراری ارتباط با حجاج سایر کشورها حقیقت انقلاب اسلامی را به سایر مسلمانان بنمایانند.

در مورد آشوب هم ظاهرا اینها برائت از شیاطین زمان را آشوب می دانند و این خوی شیطانی این حکومت کثیف را نشان می دهد، تخریب جمرات (ابلیسک) که نمادهای شیطان بود و در آنجا توسط مسلمانان سنگ زده می شد، و کشیدن دیوار به جای آن، ساختن بزرگترین ابلیسک جهان مشرف بر خانه خدا، کشتار ایرانیان شرکت کننده در مراسم برائت از مشرکین، همه گواه این است که رژیم سعودی دست در دست شیطان دارد و نمی خواهد بگذارد پیام اسلام ناب محمدی جهان گیر شود.

در تازه ترین اقدام نیز ظاهرا سران رژیم اشغالگر عربستان سعودی تصمیم گرفته اند از دادن ویزا به حجاج ایرانی خودداری نموده، و کم کم اسباب حضور حجاج در این کشور را از بین ببرند تا شاید بدین طریق بتوانند به زعم خودشان جلوی آشوب ایرانیان را بگیرند. غافل از اینکه امروز نفس وجود جمهوری اسلامی برای جهان اسلام الگو و نماد است. ملتهای مسلمان ایران اسلامی را به خوبی شناخته اند و از راه و سنت آن الگو برداری می کنند.

البته خیلی خوب بود قبل از اینکه عربستان سعودی از حضور حجاج در عمره جلوگیری نماید، خود ما به علت تجاوز وحشیانه این رژیم به خاک بحرین در حرکتی اعتراضی اقدام به محدود کردن سفرهای عمره می نمودیم و در جدیت ملت و دولت جمهوری اسلامی در حمایت از مظلومین درس محکمی به این یاوه گویان سعودی می دادیم.

با گذشت سه ماه از انقلاب مردم تونس که سرمنشأ تحولات بسیار گسترده و عمیق در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بود، جهان اسلام به یکباره شاهد اتفاقات و انقلابهای بسیاری در اکثر کشورهای منطقه بوده و هست. این انقلابها علی رغم ضعف و قوتهایی که داشتند در یک نقطه مشترک بوده و هستند، و آن هم تلاش مردم منطقه برای احیای عدالت اجتماعی، به دست آوردن حق مشارکت در سرنوشت و احیای قوانین اسلام در جامعه است.

در طول این مدت کشور مصر شاهد قیام همه جانبه ملت خود بود و بالأخره در روز ۲۲ بهمن با کناره گیری حسنی مبارک از قدرت، مردم مصر با تقدیم کشته های بسیار توانستند با کنار زدن مبارک، حرکت خویش را به سوی دموکراسی اسلامی بردارند، گرچه با روی کارآمدن نظامیان این مسئله سخت تر گردید، اما همچنان امید و مقاومت و سرسختی مردم برای رسیدن به اهدافشان همچنان پابرجاست.

در لیبی، قیام مردمی خیلی زود شکلی نامتعارف به خود گرفت و دلقک حکام عرب (معمر قذافی) که ۴۲ سال است، خون ملت لیبی را در شیشه نموده است و ۴۲ سال اسباب خنده جهان غرب به اسلام و جهان عرب را فراهم آورده است، با همراهی پسران سوژه تر از خودش به سرکوب مردم پرداخت، و انقلابیون را مجبور به برداشتن سلاح و مقاومت در جهت رسیدن به استقلال و آزادی نمود. در این روزها کار در این کشور بالا گرفته است و اروپای متحد و آمریکا این روزها به بهانه مردم و با هدف نفت در تقلا برای استیلا بر این کشور  و مصادره انقلاب هستند.

در یمن به نظر می رسد که کم کم انقلاب مردمی در روزهای میانی دومین ماه مقاومت جوانان یمنی دارد به نتیجه می رسد و اخبار گمانه زنی های بسیاری از کناره گیری غریب الوقوع علی عبدالله صالح به گوش می رسد.

در بحرین آل خلیفه با منحرف جلوه دادن انقلاب مردمی در بحرین آن را یک انقلاب شیعی و مذهبی جلوه داده و با گرفتن کمک از ارتشهای رژیم اشغالگر سعودی، امارات و کویت به سرکوب مردم این کشور پرداختند. پایداری مردم مسلمان بحرین و راسخ بودن آنها در شعار "هیهات منا الذلة" این نوید را به ناظرین این صحنه سیاسی خواهد داد که پیروزی ملت بحرین قطعی و نزدیک خواهد بود.

