پرش به محتوا

سيوستان

تحلیل ها، تبیین ها، اعتراضات و فریادهای شریف سیستانی

بایگانی

برچسب: 25 بهمن

این روزها خبرهایی از دعوت گروههای مختلف وابسته به جنبش سبز برای شرکت در راهپیمایی اعتراضی در روز ۲۵ بهمن به گوش می رسد. خبرهایی که همه حکایت از تلاش جنبش سبز برای زنده نگهداشتن این جنبش دارد. ظاهرا رکود شدید شکل گرفته در این جنبش، به شدت گروههای وابسته که حالا همه چیزشان را از دست رفته می بینند را آزرده و موجب ایجاد احساس سرخوردگی و تلاش برای ایجاد یک حرکت جدید در آنها شده است. 

اما محشرترین این دعوتها مربوط به گروه "جمعی از جوانان سبز ایران" است که از حامیان این جنبش خواسته است که در روز ۲۵ بهمن، هر جا که امکانش هست سوت بزنند:

«جمعی از جوانان سبز ایران» با انتشار فراخوانی از حامیان جنبش سبز دعوت کردند روز ۲۵ بهمن ساعت ۲۰ با دمیدن در سوت از پشت بام و پنجره خانه خود یا در خیابان، در سالگرد حصر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد، برای دقایقی به شکل نمادین اعتراض خود را به این حصر و نیز بی‌کفایتی اقتصادی دولت و فشارهای مضاعف و اجتناب‌پذیر اقتصادی بر مردم اعلام کنند.

——————-

اضافات: روز ۲۵ بهمن برای اینکه دل جمعی از جوانان سبز سرخورده  ایران نشکند، حتما ساعت ۲۰ سوت خواهیم زد!!!

این یک فریاد است؛

آخرین اخبار از جریان فتنه اینکه بعد از اینکه تلاشها در جهت مصادره شهید صانع ژاله بی ثمر ماند، شهید امیرحسین تهرانچی شهیدی که در روز ۲۵ بهمن با گلوله مستقیم در تهران به شهادت رسیده بود، امروز زنده سر از اخبار ۲۰ و ۳۰ در آورد و کلی هم از دست فتنه گران سبز ناله و نفرین کرد. باز هم دلمان برای این بدبخت بیچاره های سیز جلبکی سوخت که چقدر بدبخت وصد البته بدشانسند و باز هم این دروغی که بسته بودند نگرفت.

البته مدتها قبل از این برای همه مردم دست این مزدوران بیچاره رو شده بود، اما حضور زنده و سرحال شهید گمنام ۲۵ بهمن در تلویزیون باعث شد که ماهیت دروغ پراکن این فرقه ضاله برای مردم روشن گردد.

خدا را صد هزار مرتبه که دشمنان ما را از حمقاء قرار داد. الحمدلله رب العالمین

بد نیست به برخی از تیترهایی که شهادت این شهید گمنام خیالی را پوشش می داد توجهی بکنیم:

-شهید گمنام ۲۵ بهمن (امیرحسین تهرانچی)

-شهادت امیرحسین تهرانچی در وقایع ۲۵ بهمن مورد تأیید قرار گرفت

- تأیید جان باختن امیرحسین تهرانچی در وقایع ۲۵ بهمن

- امیر حسین تهرانچی شهیدی دیگر از ۲۵ بهمن

- نفر برتر کنکور ۸۸ سراسری از شهدای راه آزادی در ۲۵بهمن

- هویت یکی دیگر از شهدای ۲۵ بهمن مشخص شد، امیرحسین تهرانچی نفر برتر کنکور

این یک فریاد است؛

با فروکش کردن التهابات و خوابیدن جو هیجانی که در ایام ۲۵ بهمن ماه توسط جبهه معاندین نظام جمهوری اسلامی ایران صورت پذیرفت، و با توجه به شکست خوردن پی در پی فراخوان های اپوزیسیون بعد از ۲۵ بهمن، حال جا دارد که با مطرح کردن یک سوال به نقد عملکرد و دستاوردهای دشمنان از فتنه کوچک چند روز گذشته بپردازیم.

آیا دشمنان در فتنه اخیر (۲۵ بهمن) به اهداف خود رسیدند؟

"رویا طلوعی، از اپوزیسیون‌ ساکن آمریکا با انتشار یادداشتی تحت عنوان 'کالبدشکافی یک شکست' تأکید کرد: 'هیجان زدگی مجازی' و 'انتشار اخبار کذب از سوی شاهدان عینی بی نام و نشان' از دلایل شکست فراخوان تجمع اول اسفند در ایران بود."

واضح است که با فرونشستن هیجانات کم کم کسانی که از نظر عقلی تسلط بیشتری به مسائل دارند وارد میدان شده و حداقل برای دست و پا کردن نامی برای خودشان شروع به سرزنش سایرین در اپوزیسیون خواهند کرد، جدای از اینکه طلوعی با چه هدفی به انتشار یادداشت کالبدشکافی یک شکست روی آورده است، اما نکته مهمی که از نوشته وی می توان برداشت نمود این است که اپوزیسیون این بار نیز شکست را پذیرفته است و نسبت به اینکه بتواند کاری را از پیش ببرد یا حتی به هدفی کوچک دست پیدا نماید مأیوس شده است.

حقیقت این است که حتی اگر این دشمنان نظام می توانستند به موفقیتی کوچک در این جریان دست پیدا نمایند، با توجه به پشتوانه رسانه ای بسیار قوی که دارند، با مهارت تمام آن را تبدیل به یک موفقیت بزرگ می کردند و نظام مقدس جمهوری اسلامی را وارد بحران می نمودند. و عدم موفقیت این جریان در نشان دادن حتی یک فیلم چند ثانیه ای آبرومند از جریان اعتراضات با نمای پر سرو صدای بیرونی سبب شد که خیلی زود خبرنگارانی که با هماهنگی بعد از پیروزی انقلاب مصر روی ایران و اعتراضات ایران زوم کرده بودند پشیمان شده و ترجیح بدهند که فرصت انقلاب لیبی را از دست ندهند.

علاوه بر این تعداد معترضین اینترنتی بسیار زیاد و تعداد انگشت شمار معترضین خیابانی چند احتمال را در مورد ماهیت و تعداد معترضین این جریان مطرح می کند: اول اینکه اصولا معترضین این جریان ترجیح می دهند که فقط بر روی اینترنت اعتراض کنند و علاقه ای به ورود به خیابان ها نداشته و ندارند. دومین احتمال این است که ممکن است که ارتباط اپوزیسیون با بدنه معترضین بسیار کم رنگ بوده و اپوزیسیون نتوانسته همپای نشان دادن اعتراضات سراسری، تعدادی متناسب با این اعتراضات به خیابان بکشاند. احتمال سوم این است که اصولا معترضین در داخل کشور نبوده و اعتراضات به علت عدم دسترسی به داخل کشور فقط در فضای اینترنت برپا می گردد. و اپوزیسیون ریشه ای در داخل ندارد. احتمال چهارم هم این است که شاید معترضین دچار بیش فعالی بوده و هر کدام با چندین وبلاگ و اکانت در شبکه های اجتماعی فعالیت پر حجمی را انجام می دهند، و در آوردگاه خیابان ها موجب فضاحت اپوزیسیون می شوند.

علی ای حال علت رخ دادن این شکست فضاحت بار برای اپوزیسیون هر چه که باشد، نقدها و سرزنشهای درون سازمانی در اپوزیسیون در تقبیح عملکرد فعالین شروع شده است و رویا طلوعی در یادداشت خود چنین نوشته است:

در ساعات اولیه اخباری کذب از سوی شاهدان عینی بی نام و نشان، سر تیتر شبکه های خبری معتبر فارسی و نیز سایتهای اینترنتی شد. بعضا ادعا شد که مردم در مهاباد و مریوان آتش روشن کرده و درگیر شده اند، سقز و کجا و کجا تعطیلند اما حتی یک فیلم و مدرک کوچک هم از این اعتراضات تاکنون بر اینترنت قرار نگرفته است.
وی در تشریح دلایل دیگر شکست فرخوان تجمع با اشاره به ضعف، چندگانگی و تناقض در میان فعالان مدنی، می‌نویسد: دسته‌جات مختلف و نامتحدی را در میان فعالان می‌شود دید، از فعالان مدنی شناخته شده گرفته تا حاملین عنوان بی عمل و از همه مهم‌تر " فعالان یک‌شبه" که تا در داخل کوردستانند هیچگونه فعالیت مدنی از آنها دیده نمی‌شود اما به محض خروج از ایران (چه در عراق و چه اروپا و آمریکا) ناگهان در هیبت فعال مدنی و یا روزنامه نگار ظاهر می‌شوند.
طلوعی در انتها خطاب به جوانان حامی جریان سبز می‌نویسد: برای آن‌ دسته از فعالان جنبش سبز که به حق می‌گویند که درخواست‌های جوانان در خیابان‌ها بسیار فراتر از رهبران مجازی جنبش است نیز باید گفت که تجربه نشان داده است که جوانان با درخواست‌های رادیکال از جان و خون خود مایه می‌گذارند اما قدرت را سازمان یافتگان به چنگ می آورند.