در عربستان و اردن نیز اعتراضات مردمی همچنان وجود دارد، اما با توجه به رویکرد سرکوبگرانه حاکمان این دو کشور، مردم حرفی از تغییر نظام نزده و صرفا خواستار اصلاحات سیاسی هستند. به نظر می رسد باید در مورد این دو کشور منتظر ماند و دید که در آینده تغییرات آتی چه تأثیری بر روی انقلاب در این کشورها خواهد گذاشت.

البته کشورهایی هم هستند که انقلاب در آنها هنوز در حد یک تردید مردمی باقی مانده است، کشورهایی مثل کویت، عمان و امارات متحده عربی، مراکش، و الجزایر. مشخص شدن تکلیف انقلابهای در جریان به جدی شدن تصمیم مردم در این کشورها کمک خواهد نمود و مردم را برای ورود و ادامه مسیر انقلاب در این کشورها مصمم تر خواهند نمود.

اما این تمام تحولات منطقه در طول این زمان نبوده است، غرب در مقابل تحرکات مردمی بیکار ننشسته و همواره سعی نموده است با به کاربردن انواع حیله ها و ترفندها در منحرف، خاموش نمودن یا مصادره این انقلابها اقدامات موثری را انجام دهد. حمله به غزه توسط رژیم اشغالگر صهیونیستی، و شبیه سازی انقلاب در برخی از کشورها از جمله این تحرکات است.

دشمنان مردم و انقلابهای مردمی در ابتدا سعی نمودند تا با شبیه سازی انقلاب در ایران به کلی مردم منطقه را در مورد عاقبت این انقلابها مأیوس نمایند که خوشبختانه این خواب آشفته ای که دشمن برای ملت ایران دیده بود تعبیر نگردید. در گام بعدی شبیه سازی انقلاب در عراق صورت گرفت. عراقی که این روزها بعد از یکسال بلاتکلیفی تازه صاحب دولت شده با استفاده از نارضایتی العراقیه به آشوب کشیده شد. البته این آشوبها با هوشیاری مرجعیت و سیاسیون مردمی خاموش گردید و فتنه منتفی گردید. اما در گام سوم شبیه سازی انقلاب در سوریه صورت گرفت.

اخبار رسیده از سوریه حاکی از انقلاب وسیع مردمی در جنوب این کشور و بندر لاذقیه است، و نکته جالب اینجاست که ناقلین و منتشرکنندگان این اخبار همان کسانی هستند که در روزهایی که در خیابانهای تهران خبری از معترضین نبود، خبر از حضور دهها هزار نفری معترضین می دادند، یعنی رسانه هایی که به دروغ پراکنی و شایعه سازی عادت دارند دائما در مورد این اعتراضات خبرسازی می کنند.

البته با توجه به اینکه نظام حاکم در سوریه تک حزبی بوده و این به نوعی اجحاف در حق مردم است، طبیعی است که مردم با هدف مسلط شدن بر سرنوشت خودشان خواهان اصلاحات سیاسی در کشورشان باشند، و مسلما اعتراضاتی صورت پذیرفته است، اما دامن زدن به این اعتراضات و گسترده نشان دادن این اعتراضات توسط رسانه های بوق غربی، به نوعی تلاش برای سرنگون کردن نظامی ضد صهیونیستی سوریه است.

همه آنهایی که با سوریه و وضعیت زندگی مردم این کشور آشنایی دارند به خوبی می دانند که وضعیت معیشتی مردم در این کشور بسیار بهتر از سایر کشورهای عربی می باشد و حکام این کشور از محبوبیت بسیار بالایی در بین مردم برخورداند. علاوه بر اینکه علامت سوالهایی که در مورد رابطه حکام سایر کشورهای عربی در مورد ارتباط با آمریکا و اسرائیل مطرح است در مورد حکام سوریه مطرح نبوده و نیست.