این یک فریاد است؛
بیست و پنجم و بیست و هفتم بهمنی که گذشت ۲ رو داشت، یک روی آن برای نظام و مردم دلبسته به نظام بود و روی دیگر آن برای استکبار جهانی، صهیونیزم، سران فتنه، منافقین و نیروهای خیابانی فتنه بود. دو روزی که به صحنه تقابل میدانی دو جبهه رو در روی یکدیگر شد.

بماند که ۲۵ بهمن سازمان مخوف فتنه با تمام قوا به خیابان آمد و قصد داشت که سنگین ترین ضربات را به پیکره نظام مقدس جمهوری اسلامی وارد نماید و بماند که خودشان هم از دیدن عده و تعداد اندک هوادار و مزدوری که برایشان مانده بود شکه شدند، اما ۲۵ بهمن درسهای بزرگی برای ما به همراه داشت:

اول اینکه این ملت دلبسته نظام هستند و حرف و قولشان درا ینکه می گویند تا آخرین قطره خون پای این نظام ایستاده اند یکی است و واقعا ایستاده اند.

دوم اینکه محمود احمدی نژاد خوب این عده را شناخته بود که به آنها لقب خس و خاشاک داد، البته عده ای با کج فهمی نفهمیدند و خواستند آن را متوجه عموم ملت ۱۳ میلیونی که در انتخابات به وی رأی ندادند بکنند، اما امروز که فتنه گران مثل کف از آب جدا شده اند این صحنه معنای خویش را بهتر پیدا نموده است.

سوم اینکه برای آنها که ذره ای شک داشتند هم مسجّل شد که میریزید موسوی و شیخ ساده لوح (کروبی) از نظام جدا شده اند و راهشان جداست، هرچند که بچه های تیزبین حزب الله در اینکه ایشان از ابتدا با انقلاب بوده اند شک داشته و حتی اسنادی هم بر خطوط انحرافی و نفوذی بودن این افراد و افراد نزدیک به ایشان که از سران فتنه محسوب می شوند اقامه کرده اند.

چهارم اینکه یاد گرفتیم که اگر در وظیفه مان به هر دلیل و توجیهی اهمال بکنیم، نظام را دچار هزینه می کنیم کما اینکه شهید صانع ژاله و شهید دیگر این واقعه و مجروحین این حادثه و افرادی که به خاطر این فتنه دچار زحمت شدند همه نمونه هایی از این هزینه برای نظام بودند.

پنجم اینکه مردم و جوانان و علی الخصوص دانشجویان و حوزویان در واکنشهایشان در روز ۲۷ بهمن و در تشییع جنازه برادر شهیدمان نشان دادند که فتنه به پایان دوران خود رسیده است، و اگر اقدامات لازم و عاجل انجام نشود و مردم احساس کنند که کندی یا رخوت در انجام وظیفه هست، خودشان وارد صحنه خواهند شد.

ششم اینکه کاملا معلوم شد که سازمان فتنه دیگر هیچ جایگاه مردمی ندارد و حتی خوشبین ترین افراد نیز که تا مدتها نسبت به میریزید و جناح سبز دلبستگی داشتند، از اینکه خودشان را منتسب به این تفکر بدانند احساس شرم می کنند.

هفتم اینکه روند شکل گیری این واقعه ثابت کرد که تصمیم گیری برای فتنه در خارج از کشور صورت می گیرد و کروبی و موسوی با همکاری منافقین فقط نیروهای اجرایی این قضایا هستند.