سوریه همواره سعی نموده است که کشوری مستقل و حامی مقاومت اسلامی باشد، از این رو در بین کشورها و ملتهای حامی مقاومت اسلامی از محبوبیت بالایی برخوردار است. از نظر اقتصادی نیز گرچه سوریه نیز دچار محدودیت و تحریم می باشد، اما همکاری نزدیک با ایران و ترکیه در سالهای اخیر از محدودیتهای این کشور کاسته است. در مجموع می توان گفت که وضعیت در سوریه به گونه ای نیست که مردم از نظام حاضر ناراضی بوده و این منجر به قیام مردمی و انقلاب گردد. با وجود اینکه مسلما نظام سیاسی سوریه نیازمند تغییرات  و اصلاحات جدی از جمله دادن اجازه فعالیت به سایر احزاب و انتخابات مردمی می باشد.

به نظر می رسد که اوضاع اعتراضات مردمی در سوریه در روزهای آینده روشن تر خواهد گردید، و با توجه به مسیر حرکت دولتمردان سوریه ای در دادن حق حضور احزاب در انتخابات و آزادی زندانیان سیاسی اوضاع این کشور از نظر اصلاحات بهبود خواهد یافت و اعتراضات مردمی در سوریه منجر به انقلاب نخواهد گردید. و تلاش غرب در جهت شبیه سازی انقلابهای مردمی مصر و تونس در سوریه ناکام خواهد ماند.

با گسترده شدن امواج اعتراضات مردمی در جای جای سرزمین اسلامی، و در حالی که جهان با دقت و حیرت در حال پیگیری اخبار خاورمیانه و شمال آفریقاست، غرب اما در پی طرح ریزی یک سری اقدامات در جهت مصادره این خیزشهای مردمی یا حداقل انحراف آنهاست. در چند روز گذشته اخبارها بسیاری مبنی بر تلاش جدی ایالات متحده آمریکا در برقراری ارتباط با افراد تأثیرگذار سیاسی در مصر و تونس مخابره شده است، همچنین رایزنی های بسیاری نیز در سطح بین الملل برای تأثیرگذاری بر روی خیزشهای مردمی در یمن، بحرین و اردن انجام گرفته است، و حتی در نگران کننده ترین نوع این اقدامات، طرح حمله نظامی هم حتی به لیبی مطرح گشته است.

اما ظاهرا غرب که از موفقیت خود در مبارزه با تلاشهای مردم کشورهای اسلامی در اسلام خواهی با مشکل مواجه شده است، سعی دارد با دشمن تراشی در این زمینه، ایران را برنامه ریز و پشت پرده این قیام ها معرفی نماید. خانم کلینتون در تازه ترین اظهارات خویش گفته است: "ایرانی‌ها دسترسی دیپلماتیک بسیار فعالی دارند، واشنگتن برای بی‌تاثیر کردن اقدامات ایران در کشورهای عربی، در حال ایجاد تماس‌ با گروه‌های مخالف در سراسر خاورمیانه و شمال آفریقاست. ایران شیعه و غیرعرب تلاش دارد تا بر اخوان المسلمون که یک گروه عربی اهل سنت در مصر است، تاثیر بگذارد."

با اندکی تأمل دراظهارات هیلاری کلینتون می توان اینگونه استنباط نمود که اولا غرب کاملا نسبت به موج جدید بیداری اسلامی نگران بوده و سعی دارد به هر نحو ممکن با آن برخورد نماید. ثانیا غرب منشأ این موج بیداری اسلامی را جمهوری اسلامی ایران، و انقلابهای شکل گرفته را برگرفته از انقلاب اسلامی ایران می داند. ثالثا، آمریکایی ها بر قدرت دیپلماتیک و نفوذ جمهوری اسلامی ایران در بدنه مردمی کشورهای اسلامی واقف می باشد، چیزی که خانم کلینتون از آن تعبیر به دسترسی دیپلماتیک بسیار فعال ایران نموده است. رابعا، ایالات متحده آمریکا از علنی کردن تلاش خود برای مقابله با ایران به عنوان دشمن اصلی در این جریانات هیچ ابائی نداشته و صحنه را نبرد بین خود و ایران اسلامی معرفی می نماید. خامسا، خانم کلینتون اعتراف کرده اند که تلاشهای بسیار وسیعی برای رایزنی با گروههای مختلف در کشورهای انقلابی شروع نموده اند، سادسا، در تازه ترین اقدام با بهره گیری از دستاوردهای ایران هراسی، و شیعه هراسی که آمریکایی ها بیش از ۳۰ سال است که این سیاست را بر ضد جمهوری اسلامی دنبال نموده اند، خانم کلینتون هدف اصلی مدیریت منطقه ای جمهوری اسلامی را پیش کشیدن مذهب شیعه معرفی نموده است. و بدینوسیله سعی نموده است که افکار متعصب سلفی و ضد شیعی را در این جبهه در کنار خویش بسیج نماید.