هشتم اینکه هرچند استکبار جهانی قصد داشت که افکار عمومی جهان را از مسئله مصر منعطف به آشوبهای خیابانی در تهران بکند و تمهیدات جدی برای این مسئله دیده بود اما اقتدار انتظامی و امنیتی کشور عزیزمان مانع از به ثمر رسیدن خواسته ها و خوابهای شومی که برای این بوم و بر دیده بودند شد.

نهم اینکه از این به بعد اقداماتی مانند تروریسم را نیز باید به جرایم سازمان مخوف فتنه اضافه کنیم، گرچه قبلا این سازمان نشان داده بود که خشونت چاشنی ذاتی همه تحرکاتش چه در خیابان و چه در صحنه به اصطلاح متینگ و بیانیه است. باید دقت داشت که از این به بعد با عوامل خیابانی این سازمان همانگونه برخورد شود که با عوامل سازمان منافقین برخورد شده است.

دهم اینکه سازمان فتنه با توجه به ماهیتش که تشکل یافته از سازمانهایی همچون منافقین، تشکیلات بهائیان، سلطنت طلبان، اصلاح طلبان فراری، مزدوران داخلی، سیلی خوردگان از نظام و تفکرات سکولاری و ضد جمهوری اسلامی است، به مار هفت سری می ماند که می طلبد برای برخورد با آن یک برنامه ریزی همه جانبه و یک عزم جدی امنیتی و انتظامی داشت. بی شک غفلت از این مسئله نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را دچار مشکلات و پرداخت هزینه های بیشتری در آینده خواهد نمود.

این یک درد است؛

انّا لله و انّا الیه راجعون؛ سلام بر شهیدان راه خدا، سلام بر شهید صانع ژاله که دیروز مظلومانه در صحنه فتنه گری  منافقین کوردل و فرزندان چند پدر فتنه به شهادت رسید. سلام بر حزب الله و سلام بر بسیج که هر چه از عمر انقلاب بیشتر می گذرد خبرهای بیشتری از مظلومیت بسیج و بسیجی به گوش می رسد.

شهید صانع ژاله، که در فتنه 25 بهمن 89 به شهادت رسید

لعنت خدا بر سران فتنه، لعنت خدا بر اولین و دومین و سومین و چهارمینشان، اللهم العنهم جمیعا. لعنت خدا بر پدر فتنه، لعنت خدا بر پرچمدار توهم، لعنت خدا بر جرثومه حماقت، و لعنت خدا بر خائن. لعنت ابدی.

چه بگوییم وقتی که قوه قضائیه آنقدر دست دست کرد و آنقدر در انجام خواسته مردمی مبنی بر محاکمه سران فتنه اهمال کرد تا کار به جایی رسید که در روز روشن و در خیابانهای پایتخت فتنه گران جرأت بکنند که فراخوان بدهند و منافقین را به خیابان بکشانند. مرگ بر تویی که کشته شدن برادرم را می خواستی، مرگ بر تو ای موسوی متوهم، مرگ بر تو ای شیخ ساده لوح که از دیدن لباس پیامبر بر تن تو بیشتر بر مظلومیت آل الله ایمان می آورم، مرگ بر خائن همیشه خائن، و مرگ بر پدر همه شما فتنه گران. نفرین ابدی خداوند بر شما باد.

هرچه می گذرد بیشتر بر گفته دوشنبه بعد از انتخابات احمدی نژاد ایمان می آورم، شما عده ای خس و خاشاک بیش نیستید، و آنقدر اجیر و بدبخت اربابتان هستید که نتوانستید حماسه ۲۲ بهمن و پیام آن را بفمید. امروز شما مرکب خوبی برای اربابتان هستید و فردا روزی خواهد رسید که شما را نیز مانند دستمال تف مالیده ای (درست مثل مبارک) به زباله دان تاریخ خواهند انداخت، این دو روز دنیا چقدر ارزش دارد که برای رسیدن به وصال آن شهوت چشمانتان را کور کرده است. ای پست فطرتان دون مایه، امروز دیگر یقین کردم که شما از اول هم خدماتی به این انقلاب نداشتید و تنها کاری که کرده اید سعی کرده اید در این انقلاب نفوذ کنید، آری شما فقط نفوذی هستید، نفوذی هایی که فقط مطابق آنچه ارباب اسرائیلی اش دیکته کند انجام می دهد. ننگ بر شما! ننگ بر شما و خاک بر سر من اگر شما خودتان را انقلابی، مسلمان یا ایرانی بخوانید. از تمام این واژه ها متنفر خواهم شد اگر شما ادعایی در مورد آن داشته باشید.