و واضح و روشن است که حتی دولتمردان مزدور و دست نشانده عربی نیز از این سیاست آمریکایی تبعیت نموده اند. چیزی که امروز در بحرین و در شمال عربستان شاهد آن هستیم که قیامهای عدالتخواهانه مردم را به شورشهای شیعی و ضد اهل سنت تعبیر می نمایند.

انتظار می رود که جهان اسلام با درس گرفتن از سیاستهای تفرقه انگیزانه دشمنان اسلام نسبت به این مسئله هوشیار بوده و نگذارند تا خناسان در میان صفوف آنان رسوخ نموده و این موج جهانی بیداری اسلامی را مصادره نمایند. کم توجهی و دادن فرصت به دشمن در این زمینه به قطع سرنوشت این انقلابها را به سرنوشت تمام قیام های ملتهای عربی تا کنون بدل خواهد نمود. تجربه نشان داده است که احساسات عربی و تعصبات مذهبی به دور از وحدت همواره عامل مهلک شکست تلاشها در کشورهای اسلامی بوده است، از این رو از خدای متعال می خواهیم که دشمنان اسلام نتوانند با این حربه ضربه خویش را بر این انقلابها وارد نمایند.
 

ای یک درد است؛

زنجیره انقلابهای اسلامی (دومینوی انقلابهای خاورمیانه) چندین کشور را درگیر خود نموده است. خبرها حاکی از این است که شرق لیبی به دست مردم افتاده است، در یمن حضور مردم در خیابانها پررنگ تر و اعتراضها گسترده تر شده است وعلی عبدالله صالح نیز مانند سایر هم کاسه هایش در بلاد عربی به مقابله نظامی روی آورده است. مردم الجزایر با روندی آرام تر و منظم تر اما در صدد ساقط کردن بوتفلیفه هستند. در کویت نیز خبرهایی از برپایی اعتراضات به گوش می رسد. اما خبرهای ناگواری از بحرین به گوش می رسد. امیر بحرین پای نظامیان عربستان و امارات را به وسط کشیده است و در تیراندازی مستقیم به تظاهرکنندگان بحرینی هیچ ابائی نداشته، تظاهر کنندگانی که از شیعیان بوده اند واوضاع به گونه ای رقم خورد است که از گلوی معترضین بحرینی ندای "یا حسین" به عرش می رسد.

کشور بحرین گرچه کشور کوچک و کم جمعیتی در جنوب خلیج همیشه فارس می باشد اما به جهات بسیاری از اهمیت فوق العاده ای برخورد است. اول اینکه اکثر جمعیت این کشور را شیعیان تشکیل می دهند و با توجه به عداوت حکومتهایی مثل عربستان و امارات با شیعیان، پیروزی انقلاب در این کشور شدیدا اعراب این دو کشور را نگران نموده است.

دوم اینکه بحرین از کشورهای حوزه خلیج فارس بوده و با توجه به تأثیر پذیری کشورها عرب این منطقه از یکدیگر پیروزی کشوری مثل بحرین موجب توسعه انقلابی که از تونس شروع شد و به مصر رسید در منطقه خلیج فارس خواهد شد.  شکل گیری یک سری اعتراضات در کویت نیز گواهی از این مسئله است. کشورهایی مثل کویت، امارات، عمان و حتی مناطق شمال عربستان به شدت مستعد قیام های مردمی و انقلاب بوده و واکنشهای نظامی و جو امنیتی حاکم شده بر این کشورها این مسئله را به وضوح نشان می دهد.

سوم اینکه بحرین با اینکه از نظر خاکی کشور بسیار کوچکی است اما یکی از راهبردی ترین پایگاههای نظامی آمریکا که در واقع آن را می توان قلب عملیاتی خلیج فارس، دریای عمان و افغانستان دانست در این کشور قرار گرفته است. انبار سلاحهای راهبردی ایالات متحده در این منطقه واقع شده است و حضور و آماده باش ناوهای آمریکایی در آبهای بحرین که حتی به علت کم عمق بودن خیلی برای حضور نظامی مناسب نیستند نشان از نگرانی ایالات متحده نسبت به این کشور می باشد.