این حرفها بماند سرجای خودش. قوه قضائیه را به خاطر اهمالش خواهم بخشید، فقط به یک شرط، و آن اینکه افتخار انداختن طناب اعدام به گردن میرحسین موسوی ملعون را به من بدهند. این تنها خواسته من از قوه محترم قضائیه است. 

این نه درد است و نه فریاد؛ این خبر از یک توهم است؛

در حالیکه ملت غیور ایران آماده می شوند که ۳۲ سالگرد پیروزی شکوهمند را در روز ۲۲ بهمن با حضور میلیونی جشن بگیرد، از جناح خس و خاشاک خبر می رسد که اپوزیسیون خارج نشین باز دچار توهمی مجدد شده و قصد دارد از آن سوی آبها جریان براندازی را احیا نماید. بابا بازهم به غیرت البرادعی اگر حرفی دارد این قدر مرد هست که خودش بیاید و از بین جمعیت حرفش را بزند.

اخبار واصله حاکی از آن است که مدتی است پیغام و پسغام های لندن نشینان مرفه بی درد و اتاق توطئه در حوالی واشنگتن فعال شده اند و خط و خبط و دستور جدید برای عوامل توطئه و فتنه داخلی فرستاده اند. دوشنبه بعد از یوم الله را هم روز خشم نامگذاری کرده اند به امید اینکه شاید کسی خر شود و به خیابان بریزد و شعاری بدهد.

به نظر می رسد که در راستای تاکتیک های کاخ سفید برای خاموش کردن انقلاب یکی از برنامه هایی که به صورت جدی در دستور کار قرار گرفته همین مسئله به خیابان کشاندن خس و خاشاک و متشنج نشان دادن اوضاع است. البته این را هم بگویم که برای ما که بد نمی شود، مدتی بود که داشتیم افسردگی می گرفتیم از بس از این آقایان توهم و ساده لوح و خائن و … بی خبر بودیم. دلیل دومی که برای این مسئله دارم هم این است که کم کم داشت گرد فراموشی به خیانت این اهل فتنه پاشیده می شد که این حرکت باعث خواهد شد دوباره این داغ در دل مردم زنده شود و مطالبات مردمی بسیار جدی تر قوه قضائیه را در یادآوری وظیفه اش برای محاکمه سران فتنه مصمم کند.

داشتم کم کم احساس می کردم که دوران ما دارد تمام می شود و کم کم باید نبرد سایبری را تعطیل کنیم که به لطف خدا دشمنان ما که طبق فرموده شریف از حمقا هستند برنامه ای تازه را شروع کردند و باز ما احیا خواهیم شد. خدا را شکر که به زودی جمع دوستان جمع خواهد شد. اکیدا به دوستان توصیه می کنم که از همین الان روی مشتهایشان کار کنند که قرار است تودهنی محکمی به دهان این اراذل و اوباش بزنیم.

 

ضمنا در ادامه اشاره به توهم همیشگی ایادی استکبار جهانی و تلاش و عشق این افراد بیچاره بخت برگشته به حکومت، بد نیست به هم خدمتی شان حسنی نامبارک هم اشاره ای بکنیم. امروز متن صفحه اول روزنامه الاهرام را دیدم که بدون شرح برای شما می گذارم تا ببینید موسوی و کروبی و خاتمی و حسنی مبارک و صدام حسین و ملک عبدالله و … همه در توهم از یک قماش هستند.

یاد اون روزهایی که میرحسین توهم زده بوده به خیر!!!

با تشکر از سید صادق دوست عزیزم که این تصویر را به بنده نشان داد.

روزنامه الاهرام و توهم حسنی مبارک در حمایت میلیونی مردم از وی (یاد میر حسین موسوی به خیر)

ترجمه: میلیونها نفر در تایید مبارک خارج شدند (یاد دوشنبه بعد از انتخابات به خیر)

تظاهرات میلیونی در حمایت از رئیس جمهور در میدان مصطفی حمود

روز وفاداری به مبارک در تمام مناطق مصر