چهارم اینکه میان کشور ایران و بحرین که دیری نیست از خاک مام میهن جدا شده هم از نظر اجتماعی، هم مذهبی و هم سیاست مردمی وابستگی و علقه های بسیاری وجود دارد که بی شک این وابستگی ها در خط فکری سیاسی آینده بحرین بسیار تأثیرگذار خواهد بود. امیر دست نشانده بحرین از قدیم الایام این مسئله را می دانسته و همواره سعیش بر این بوده که با سخت گیری به مردم بحرین و سختگیری در رفت و آمد ایرانیان به این کشور میان مردم این بلاد و ایران فاصله ایجاد نماید. شکل گیری تغییرات سیاسی در این کشور در نهایت منجر به نزدیکی مردم بحرین به جمهوری اسلامی خواهد شد.

این یک فریاد است؛

آمریکا و اسرائیل درصدد ایجاد هراس در ایران و جهان اسلام برای پا پس کشیدن از جریان انقلاب مصر هستند. در همین راستا ۲ تاکتیک را دنبال می کنند؛ از یک سو اسرائیل اعلام می کند با توجه به اینکه اسرائیل خاموش کردن انقلابهای ملی و اسلامی خاورمیانه را حق ذاتی برای دفاع از کشور خود می داند، کمیته های ویژه ای در حال بررسی حمله به یکی از کشورهای خاورمیانه هستند که مطابق سیره همیشگی این کشور جعلی و مطابق با افق رویا پردازانه به ترتیب ایران، سوریه، لبنان و غزه هدفهای احتمالی این حمله نظامی خواهند بود. 

مسلما ارتش اسرائیل توانایی رویارویی با قدرت نظامی ایران و سوریه را ندارد، و بحث حمله به این دو کشور را تنها می تواند در خواب آن هم به صورت کابوس ببیند، در مورد لبنان هم حزب الله امادگی خود را بریا استفاده از موشکهایی که در فاصله چند ثانیه  تلاویو را هدف قرار می دهد اعلام نموده است، پیش از این نیز ارتش اسرائیل جنگ ۳۳ روزه را تجربه نموده و از به یادآوری آن روزها پشت ارتشش به لرزه در می آید. می ماند غزه که سیبل همیشگی و دم دست صهیونیست ها بوده است. البته این را در نظر داشته باشیم که باتوجه به اوضاع به هم ریخته صحرای سینا و امکان تجدید قوا برای حماس در این ایام ورود اسرائیل به چنین جنگی چیزی شبیه به خودکشی است. و بهتر همان است که تحلیل ما از به راه اندازی یک جنگ در منطقه همان ایجاد ترس و هراس و جنگ روانی در منطقه باشد، نه چیزی بیشتر از این.

در سوی دیگر آمریکا با به راه انداختن جریان اسلام هراسی (قطع همراهی مردم دنیا با انقلاب مصر)، شیعه هراسی ( با هدف تفرقه بین مسلمین) و ایران هراسی (زنده کردن اختلافات ایران و اعراب) در کنار اخباری که از مصر منتشر می شود سعی دارد آشکارا نگرانی خویش از تجدید انقلاب اسلامی در مصر را ابراز نماید. این تنها اقدام امریکایی ها برای خنثی کردن نفوذ ایران در منطقه نیست. و در حالیکه عقلای آمریکا تحریم شانزدهمین اقتصاد جهان را کاری احمقانه و تمسخر خود اعلام می کنند، وابستگان کاخ سفید به صهیونیزم در اقدامی روانی حرف از وضع تحریمهای جدید و سخت گیرانه تر علیه ایران می زنند. در کنار این فعال کردن عناصر داخلی فتنه گر نیز بخشی از این بازی چند وجهی به راه افتاده است.

ملت و دولت خدوم در کنار رهبری عظیم الشأن نشان داده اند که نه تحریم و نه تهدید نمی تواند در عزم ملی ما برای جهانی کردن اسلام خللی وارد نماید و بی شک نظام سلطه وارد بازی شطرنجی شده است که خود از عواقب مهره چینی هایش آگاهی کافی نداشته و مقابله ایران اسلامی و امپریالیسم جهانی در این تقابل تاریخی منجر به شکل گیری خاورمیانه ای اسلامی خواهد شد. خاورمیانه ای که در آن حرفهای بسیاری از احیای تمدن اسلامی و ایجاد فضای برادری اسلامی شنیده خواهد شد. خاورمیانه ای که به لطف خدا در آینده ای نزدیک اقدام به عملی جدی و سریع در مورد غده سرطانی خویش خواهد نمود. 

شایان ذکر است که دولتهای دست نشانده در کشورهایی مثل اردن، یمن، عربستان، الجزایر، مغرب و لیبی در صف احتمالی شکل گیری انقلابهای مشابه پس از انقلاب تونس و مصر هستند و روی کار آمدن دولتی اسلامی در هر کدام از این کشورها به معنی تغییر در معادلات منطقه و تنگ تر شدن حلقه محاصره رژیم صهیونیستی خواهد بود. به امید تعجیل در ظهور امام مستضعفین و برپایی نظام عدل جهانی.

این یک فریاد است؛

زمانی از کسی شنیده بودم که مظلوم هم در ظلمی که بر وی روا داشته می شود شریک است، کاری به درستی یا اشتباه بودن این جمله ندارم. اما به این اعتقاد دارم که امروز تشکلهای اسلامی مصر بیش از هر زمان دیگر وظیفه دارند در جهت احیای اسلام در کشورشان کوشا و جدی باشند. هر گام عقب نشینی از مواضع اسلامی و هر عمل اهمال کارانه موجب از دست رفتن فرصتی بس ارزشمند در آینده سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دینی مردم مصر خواهد شد.

اوضاع مصر به اندازه تاریخ تو در توی مصر به هم پیچیده و معلوم نیست کدامین جناح و خط فکری خواهد توانست سرنخ این کلاف را به دست بگیرد. آرایش سیاسی مقداری به هم خورده است و در فضای غبارآلود شکل گرفته بیشتر نگرانی ها از این است که اسلام گرایان دچار رخوت یا اشتباهات سیاسی شوند که به یقین با توجه به تاریخی بودن فرصت پیش آمده خطا در این لحظات غیر قابل جبران خواهد بود.

به جامعه الازهر به عنوان نهاد متصدی مذهبی مصر هیچ امیدی نیست و ظاهرا سالها همنشینی با حاکم فاسق از آنها انسانهای دیگری غیر از آن چه ما انتظار داریم ساخته است، گرچه هنوز نسل جوان روشن ضمیر در میان آنها به وفور دیده می شود. از احزاب سیاسی هم ظاهرا اخوان المسلمون اعلام کرده اند که قصد ندارند برای انتخابات آتی ریاست جمهوری نامزد معرفی کنند. تحلیل این مسائل قدری سخت و پیچیده است، اما تنها کاری که از ما بر می آید دعاست؛ دعا برای اینکه تشکلهای اسلامی بیدار باشند، یا اگر دچار خواب و غفلت هستند به خود بیایند.

حکومت لائیکی در آینده مصر مسلما همان مسیری را خواهد پیمود که مبارک به آن پایبند بوده است. تجویز داروی حکومت اسلامی عاقلانه و دوستانه ترین پیشنهادی بوده است که جهان اسلام برای نجات مصر از مشکلاتی که هم اکنون گرفتار آن است می توانسته پیشنهاد بدهد. بیشتر نگرانی دوستداران اسلام این است که تشکلهای اسلامی مصر نتوانسته باشند این پیام روشن را درک نمایند.

البرادعی، عمر موسی، پتروس غالی، ایمن نور، و خیلی های دیگر که ما نمی دانیم کیستند به نوعی آمادگی خویش را برای به دست گرفتن سرنوشت مصر اعلام کرده اند، افرادی که حتی در بینشان یک نفر ظاهرالصلاح هم نیست. بعضی هایشان حتی شاید برای بالا کشیدن خودشان حاضر باشند به اسرائیل و آمریکا باج بدهند و بر پیمان کمپ دیوید صحه بگذارند. اما در میان این لیست جای یک نفر اسلامگرای واقعی، جای یک مجاهد، جای یک رهبر و لیدر خالی است.

و  اینجاست که باید خدا را شاکر باشیم که در بهترین زمان بهترین رهبران را در بهترین سرزمین خدا قرار داد تا راهبر انقلابی باشد که ان شاء الله منشأ هر چه خیر و خوبی در دنیا هست خواهد شد. کاش مصر هم کسی شبیه به حضرت روح الله می داشت.